تبليغاتX
دختران فمینیست

دختران فمینیست

زنان قالی باف روستایی از مظلوم ترین زنان ایران هستند که به اجبار روزانه ذره ذره وجودشان را در پای دارقالی از بین می برند.

بیماری سل در میان زنان قالی باف بیداد می کند. زیرا آنها با پشمی کار می کنند که خود باید بریسند و هرگز ضد عفونی نشده است.بیماری هولناک سیاه زخم با بافتن قالی توام است  خود زنان روستایی برای درمان آن، این زخم را باآهن گداخته می سوزانند.هنگامی که کسی نیست که به فکر درمانش باشد... نه پزشکی وجود دارد و نه دارویی... و خود نیز اجازه رفتن به شهر را ندارد، غیر از این چه می توان کرد؟

 این داستان غم انگیز اما هرروزی را از زندگی یک زن هنرمند،یک زن قالیباف بشنوید:

او جوان است و دوبچه دارد. گذشته از کمکی که برای دامپروری، کارهای کشاورزی و...می کند. باید قالی هم ببافد. چون شوهرش از او چنین می خواهد.این زن جوان آرزومند یک دست لباس نو بود، زیرا نه از فروش قالی بهره ای میبرد و نه از کاری که هر روز در سرتاسر سال انجام میداد.

شوهرش به او می گوید:

 اگر امروز 40رج از قالی را ببافی، برای تو به طور قطع یک پیراهن خواهم خرید.

زن جوان شاد می شود وبا کمک خواهرش کوشش می کند که این کار سنگین را در یک روز انجام دهد.سرتاسر ده سخن از این بود، و همه با شگفتی به زن می نگریستند که میخواسته چنین هنری به خرج دهد.غروب ، خسته با چشم های سرخ و دست های ازکارافتاده اما شاد، به استقبال شوهر می رود و به او خبر می دهد که 40رج را بافته است و از او لباسی را که وعده گرفته بود می خواهد. اما در پاسخ شوهر اورا به قصد کشت می زند و زیر لگد می اندازد و داد می زند:

تو که می تونستی چنین کاری بکنی، پس تا حالا سر من کلاه می گذاشتی...

 (این داستان واقعیه)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387 3:26 بعد از ظهر توسط |



"آليا صبور"، (Alia Sabur) اولين شهروند امريكايي ایرانی‌الاصل است كه رتبه اولين و جوان‌ترين پروفسور زن را در تاريخ امريكا به خود اختصاص داده است. اين دختر ايراني تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گينس ثبت نموده است. ركوردار قبلي جوان‌ترين پروفسور دانشگاه هاي جهان متعلق به يك فيزيكدان اسكاتلندي بنام "كولين مك لورين" كه شاگرد اسحاق نيوتن بود و در سال 1717 ميلادي (291 سال پيش) در سن 19 سال و 7 ماهگي اين رتبه علمی را کسب کرده بود.
"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند. وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرايش به موسيقي به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت.
آلیا چهارده ساله بود که مدرک ليسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل، نیویورک شد. او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زيادي دارد. فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک، سئول، کره جنوبی پذیرفته شد.
وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فيزيك دانشگاه كنكوك تدريس مي‌كرد و در حال حاضر، رياضي و فيزيك را در دانشگاه جنوبي ايالت نيواورلند تدريس مي‌كند. او يكي از دلايل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌اي بیان کرده است.

جهت اطلاعات بيشتر فيلمي از آليا را ببينيد (لينك)
و بيشتر درباره ی او به انگليسی بخوانيد (لينك1) (لينك2)
 

+ نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387 9:3 بعد از ظهر توسط سمانه |


«در عوض به وجود آوردن تو کاش سنگی را می زائیدم، دست کم سنگ به درد ساختمان می خورد،اما تو...؟»

با این گفته قدم نورسیده را اگر دختر می بود شادباش می گفتند!

 وضع زنان جمهوری های شرقی در زمان اتحاد جماهیر شوروی و پس از تصویب قانون حقوق برابری زن و مرد:

پس از انقلاب اکتبرهنگامی که برابری زن را در همه شئون اجتماع از طرف دولت جوان سوسیالیستی اعلام نمودند در کشورهای شرقی با عکس العمل شدیدی رو به رو گردید.

در کشور های آسیای میانه که بسیار عقب افتاده بودند و در خرافات و جهل عمیقی به سر می بردند، ناگهان از اینکه زن برده، زن ناقص العقل ،کنیز مرد و تنها به وجود آورنده و پرستار بچه، مساوی با مرد شده است، خشم اکثریت مردان را بر انگیخت.

در این میان مالکین و ملاها که به نام مذهب و اسلام پشتیبان آنها بودند نقش بسیاربزرگ و هولناکی داشتند و اینک چند پیش آورد برای نمونه آورده می شود:

یکی از اولین دخترانی که قربانی گردید "سلیمانوا" از شهر سمرقند بود. او را هنگامی که می خواست به کنگره شوراهای ازبکستان در سال 1925 برود، کشتند.

دو ماه پس از او زن جوانی از ترکمنستان به نام "آنا جمال" شهید شد. او عضویت حذب بلشویک را پذیرفته بود و زن ها را به سواد آموزی دعوت می کرد و از رفتار زشت و زننده ای که با زن ها می شد پرده بر می داشت.مثلا او می گفت:

با وجود قانونهایی که گذاشته شده، هنوز دختر ترکمنستان خرید و فروش می شود، و فلان آدم دخترش را در برابر دو خروار گندم، دو شتر، سه تخته پارچه فروخته است و این دختر بیش از ده سال ندارد.

آتش خشم و غضب نسبت به این زن بالا گرفت و او را متهم کردند که جادو گر است و سازمان زنان هم جایی شیطانی و نجس است و غیره...

و روزی جنازه آنا جمال را در حالی که 24 ضربه چاقو به بدن او زده بودند، پیدا کردند.دختر او را هم زخمی نموده و شوهرش را هم به قصد کشت زده بودند.

شدت این مبارزه به اندازه ای بود که در سال 1928 در ازبکستان 260زن را یا دزدیده و یا کشته بودند.

در موزه تاریخ سمر قند عکس زن زیبایی دیده می شود. او هنر پیشه بود و شوهرش او را کشته است، زیرا این زن به خود اجازه داده بود که به صحنه بیاید.

دو هنرپیشه تئاتر تاجیک نیز به همین شکل از پای در آمدند. یکی از آنها را پدر و مادرش کشته بودند و بدن او را تکه تکه کرده و در کیسه هایی نموده و در کف خانه پنهان کرده بودند.

دختر ها و زن های زیادی قربانی شدند و گاه به فجیع ترین شکلی بعضی از آنها را زنده زنده در شن های صحرا در زیرخاک دفن کردند.

در می یابیم که حتی پس از اعلام برابری حقوق زن و مرد از طرف حکومت ها فشارها بر زنان افزایش یافته و فرهنگ برخی از جوامع عقب افتاده درک معنای برابری حقوق زن و مرد را نداشته در پی تکذیب آن بر آمدند ولی زنان جمهوری های آسیای میانه که امیدوار به یک زندگی انسانی شده بودند اندک اندک به هدف خود دست یافتند.

در 12 اکتبر1935چهارده زن ترکمن کارخانه ی پارچه بافی، نامه ای به همه خواهران خود می نویسند و از آنها می خواهند که مبارزه قاطعی را علیه آداب و رسوم عقب مانده کشورشان در مورد زنان ، دنبال نمایند.

پس همه چیز را می شود به سمت عقل سوق داد همان گونه که این زنان فداکار توانستند با جهل مردم زمان خود بجنگند. و امروز دیگر قهرمانیها و موفقیت های زنان امری طبیعی شده است.

پس چرا ما و شما قهرمان نباشیم؟!

من یک زنم زنی که در سینه اش دلی چرکین خشم است...زنی که در چشمانش انعکاس گلرنگ گلوله ها ی آزادی موج می زند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1387 7:32 بعد از ظهر توسط |


افلاطون. در یونان کهن بنا به عقیده افلاطون زن بودن چیزی ناهنجار بوده است. او چنین می گوید:از خدایان شاکر هستم که به من هفت مزیت بخشیده اند، نخستین آنها این است که من انسانی آزاد به دنیا آمده ام و نه برده، و دوم آنکه مرد به وجود آمده ام ،نه زن..."

فیثاغورسو بدین طریق تجزیه و تحلیل می نماید:اصلی خوب وجود دارد که آفریننده ی روشنایی و نظم و مرد است، و اصلی بد که خالق آشفتگی و تاریکی و زن است.

 میلتون(شاعر انگلیسی1608-1674) میگوید:مرد برای خدا خلق شده است و زن برای مرد.

 شوپنهاور(فیلسوف ایده آلیست مرتجع آلمانی.1788-1860) می گوید:زن حیوانی است با موهای بلند و افکاری کوتاه.

 نیچه (فیلسوف ایده آلسیت آلمانی.1844-1900)او در زن تنها این را میبیند:آرامش دهنده و بخشنده ی لذت برای جنگجو.

 وینی،شاعر فرانسوی(1797-1863 ) از یک مبارزه ابدی سخن می گوید:میان خوبی مرد و حقه بازی زن است.

 فردوسی شاعر بزرگ ایرانی با اینکه به راستی در خیلی از گفته های او احترام به زن و مادر محسوس است، باز او را چنین توصیف می کند:زنان را همین بس یک هنر، نشینند و زایند و شیران نر.

 نظرات رهبران کلیسا هم به طور قاطع در راه تحقیر زن است:

 ترتولین (از مدافعین سرشناس مسیحیت.155-220م) می گوید:زن تو همانند دری هستی که به روی شیطان باز میشود،تو باید همیشه لباس عزای پاره پاره برتن داشته باشی.

 ژان کریسیستم(معروف به دهان طلایی از بزرگان کلیسا و ناطق زبر دست 407-347م) زن را سرزنش می نماید و می گوید:درمیان همه حیوانات وحشی، پر زیان تر از زن حیوانی نیست.

 بالزاک نویسنده بزرگ فرانسوی در کتاب فیزیولوژی ازدواج چنین می نویسد:سرنوشت زن و یگانه افتخار و سربلندی او در این است که دل مردی را به تپش بیندازد...زن ملکی است که با قباله و و قرار داد به دست می آید، او همانند لوازم خانه است...زن اگر درست بخواهیم بگوییم ضمینه ای است از مرد.

(منبع مطالب بالا: کتاب "گفتاری چند از بزرگان درباره ی زن"/ گرد آورنده و مترجم :مریم فیروز. آبان1358)

 عقیده ی این فلاسفه درباره زن ها، همان اندازه درست است که عقیده استعمارگران سفید پوست  آمریکایی قرن گذشته درباره ی سیاهپوستان.

قرن ها و قرن ها زن در بسیاری اجتماعات به عنوان وابسته، کنیز، وسیله لذت و خوشگذرانی ، بچه زا، موجودی پست و نارسا،...زیر فشار و ستم زندگی کرده است و هنوز هم که هنوز است بسیاری از مردم دربعضی از کشور ها از جمله ایران با دیده ی تحقیر به زن می نگرند.

 چه کسی است که در ایران نشنیده باشد که بعضی مردها از بردن نام زن هم شرم دارند و در روستا او را "بزم" می نامند و در شهر ها "خانه" و یا نام پسر اول و یا "مادر بچه ها" و یا ترکیبی از نام پسر اول با کلمات دیگرمانند:امّ محمد،ننه محمد...در هر صورت در نظر اینگونه افراد زن باید زیر سایه مرد باشد و خود نمی تواند اختیار خود را داشته باشد.و به عبارتی، بسیاری از زنان پس از ازدواج حداقل آزادی های خود را نیز از دست می دهند حتی در خانه زندانی محسوب می شوند و برای خروج ازخانه از مرد باید اجازه بگیرند(در هر سه حالت:عرفی، شرعی و قانونی).

 زن به طور کلی و جدا از استثناهای معدودی، در ایران بدون هیچ مزایایی، خدمتکار مرد، پرستار بچه ها و کنیز فرمانبردار شوهر است. کتک می خورد، میزاید، جان میکند، بار سنگین اداره خانه و بچه را به دوش میکشد و روزی هم که می میرد، نمی داند چرا آمد و زندگی چیست و شاید بارها با خود آرزوی همین مرگ را هم کرده و از رهایی از این زندان شاد باشد.

 چه درست، نیرومند و دلنشین است رو حیه ای که طبیعت به زن ارزانی نموده است و اجتماع این روحیه را به کار نمی برد. آن را به دور می اندازد، له می سازد، خفه می کند...

تاریخ بشریت ده برابر سریعتر پیش خواهد رفت، اگر هوش زن را به دور نمی انداختند، نابود نمی کردند و اگر آن را به کار بسته بودند.

من یک زنم، زنی از دهکده های مرده جنوب        زنی که از آغاز با پای برهنه دویده است

سرتاسر خاک تف کرده ی دشتها را                    من از ویرانه های دور شرقم

زنی که از آغاز با پای برهنه                             عطش تند زمین را در پی قطره ای آب در نوردیده است.

زنی که از آغاز با پای برهنه                              همراه با گاو لاغرش در خرمنگاه

از طلوع تا غروب از شام تا بام                          سنگینی رنج را لمس کرده است.

من یک زنم زنی که مرادف مفهومش در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما وجود ندارد.

(قسمتهایی از شعر" افتخار". سروده ی مرضیه احمدی)

*اولین پستم تو این وبلاگ بود به بزرگی خودتون  ببخشید.

+ نوشته شده در شنبه 9 آذر1387 3:24 بعد از ظهر توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بیایید به خود به عنوان حلقه هایی نگاه کنیم.
هدف ما به هم پیوستن و تکمیل نهایی این حلقه ها در یک زنجیر محکم است
و نه شکست دادن مردان!
رشد ما در گرو حرکت به سمتی است که تاکنون در آن گام برنداشته ایم...

اينجا در مورد حقوق پایمال شده و داشته و نداشته دختران جهان و به خصوص ايران حرف ميزنيم
و قصد داریم حقایق رو برای شما روشن کنیم


صفحه نخست
پست الکترونیک


مطالب برتر وبلاگ

برابری استعداد دختر و پسر
خشونت علیه زنان, عمر مردان را کوتاه میکند!
پليس و امنيت هواي نفس مردان!
جايگاه زنان در جامعه ايران باستان!
جلوي ق.ا.چ.ا.ق دختران را بگيريد!
خ.ت.ن.ه شدن دختران در جنوب ايران!
ف.م.ي.ن.ي.س.ت و شاخه هاي آن!
زنان شوهركش، قربانيان خشونت و نابرابري
وضعيت خشونت خانگي در ايران!
خ.ت.ن.ه دختران، عملي غير انساني و وحشيانه!
داستاني واقعي در مورد فرار يك دختر از خانه
دختر نه ساله كودك است، مجازاتش نكنيد!
تبعيضات!
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

جواب نظرات
اخبار
دیگر مطالب
دست نوشته های نویسندگان

نویسندگان

سمانه
نگین
مهرناز
علي
مهتاب
سهراب
supernova
نیلوفر
شایسته


پیوندها

ورود ممنوع!(فمينيستي)
يك سوال كوچولو
سوختگي اسيد
دختران سیب!!!
بوف كور
كليسا جديد!
هرج و مرج در سيناپس ها
فقط پپسي رو عشقه
مرجع اطلاعات از دنيا
محفل كورش
همدلي
یار دبیرستانی من...
ركن پنجم دموكراسي
گالری عکس نگين
عکس و مطالب عاشقانه
عسل
روح، راه، آرامش
ashione
عکس های خفن ایرانی
گیم اسپات ایرانی
جوکهای باحال
هم توم
خاطرات مهرناز و هر روزش
دختر آتيش پاره
پرچین
سمپاد
ارتش وحشي
ویدئوهای زیرنویس متال
وب نوشته هایی ازفوتبال
نتیجه کنکور - انتخاب رشته سراسری-آزاد88
سجاد رحیمی مدیسه
رپ ایران زمین
دست نوشته های یک گاگول!
کراس برای همه ی ایرانیان
روزهای دلتنگی ما
Dice
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin