|
شرح ماجرا ۲۰ مهر ماه سال ۸۱ زني جوان به ماموران نيروي انتظامي خبر داد کودک پنج ساله اش در باغي در شهران مورد آزار قرار گرفته و بد حال و در بيمارستان بستري است. پس از طرح اين شکايت قاضي وقت شعبه ۱۱۶۸ دادگاه جنايي تهران پسر خردسال را براي معاينه به پزشکي قانوني فرستاد و متخصصان تجاوز به اشکان را تاييد و اعلام کردند لکه هاي خوني روي لباس اين کودک وجود دارد که نشان مي دهد آسيب شديدي به وي وارد آمده است. همان روز ماموران گشت انتظامي در شهران به جواني که لباس سربازي به تن داشت ظنين شدند و وي را بازداشت کردند. اين جوان که مصطفي نام دارد منکر ارتکاب اين عمل شد، اما ماموران لکه هاي خون روي لباس اين سرباز پيدا کردند و با اين فرضيه که مصطفي همان مرد متجاوز است وي را به دادگاه جنايي فرستادند. پس از آنکه پزشکي قانوني آثار خون روي لباس متهم را مورد آزمايش قرار داد، تاييد کرد خون متعلق به اشکان - پسر پنج ساله - است.با بازداشت مصطفي و چاپ عکس وي در روزنامه ها، ۸ زن ديگر به پليس مراجعه کردند و مدعي شدند مصطفي آنها را مورد آزار جنسي قرار داده است. يکي از زنان شاکي به پليس گفت؛ در يکي از خيابان هاي خلوت شهران مي رفتم که جواني با لباس سربازي به من نزديک شد و ساعت پرسيد، من ايستادم که جوابش را بدهم که نقشه اش را اجرا کرد.با اين حال کارآگاهان براي اينکه مطمئن شوند عامل آزار اين زنان مصطفي بوده است، وي را بين ۱۰ مرد ديگر قرار دادند و از زنان شاکي خواستند مرد متجاوز را شناسايي کنند، آنها به اتفاق مصطفي را نشان دادند. مصطفي که زمان دستگيري ۲۰ ساله بود وقتي ديد شکات او را شناسايي کرده اند، لب به اعتراف گشود و قبول کرد که ۸ زن را مورد آزار و اذيت قرار داده است. او گفت؛ من با ماشين به سراغ زنان مي رفتم و پس از اينکه آنها را به بهانه پرسيدن ساعت متوقف مي کردم، به سويشان حمله ور مي شدم و هرگاه متوجه رهگذران ديگر مي شدم به سرعت فرار مي کردم.وي همچنين در مورد تجاوز به کودک هشت ساله گفت؛ روزي که پسر بچه را ديدم به سراغش رفتم و در حالي که به شدت گريه مي کرد او را به باغي کشاندم و مورد تعرض قرار دادم و متواري شدم. پس از تکميل تحقيقات قاضي شعبه ۱۱۶۸ جلسات محاکمه مصطفي را آغاز کرد، اما هنوز اين جلسات تمام نشده بود که قاضي شعبه ۱۱۶۸ براي چند روزي به مرخصي رفت و قاضي دادرس مسووليت شعبه را بر عهده گرفت. خانواده مصطفي که متوجه تغيير رئيس شعبه شده بودند، بدون اينکه بگويند مصطفي چه جرائمي انجام داده است، با سپردن وثيقه خواستار آزادي مصطفي شدند و دادرس پرونده نيز بدون بررسي پرونده، وي را با وثيقه آزاد کرد.مصطفي پس از آزادي ديگر به زندان بازنگشت و قاضي اصلي پرونده پس از بازگشت وي را به صورت غيابي محاکمه و به اعدام محکوم کرد. حکم مصطفي در ديوان عالي کشور و شعبه تشخيص مورد تاييد قرار گرفت. + نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 3:56 بعد از ظهر توسط سمانه |
|