|
بعد از مدت ها برگشتم . بنا به دلایلی نبودم و دوست نداشتم پست بدم ولی الان برگشتم اونم با یه موضوع جدید . یه چیزی که هممون تویه جامعه داریم لمسش می کنیم . حال یکی کم تر و یکی بیشتر . ... یه دختر ایرانی از وقتی که به دنیا می یاد مشکلات زندگیش هم باهاش به دنیا می یان . مشکلاتی که تا آخره عمرش باهاشن و تنها جرم همه ی اونا هم دختر بودنشونه . سخته خیلی سخته که از وقتی که به دنیا بیای تحت مالکیت یه نفر دیگه به اسمه یه مرد باشی ... خیلی سخته وقتی به دنیا می یای همه به چشمه یه ضعیفه نگات کنن و خیلی سخته که بدونی هم جنسایه تو تویه زمان های قدیم تر از تو چه وضعیتی داشتن ... وقتی بزرگتر میشی و تازه داری معنایه جنسیت رو یاد میگیری همراه با این درک جنسیتی این رو هم تو مغزه تو فرو می کنن که تو مثه یه پسر نیستی ! تو آزاد نیستی ! از همون اول بهت یاد می دن کلمه ی پسر مساوی با خوشی و تفریحه و کلمه ی دختر یعنی مورد تملک کسی بودن و کار و کار و کار ! اونم یه کار خفت بار و بدون دستمزد ( البته دستمزد داره ها ولی دستمزدش تحقیرو بدبختیه !) بزرگتر میشی ... میرسی به دوران راهنمایی . پسرایه همسن و ساله خودتو میبینی که همیشه دنباله تفریحو شادی هستن ... همیشه دنباله اینن که از بهتر و بهترین تفریح یکیشو انتخاب کنن ولی تو چی ؟ تو انتخاب که نداری هیچی باید بشینی گریه کنی و از خدا بخوای یه تفریح ساده بذاره جلویه پات ... تویه مدرسه هم تنها چیزی که سعی می کنن بهت یاد بدن تویه کتابایه درسی فقط اینه که بفهمی دختر تو زندگی هیچ حقی نداره ... تویه تک تک صفحاته کتابت با هر آموزشی که می خوای ببینی بهت می فهمونن مرد باید بیرون از خونه کار کنه و تفریح کنه و تو تویه خونه جون بکنی و آخرش هم بهت می گن که از این زندگیه کوفتی که متعلق به تو هم هست هیچ حقی نداری ! بزرگتر از این میشی ... میرسی به دورانه دبیرستان ... وضعیت کتابا بدتر میشه خیلی بدتر ! دیگه حالا تو میفهمی که کتابات چه جوری جهت گیرانه علیه تو و زندگیت نوشته شدن ! تازه داری معنایه خیلی چیزا رو درک می کنی ... و بدتر از همه این که میفهمی باید در مقابل این همه ظلم سکوت کنی چون در غیر این صورت پاداش تو مرگه !!! تازه می تونی درک کنی که تویه این جامعه استعدادای تو لگد مال میشه ... می فهمی حقه شکوفا کردن استعدادات و نداری چون دختری ... و چیزی که بیشتر از همه عذابت می ده اینه که با این وجود همیشه تویه تاریخت بهت بگن کارای بزرگ ماله مردا بوده ... آخه آدمایه احمق کدومتون جلویه زنان رو باز گذاشتین تا پیشرفت کنن ؟! چرا ؟! چرا این همه ظلم ؟ یه دختر دبیرستانی وقتی می فهمه کنکور چیه ... تلاش می کنه ! درس می خونه ... با خودش می گه اشکالی نداره عوض اینکه من تفریحی ندارم بهتر از یه پسر می تونم درس بخونم ... آره من به جایه تفریح کردن به آرزوهایه بزرگم فکر میکنم ... ولی ... نتایج کنکورش می یاد ... میره تویه دانشگاه می بینه اون با رتبه ی 200 تویه رشته ی داروسازی درس می خونه و یه پسر با رتبه ی 2000 !!! حتی کسی بهش اعلام نکرده بود که سهمیه ی جنسیتی تویه این کشوره به اصطلاح بدون تبعیضش وجود داره !!!می فهمه حتی تلاشش با تلاشه یه پسر قابل قیاس نیست و با این وجود بازم لقب ضعیفه رو بهش می دن ... تویه این سنه که تازه به یه دختر یه خورده آزادی می دن و جالب تر اینه که انتظار دارن عقده ای هم نشه ! اخه آدمای احمق یکی که 18 سال تویه قفس بوده حالا که اجازه پیدا کرده قفسشو بزرگتر کنه خب خودشو گم نمی کنه ؟! البته نمی گم همه ولی با این کارای والدینش و جامعش نباید ازش انتظار داشته باشن که معصوم ترین موجوده عالم باشه ! حالا دیگه بزرگتراش می خوان براش آستین بالا بزنن ... حالا اگه اون بدبخت خیلی شانس بیاره به خودشم اجازه ی دخالت تویه زندگیشو می دن ! اگر نه که باید تن به خیلی چیزا بده ... ازدواج می کنه ! اونم چه ازدواجی ... تمام قوانین علیه اونه ... اون حتی صاحب بچه ای که 9 ماه تو شکمش بزرگش کرده نیست !!! اون ولیه بچش به حساب نمی یاد ! هر ظلمی که بهش بشه حقه هیچ حرفی رو نداره چون بازم در تملکه یه مرد دیگه است ! ( در مورد قانون تا حالا خیلی چیزا گفته شده تویه همین وبلاگ فکر نکنم زیاد نیاز به توضیح باشه ...) تویه ایران عشق واسه دختر یه گناهه ... یه دختر حق نداره عاشق بشه ... اگه عاشق بشه روش لقب بدکاره یا خیلی چیزایه بده دیگه می ذارن ! باید همیشه عشق و تو وجودش بکشه ... فکر کنید یه دختر که عاشق یه پسر می شه هم از طرف معشوقش ضربه می خوره و هم از طرفه جامعه ... و با همه ی این چیزا به جایه تشکر از تو به خاطر تحمل این همه سختی تنها چیزی که بهت می گن اینه که دختر امروز زیاده خواه شده ! بهت بگن تو تویه این جامعه هیچ کار نمی کنی و توقع هم داری !!! و حتی وقتی بخوای حداقل در باره ی این موضوع ( نابرابری ) صحبت کنی بهت بگن داری جامعه رو متشنج می کنی !!! شما پسرایی که الان دارید این متنو می خونید ... واسه یه بار هم که شده تصور کنید که همچین وضعیتی داشته باشید ... چه حسی خواهید داشت ؟! می تونید زندگی کنید ؟! پس قبل از نظر دادن واسه این پستم و نثار کردن فحشای آبدار به من و پستام یه خورده فکر کنید و سعی کنید با این همه ظلم مبارزه کنید نه این که ترویجش کنید ... و در آخر هر کجایه نوشتم که فکر می کنید که اغراقه یا وجود نداره رو بهم بگید تا مثالش و براتون بیارم ... هم از تویه کتابایه مختلف هم از تویه زندگیه دخترایه ایرانی... !!! + نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387 1:46 بعد از ظهر توسط نگین |
|