تبليغاتX
دختران فمینیست - عروس یا عروسک!

دختران فمینیست

 در اتاق امور سرپرستی دادسرا روزی نیست که هیاهوی بیوه زنی بلند نشود اینجا به امور کودکان صغیر رسیدگی می شود. معمولا وقتی کسی میمیرد صورت اموال و در آمد او در دادسرا حفظ می شود. یکبار نشد که آنجا بروم و شاهد فحاشیها و بی حرمتی هایی که در حق بیوه های جوان می شد نباشم.

آنان درمانده و ناگزیر به دلایل مختلف به آنجا مراجعه می کردند و در همه حال شکایت از دشواری گذران زندگی بچه ها بود. اما کسی مشکل آنان را حل نمی کرد. به هرحال یک ساعت در اتاق امور سرپرستی به سر بردن کفایت می کرد که به ژرفای خیانتی که در مورد کلمه "داد" شده است پی ببری چون آنجا بخشی از دادسرا است.

اغلب در راهرو باریک و شلوغ دادسرا به قدم زدن می پرداختم و چه درسها که نمی آموختم. آنروز ناگهان سرو صدا در گوشه ای از راهرو بالا گرفت من به طرف ازدحام رفتم ، همیشه در چنین مواقعی اتفاق تازه ای می افتاد.

از وسط جمعیت راهی باز کردم و خود را وسط معرکه رسانیدم. دو پیرمرد روستایی را دیدم که با عده دیگر درگیر بگو مگو بودند، به خصوص یک پاسبان خیلی آشفته به نظر می رسید گمان کردم قضیه مثل همیشه این است که قصد زور گفتن به پیرمرد روستایی در میان است ولی وقتی سرو گوشی آب دادم دیدم اینبار مسئله فرق می کند.مردم به پیر مرد روستایی فحش میدادند:«پیرمرد بد مذهب،آخه آخر عمری چرا جنایت می کنی؟ یه پایت لب گوره خجالت نمی کشی،این بچه هنوز دهنش بوی شیر میده جای نبیره توست...»

چشمم به دختر بچه نه ساله ریزه میزه ای افتاد. در حالی که لبه چادر رنگ و رو رفته اش را در دهانش می جوید گیج و حیران و بی خیال در دنیای خود سیر می کرد. معلوم بود که از جریانات چیزی حالیش نیست.او را آورده بودند تا اجازه قانونی بگیرند و شوهرش بدهند.

به چهره بی گناه و بی خبر دخترک نگاهی کردم گویی قلبم را هزاران دست قوی با چنگال های تیز می چلانیدند. پیش رفتم از مرد روستایی جوانتری که پشت سر دخترک ایستاده بود پرسیدم:«دوماد کیه؟»

مرد درحالی که گویا خجالت می کشد و می خواهد مرا دست به سر کند گفت:«اینجا نیست!» ولی مردی که بغل دست او ایستاده بود با عصبانیت گفت:« دروغ میگه خانم، همون پیرمرد ریشو و مُردنیه که پهلوی پدر دختره وایستاده...نه از خدا می ترسند، نه از بنده شرم دارند. چه آدمهایی هستند... میبینی خودشون هم خجالت می کشن بگن دوماد کیه!»

دخترک به راحتی می توانست جای نوه نبیره پیرمرد باشد. صحنه را نمی شود با کلمات تصویرکرد فقط می بایست آن را دید. پیرمرد را که سر پیری هوس داماد شدن به کله اش زده بود، پدر را و دخترک را که بیخیال و مبهوت به هیاهو می نگریست.

من می دانستم، شب قبل از خوشحالی خوابش نبرده که فردا به شهر خواهد رفت و الان تصور می کرد اگر شهر همین راهرو باریک و این هیاهو و فحش و بد و بیراه باشد چندان چنگی به دل نمی زند.

مردم پی کار خود را گرفتند و سر انجام دادسرا هم اجازه ازدواج آنها را نداد اما مردی که کنار من ایستاده بود گفت:«کاری ندارد، فردا ملای ده در برابر یک کله قند طفلک معصوم را صیغه پیر مرد می کند. مگه نمونه های اون تو این خراب شده کم اند.»

آنها به طرف پله ها به راه افتادند که دادسرا را ترک کنند . مرد جوانی که همراه آنان آمده بود و شرم داشت داماد را به من نشان دهد دست دخترک را گرفت که خدای ناکرده از پله ها نیفتد!   

(از نوشته های مرضیه احمدی)  

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387 6:46 بعد از ظهر توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بیایید به خود به عنوان حلقه هایی نگاه کنیم.
هدف ما به هم پیوستن و تکمیل نهایی این حلقه ها در یک زنجیر محکم است
و نه شکست دادن مردان!
رشد ما در گرو حرکت به سمتی است که تاکنون در آن گام برنداشته ایم...

اينجا در مورد حقوق پایمال شده و داشته و نداشته دختران جهان و به خصوص ايران حرف ميزنيم
و قصد داریم حقایق رو برای شما روشن کنیم


صفحه نخست
پست الکترونیک


مطالب برتر وبلاگ

برابری استعداد دختر و پسر
خشونت علیه زنان, عمر مردان را کوتاه میکند!
پليس و امنيت هواي نفس مردان!
جايگاه زنان در جامعه ايران باستان!
جلوي ق.ا.چ.ا.ق دختران را بگيريد!
خ.ت.ن.ه شدن دختران در جنوب ايران!
ف.م.ي.ن.ي.س.ت و شاخه هاي آن!
زنان شوهركش، قربانيان خشونت و نابرابري
وضعيت خشونت خانگي در ايران!
خ.ت.ن.ه دختران، عملي غير انساني و وحشيانه!
داستاني واقعي در مورد فرار يك دختر از خانه
دختر نه ساله كودك است، مجازاتش نكنيد!
تبعيضات!
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

جواب نظرات
اخبار
دیگر مطالب
دست نوشته های نویسندگان

نویسندگان

سمانه
نگین
مهرناز
علي
مهتاب
سهراب
supernova
نیلوفر
شایسته


پیوندها

ورود ممنوع!(فمينيستي)
يك سوال كوچولو
سوختگي اسيد
دختران سیب!!!
بوف كور
كليسا جديد!
هرج و مرج در سيناپس ها
فقط پپسي رو عشقه
مرجع اطلاعات از دنيا
محفل كورش
همدلي
یار دبیرستانی من...
ركن پنجم دموكراسي
گالری عکس نگين
عکس و مطالب عاشقانه
عسل
روح، راه، آرامش
ashione
عکس های خفن ایرانی
گیم اسپات ایرانی
جوکهای باحال
هم توم
خاطرات مهرناز و هر روزش
دختر آتيش پاره
پرچین
سمپاد
ارتش وحشي
ویدئوهای زیرنویس متال
وب نوشته هایی ازفوتبال
نتیجه کنکور - انتخاب رشته سراسری-آزاد88
سجاد رحیمی مدیسه
رپ ایران زمین
دست نوشته های یک گاگول!
کراس برای همه ی ایرانیان
روزهای دلتنگی ما
Dice
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin