|
***ايران*** بسياری از زنان و دختران ما به دليل تعصبات مردان در
خانواده مورد خشونت خانگی قرار می گيرند که می تواند حتی منجر به برخورد
فيزيکی هم بشود. البته ما آماری در اين زمينه نداريم.يکی
از مشکلاتی که وجود دارد اين است که اصولا رفتار خشونت آميز در خانه تحت
عنوان تأديب فرزند توسط والدين امری پذيرفته شده تلقی می شود. ولی حد اين
تأديب تعريف نشده است. پس والدين می توانند تحت عنوان تربيت فرزند مثلا او
را کتک بزنند و اين خود می تواند ذهنيت خشونت عليه دختر و زن را به نوعی
تقويت کند. اما، قانون از زنان در مقابل خشونت خانگی حمايت می
کند. پس آنها می توانند از طريق مراجع قضايی شکايت کرده و اين مسئله را
پيگيری کنند. برادر و شوهر حق برخورد فيزيکی ندارند و زنان می
توانند در قبال اين رفتار ديه دريافت کنند. برای شوهر هم پرونده خشونت
تشکيل می شود و زن می تواند به عنوان عسر و حرج تقاضای طلاق کند. بعد از انقلاب اسلامی قانون حمايت از خانواده لغو شد و
در نتيجه اوضاع خانواده ها آشفته شد. اما به مرور آن را جرح و تعديل کردند
و با اصلاحاتی که بيشتر با دين اسلام منطبق بود، به اجرا گذشتند. يک زن مسلمان وقتی که به عقد مردی در می آيد در مقابل
دريافت نفقه بايد تمکين کند. تمکين يعنی اينکه هر وقت که مرد خواست، زن
ملزم است که به وظايف زناشويی عمل کند ولی در مورد اينکه زن هم بايد
خواهان اين مسئله باشد هيچ حرفی زده نشده است. پس در اينجا فقط به نيازهای
مرد پرداخته شده و نيازهای زن ناديده گرفته شده است. اگر زن تمکين نکند به
او نفقه پرداخت نمی شود. چند همسری در قوانين آورده شده که مرد حق دارد ۴ همسر عقدی داشته
باشد و هر ساعتی که خواست زنی را صيغه کند. به نظر من اين هيچ تفاوتی با
برده داری ندارد. چون در عمل تعدادی زن را به دور خود جمع کرده و آنها را
تحت تسلط خود گرفته است. يک مرد مسلمان ايرانی هر لحظه که اراده کند می تواند
زنی را صيغه کند که زمان آن از يک ساعت تا نود و نه سال متغير است و هيچ
آمار دقيقی هم در دست نيست که چند مرد و چه تعداد زن صيغه ای وجود دارد. با اينکه جامعه بيشتر تمايل دارد که با صيغه، روابط
جنسی بين پسران و دختران جوان را در چارچوب قرار دهد اما صيغه بين مردان
متأهل حتی در سنين بالا بسيار متداول شده است و قانون هم در اين مورد کاری
انجام نمی دهد. قبلاً در قانون حمايت از خانواده برای مردانی که با
وجود داشتن يک همسر، زن ديگری اختيار می کردند، مجازات حبس وجود داشت. ولی
بعد از لغو اين قانون اين مجازات نيز حذف شد و قانون با مردی که ازدواج
مجدد کرده يا با عاقدی که خطبه عقد را خوانده است، هيچ کاری ندارد. اين مسئله حتی در طبقات تحصيلکرده هم بسيار ديده می شود. اين يک خشونت پنهان در قبال زن است. چون زن از لحظه ای
که به عقد مرد در می آيد تحت اين فشار روحی قرار می گيرد که ممکن است
همسرش زمانی تصميم بگيرد که زن ديگری را جايگزين او کند و حاصل زحمات تمام
سالهای عمرش بر باد برود. به همين دليل ميزان افسردگی بين زنان بسيار زياد است. چون زن ايرانی با توجه به پشتوانه فرهنگی و تاريخی خود
هيچگاه مسئله چند همسری شوهرش را نمی تواند بپذيرد و درک کند. ولی در کشور
های عربی اينطور نيست چون چند همسری رايج است. دختران و زنان با تمکين های مختلفی روبرو هستند از
جمله اين که مثلا زن بدون اجازه شوهرش حق بيرون رفتن از خانه و يا مسافرت
کردن را ندارد. اينها تنگناهايی است که قانون برای زنان ايجاد کرده است. در جامعه ما آمار صحيح اصلا وجود ندارد. يعنی به صورت
اصولی آمارگيری نمی شود که مثلاً چند نفر با پوشش اجباری موافق هستند يا
چند درصد موافق ازدواج مجدد همسرانشان می باشند. منبع:www.pezeshk.us + نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386 8:58 بعد از ظهر توسط سمانه |
|