|
عوامل اجتماعی بازدارنده ی اشتغال زنان : تفکیک جنسیتی آموزشی جنسیت، رفتارها، نقش ها، فعالیت ها، نگرش ها و مسئولیت منسوب به زن یا مرد در یک جامعه است و تفکیک جنسیتی سوالاتی از این دست را مطرح می کند: چه کسی، چه کاری می کند؟ چه کسی تصمیم گیری می کند؟ و کدام مربوط به زن و کدام مربوط به مرد است؟ در این راستا می توان گفت مدارس و سایر گروه های اجتماع هر یک تصوراتی کلیشه ای از رفتار مناسب هر جنس را به کودکان و نوجوانان می آموزند، نظام آموزش و پرورش، جداسازی جنسیتی در بازار کار را تقویت و پایداری می کند و دختران و پسران را برای مشاغلی متناسب و شناخته شده برای جنسیت آنها اماده می کند. در کتاب اول دبستان نه تنها مردان دو برابر زنان به تصویر درآمده اند، بلکه در تصاویر نیز تقسیم نقش سنتی زن اندرونی و مرد بیرونی به شدت رعایت شده است. حتی فرزندان نیز به صورت فقط فرزند پسر یا پدر به نمایش در آمده اند و دختران اکثرا به همراه مادر مشاهده شده اند، هر چند در مواردی مادر با دختر و پسر هم دیده شده است . پسران بیشتر از دختران در محدوده ی خارج از خانه و در گروههای بزرگ دیده می شوند. فعالیت مردان در محیط خارج از خانه صورت می گیرد. اما فعالیت زنان در محدوده خانه است (جزنی، 1380: 65) برحسب این الگوی انتشار از زن، زنان به سوی مشاغلی گرایش پیدا می کنند که به این الگو خدشه ای وارد نکند. شغلی که علاوه بر کسب درآمد، این امکان را فراهم آورد که بتوانند انتظار جامعه از زنان را به عنوان یک زن خانه دار خوب برآورده نمایند. در مقطع راهنمایی، کتاب های آموزش حرفه و فن در سالهای اول، دوم وسوم راهنمایی به دو شکل مختلف به دختران و پسران ارا ئه و تدریس می شود و تفاوت هایی در آموزش و مهارت ها برای دختران وجود دارد.در این کتاب ها بر مهارت های کلیشه ای زنان از قبیل خیاطی و بافتنی آشپزی و در نهایت کودک یاری تاکید شده است.در حالی که برای پسران دروسی جهت آموزش نکته هایی در زمینه ی مکانیک-اتوماتیک-نجاری و راه سازی ارا ئه شده است.همچنین نتایج تحقیق بر روی کتاب های درسی نظام جدید متوسطه درسال 75 نشان دهنده این است که کتاب های روان شناسی-ادبیات فارسی واقتصاد هیچ شغلی را برای زنان مطرح نکرده اند.الگوی جنسیتی در کتب درسی و برنامه های آموزشی - برداشت های سنتی را در اذهان تقویت می کند.این گونه الگوها که از کتب درسی و برنامه های آموزشی به ذهنیت دختر بچه ها راه می یابد باعث می شود تا این زنان آینده هم مثل گذشته نیروی خود را دست کم بگیرند و به سوی پذیرش کارهای کم مهارت- کم درآمد با وجهه های اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند . سیاست های محدود کننده در انتخاب رشته ی تحصیلی و شغل برای دختران دفترچه آزمون سراسری در سال 1376 دختران دیپلمه ریاضی را از ورود به بیست ونه رشته تحصیلی سیاست های محدود کننده در انتخاب رشته ی تحصیلی و شغل برای دختران دفترچه آزمون سراسری در سال 1376 دختران دیپلمه ریاضی را از ورود به بیست ونه رشته تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و دختران دیپلمه علوم انسانی را از ورود به ده رشته تحصیلی و دختران دیپلمه علوم تجربی را از ورود به هشت رشته تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی منع نموده است.بدیهی است محدودیت در انتخاب رشته ی تحصیلی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی برای دختران محدودیت شغلی آنان را در آینده در پی خواهد داشت . + نوشته شده در جمعه 28 تیر1387 9:51 قبل از ظهر توسط نگین |
ژاله توکلی والا(استاد راهنما:دکتر حسین آقاجانی) چکیده این مطلب ادامه داره و من کمکم می ذارمش ... منتظر ادمش توی پستای بعدیم باشید ... محشره ! + نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387 10:57 قبل از ظهر توسط نگین |
در مورد کتابهای مهر انگیز کار و صحبت هاش زید گفتیم اما این یکی در مورد خودشه(بیوگرافیش): وکیل، روزنامهنگار، و فعال اجتماعی در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و گسترش مردمسالاری است. او متولد سال ۱۳۲۳ در شهر اهواز و دانشآموخته دوره کارشناسی رشته حقوق سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران است. در فروردین سال ۱۳۷۹ مهرانگیز کار در کنفرانس «ایران بعد از انتخابات» که توسط بنیاد هانریش بل در برلین برگزار شده بود (مشهور به کنفرانس برلین) شرکت کرد. در این کنفرانس به مقدسات دینی مردم ایران و همچنین با مسولان نظام جمهوری اسلامی توهین شد. حتی یکی از افراد حاضر در سالن کاملاً لخت شد و حرکات شنیع انجام داد. مهرانگیز کار پس از بازگشت از این کنفرانس در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی مورد بازجویی قرار گرفت و دستگیر شد. او به مدت دو ماه در زندان اوین زندانی بود و پس از آن آزاد شد. پس از آن توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و به چهارسال حبس محکوم شد. مهرانگیز کار موفق شد به خارج از کشور برود. در همین دوره همسرش، سیامک پورزند، با اقرار به مطالبی بیان کرد که آنها توسط یک نهاد جاسوسی آمریکا برای براندازی حکومت در ایران تلاش می کنند. مهرانگیز کار از سال ۱۳۸۱ در تبعید به سر میبرد و با دانشگاهها و پژوهشگاههای معتبر جهان از جمله دانشگاه هاروارد و کلمبیا در آمریکا و موسسه تدا در ژاپن در زمینه حقوق بشر همکاری کردهاست. مهرانگیز کار هم اکنون به عنوان پژوهشگر در کالج مطالعات دولتی جان اف کندی در دانشگاه هاروارد مشغول به کار است. مهرانگیز کار دارای دو فرزند، آزاده (ساکن آمریکا) و لیلی (ساکن کانادا) است. · شورش: روایتی زنانه از انقلاب ایران، سوئد: نشر باران، در دست چاپ · گردنبند مقدس، سوئد: نشر باران، ۲۰۰۲ · مشارکت سیاسی زنان ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۹. · موانع حقوقی توسعه سیاسی در ایران، تهران، نشر قطره، ۱۳۷۹. · خشونت علیه زنان در ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۸۰. · ساختار حقوقی نظام خانواده در ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸. · رفع تبعیض از زنان: مطالعه تطبیقی کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض آمیزعلیه زنان با قوانین داخلی ایران، تهران: نشر قطره، ۱۳۷۹ (ویرایش دوم). · حقوق سیاسی زنان در ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸. · بچههای اعتیاد، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۵ چاپ دوم. · زنان در بازار کار ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۳. · پژوهشی در هویت تاریخی زنان ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۱. تالیف مشترک با شهلا لاهیجی. · فرشته عدالت و پارههای دوزخ، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۰.
جایزهها
· ۲۰۰۴: دريافت جايزه حقوق بشر سالانه سازمان "Human Rights First" (کميته وکلای حقوق بشر سابق) · ۲۰۰۲: جايزه بين المللی حقوق بشر Ludovic Trarieux (فرانسه) به عنوان وکيل فعال در زمينه حقوق انسانی زنان، جايزه مشترک از طرف انستيتوی حقوق بشر حقوقدانان بوردو و اتحاديه وکلای اروپا · ۲۰۰۲: جايزه Hellman/Hammett سازمان بين المللی ديده بان حقوق بشر به عنوان نويسندهای که در معرض شکنجه سياسی است · ۲۰۰۱ : جايزه آزادی نوشتنVasyl Stus انجمن قلم نيوانگلند (ماساچوست آمريکا) به عنوان نويسندهای که با ظلم و بی رحمی مبارزه کرده است تا صدايش شنيده شود · ۲۰۰۰ : جايزه PEN/NOVIB انجمن بين المللی قلم هلند به عنوان نويسندهای که آزادی خود را به دلايل سياسی و عقيدتی از دست داده است · ۲۰۰۰: جايزه Donna Dell’anno انجمن Conseil De Lavallee Consiglio Regionale Della Valle D’aosta ايتاليا به خاطر ادامه مبارزه برای آزادی و دفاع از حقوق زنان - انجمن زنان روزنامه نگار ايتاليا او را به عنوان زن سال ۲۰۰۰ اعلام کرد · ۲۰۰۰: جايزه لطيفه يارشاطر انجمن مطالعات ايرانی آمريکا، به خاطر تاليف بهترين کتاب سال درباره زنان ايرانی · ۱۳۵۵: جايزه فروغ فرخزاد – ايران، به عنوان بهترين مقاله نويس
+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387 2:23 بعد از ظهر توسط |
9 سالگی! این عبارت چه واژه هایی را به ذهن شما راه می دهد؟ نشاط، پاکی یا سادگی را؟ یا آن شعر هایی که در این سنین زمزمه می کردیم را شاید؟ اما کنار چنین واژه هایی که شور و شادمانگی را در خود دارند؛ کودکان ایران با مفاهیم دیگری نیز درگیرند که این "9 سالگی" و "15 سالگی" را با رویدادهایی تلخ پیوند می زند! مگر می شود خواند که دخترکی 13 ساله را-که در 8 سالگی در برابر کیسه ای برنج برای کار به خانه ای فرستاده شده است- به ارتکاب جرمی که خود هم به آن اعتراف نکرده است تا امروز که بیشتر از بیست سال دارد در قفس کرده اند و اشک نریخت؟ چطور می توان او را در زمانی که حتی حق رای نداشت دارای بلوغ فکری تصور کرد؟ چطور می توان او را در زمانی که اجازه رانندگی هم نداشت به خاطر بلوغ جنسی دارای مسئولیت کیفری دانست؟ این نه رمانی سوزناک است نه فیلمی تراژیک! این واقعیت امروز جامعه ایران است! تصورش هم سخت است و دردناک که بلوغ جنسی را در دختران و پسران برابر بلوغ و رشد کامل فکری قرار دهیم. تصور کنید قوانین جاری به دختر بچه ای 9 ساله مانند یک انسان کامل می نگرد حال آنکه حتی در این 2 یا 3 سالی که در مدرسه بوده؛ چیزی بجز پیش پا افتاده ترین مسائل را نیاموخته است. تصور کنید کودکی را که عروسک بازی هایش ما را به خنده می اندازد؛ برای خطایی کودکانه محکوم کنیم. در این یک ماه در دو پرونده احکامی بی سابقه از سوی 2 قاضی در یک پرونده و 3 قاضی در پرونده ای دیگر مبنی بر عدم بلوغ فکری برای دو متهم به قتل صادر شده است که بسیار جای شادی دارد ولی تا قوانین اصلاح نشوند نمی توان امید به قضاوت سلیقگی قضات داشت. آن دخترک که در 13 سالکی هم شاید از کارهای طاقت فرسا شاداب نبود اکنون دیگر چهره اش نه معصومیت کودکانه دارد، نه نشاط نوجوانی و نه غرور جوانی را! او با مشکلات جدی روانی در انتظار آزدی است که همین چندی پیش با وثیقه ممکن شده بود ولی . . . امروز او به جای کتاب قرص های قوی اعصاب در دست دارد و روزی را چشم به راه است که بزرگترها ببخشندش! منبع: www.persianfeminism.blogfa.com l آن روزها رفتند آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند از تابش خورشید پوسیدند و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها در ازدحام پر هیاهوی خیابان های بی برگشت و دختری که گونه هایش را با برگ های شمعدانی رنگ می زد- آه!- اکنون زنی تنهاست اکنون زنی تنهاست + نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387 6:30 بعد از ظهر توسط |
به طور مثال، تنها در یک منطقه در ایالت پنجاب هند، در طبقه های بالاتر اجتماع، در مقابل هر 1000 نوزاد پسر، تنها 300 نوزاد دختر دیده می شود. به عقیده این نهاد افزایش استفاده از تکنولوژی سونوگرافی برای تشخیص جنسیت جنین که ممکن است نهایتا به سقط جنین دختر بیانجامد، در این روند نقش مهمی داشته است. در برخی موارد هم در صورت بیمار شدن نوزاد دختر، از او مراقبت لازم را نمی کنند که به مرگ نوزاد منجر می شود. Action Aid هشدار داده است که چنانچه این روند ادامه پیدا کند، هند یک آینده "غم انگیز" در پیش خواهد داشت. نهاد مورد بحث برای تهیه گزارش درباره دخترانی که ناپدید می شوند از همکاری موسسه کانادایی "مرکز بین المللی مطالعات درباره توسعه" برخوردار شده است. تهیه کنندگان گزارش می گویند در فرهنگی که عمدتا به دختران به عنوان یک مشکل و دردسر نگاه کرده می شود، زنان برای داشتن نوزاد پسر تحت فشار فزاینده ای قرار دارند. لورا تورکت، مسئول حقوق زنان در نهاد Action Aid می گوید: " در دراز مدت باید عقاید اجتماعی و فرهنگی مردم تغییر پیدا کند. هند باید موانع اقتصادی و اجتماعی از جمله محدودیت ها در مورد حق مالکیت و سنت جهیزیه یا پرداخت پول قابل توجه توسط والدین دختر به خانواده داماد را از میان بردارد. در همین رابطه مجله پزشکی بریتانیایی Lancet نوشته است که در طی 20 سال گذشته 10 میلیون جنین دختر را در هند سقط کرده اند + نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387 6:35 بعد از ظهر توسط |
می دونید توی ایران چه همه از دختران استعدادهاشون به خاطر دختر بودن و نبود امکانات و محدودیتهاشون سرکوب میشه؟ اونوقت می گید نابرابری وجود نداره ... واسه مثال یکی از اقوامم که 24 سالشه و استعداد زیادی توی بازیگری و گویندگی داشت رفت و توی موسسه سروش ( که مطمئنه و وابسته به صدا و سیمای ) تست بازیگری و گویندگی داد و قبول شد و می خواست ثبت نام کنه که با مخالفت اقوام و خونوادش روبه رو شد ... اون استعداد عجیبی توی بازیگری داره و خیلی هم اونو دوست داره ولی هر کار کرد نتونست خونوادش رو راضی کنه که بره آموزش ببینه ... شاید اگه اون موفق می شد می تونست در آینده هنرمند خوبی بشه و صد البته زندگی خوبی داشته باشه ولی الان با این وضعیت ... حالا این فقط یه موردش بود ! خیلی از این موارد هستش مثلا خود من هروقت بخوام کلاس ثبت نام کنم مشکل رفتو آمد وجود داره و تنها هم که نمیشه رفت ( جامعه خطرناکه!) خلاصه که اینجوری ... خیلی از دخترا هستن که حسرت فرصتایی که میتونستن ازش استفاده کنن و می خورن و تا آخر عمر این حسرت رو دلشون سنگینی میکنه ... خیلی جالبه مثلا به یه پسر می گن ورزش خوبه ورزش کن ( توی کلوپای ورزشی منظورمه !) ولی وقتی مثلا خواهر همون پسر بگه می خوام توی یه کلوپ ورزشی ثبت نام کنم معمولا با این جمله مواجه میشه ... ولش کن ورزش خوب نیست ! درس بخون درس خوبه !( خوشبختانه این یه مورد شاملم نمیشه!) بازم در این مورد می تونید کتاب خشونت جسمی علیه زنان را بخونید که نویسندش مهرانگیز کاره ( منم خودم و با این کتاب کشتم!!!) راستی یه چیز جالب ! یه نفر اومده بود و گفته بود من که زن ندارم ولی به بابام می گم بره این کتاب و بخره واسه اینکه یاد بگیره ! ( دوستان عزیز این کتاب خشونت یاد نمیده ! راهکار میده و واسه هر خشونت سند ارائه می ده! ) در آخر هم باید بگم متاسفم واسه اونایی که خیلی راحت خواهرشون و می زنن و هیچی به جز خودشون واسشون مهم نیست ... فقط به خاطر اینکه پسرن و قدرت جسمی دارن و می خوان حق رو پایمال کنن ... تا یه چیزی خلاف خواستشون باشه فوری دست به کار میشن و ... ( امیدوارم اونی که طرف صحبتمه اینو بخونه و دست از کاراش برداره که هر روز ناراحتی خواهرشو نببینم ...البته خطاب من به همه بود ولی خب ...) + نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387 12:56 بعد از ظهر توسط نگین |
خب.......سلام....
من دوباره اومدم...... بلاخره بده یه عمر.....:دی هشدار دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم در خصوص وضعیت دختر قربانی دانشگاه زنجان جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷ بر اساس اخبار منتشر شده از ماجرای تعرض معاون دانشجویی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو، هر دو نفر (معاون دانشجویی و دختر دانشجو) بازداشت شدهاند و دادستان شهر زنجان هم منتشرکنندگان فیلم این اقدام شنیع را به اشاعه فحشا متهم کرد. حالا از وضعیت این دختر خبری نیست و پس از پایان ماجرا شاید کمتر کسی به سرنوشت این قربانی مظلوم توجه کند. اما کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت با انتشار نامهای شجاعانه از این دختر دانشجو که در این حادثه تلخ قربانی شد، حمایت کرد و خواستار احقاق حقوق او شد. به همین بهانه با بهاره هدایت دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و عضو شورای مرکزی این تشکل دانشجویی گفتگو کردهام و چه تلخ است که برای حفظ آبرو و شان این قربانی، حتی از ذکر نامش هم معذور هستم. خانم هدایت، آخرین اخبار شما از دختر جوانی که در دانشگاه زنجان مورد تعرض یکی از معاونین دانشگاه قرار گرفت، چیست؟ هفته پیش دادستان زنجان از تحت تعقیب قرار گرفتن افشاکنندگان این فیلم خبر داده بود و آخرین اخبار رسمی از بازداشت آن دختر حکایت دارد. این در حالی است که یکی از مطالبات متحصنین دانشگاه زنجان این بود که ایشان تحت پیگرد قضایی قرار نگیرد و از جانب دانشگاه هم فشاری به او نیاید. پس از انتشار خبر بازداشت این دختر و پس از موضع گیریهایی که بر علیه بازداشت ایشان شد، برخی این موضوع را تلویحا تکذیب کردند. بنابر آنچه به شورای متحصنین دانشگاه زنجان اعلام کردند، این دختر بازداشت نیست و تحت نظر است. در صورتی که ما از لحاظ قانونی سوال کردیم و اصولا مسالهای به عنوان تحت نظر بودن، از لحاظ قانونی موضوعیتی ندارد. یک فرد یا در بازداشت است و یا این که مشکلی ندارد. ممکن است «تحت نظر» بودن به معنای عدم تحویل متهم به مقامات قضایی باشد و شاید ایشان در اختیار نیروهای انتظامی باشد که در این صورت مسئولیت وی را نمی توان برعهده نهاد خاصی دانست و وضعیت ایشان مبهم می شود. شما و همکارانتان در کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت با انتشار نامهای از این دختر حمایت کرده و وزیر علوم را مسئول مستقیم این اتفاقات دانستهاید. در این باره کمی توضیح دهید. ما مشخصا وزیر علوم را مسئول حوادث تلخ تعرض به دختران در دانشگاه میدانیم و در این نامه از ایشان خواستهایم که به دلیل تکرار این اتفاقات، استعفا دهند. زیرا در دوران وزارت ایشان حداقل ۴ مورد از تعرض به دختران در دانشگاهها افشا شده و احتمال این که حوادث مشابه آن، اتفاق افتاده و از ترس آبروریزی آشکار نشده باشد؛ وجود دارد. چنین مواردی احساس عدم امنیت در دانشگاهها را برای دختران به وجود میآورد. وزیر علوم مدیران دانشگاه را منصوب میکند و همواره از معیارهای ارزشی برای انتخاب گزینش مدیران و مسئولین دانشگاه سخن میگوید. بهتر است آقای وزیر در مورد معیارهای مد نظر خود برای انتخاب و گزینش مدیران دانشگاه توضیح دهند و سوال ما این است که ایشان چه معیارهای ارزشی را ملاک قرار دادهاند که به چنین فجایعی ختم میشود؟ از طرف دیگر، ما سیستم انتصابی در دانشگاهها را قبول نداریم و بارها گفتهایم که سیستم انتصاب مدیران در وزارت علوم صحیح نیست. این مدیران باید از طریق جامعه دانشگاهی انتخاب شوند، به این معنا که انتخاب و نظارت بر عملکرد آنان بر عهده جامعه دانشگاهی باشد و برای مثال؛ هیات علمی بر مدیران دانشگاه نظارت داشته باشند. شما به ۴ مورد تعرض به دختران دانشجو طی دوران وزارت آقای زاهدی اشاره کردید. ۳ مورد دیگر در کجا و توسط چه کسانی صورت گرفتهاست؟ در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه رازی کرمانشاه توسط یکی از مسئولین حراست و در دانشگاه سهند تبریز توسط یکی از اساتید دانشگاه به دحتران تعرض شدهاست. به نظر شما برای جلوگیری از سوءاستفاده از دختران جوان دانشجو چه اقداماتی باید انجام داد؟ پیشنهاد ما مشخصا تغییر ساختار مدیریتی دانشگاهها است. کادر مدیریتی باید قابل نظارت باشد و این ساختار را باید مورد بازبینی قرار داد؛ متاسفانه چنین امکانی در دانشگاههای کشور نیست. چیدمان سیستم مدیریتی دانشگاه از بیرون مجموعه دانشگاهی و بر مبنای مناسبات سیاسی صورت میگیرد و عوامل و فاکتورهای خارج از حیطه آکادمیک بر آن تاثیر میگذارد، بنابراین قابلیت بازبینی و نظارت درون دانشگاهی را ندارد. برخی بر ما خرده میگیرند که چرا در بیانیه حمایت از دختر دانشگاه زنجان، وزیر علوم را مورد خطاب قرار دادهایم و ممکن است در کشورهای دیگر هم چنین تعرضاتی صورت گیرد. پاسخ ما این است که در کشورهای دیگر کادر مدیریتی دانشگاه باید پاسخگوی انتصابات خود باشند. به معنای دیگر، چنین مسئولیت پذیری و پاسخگویی را میتوان در قبال اعطای قدرت به مدیریت دانشگاه مطالبه کرد. در کشورهای دیگر افرادی که مسئولیت انتصابات را دارند و یا تصمیمگیران دانشگاه محسوب میشوند، در صورت بروز چنین اتفاقاتی احتمالا استعفا میدهند. اما متاسفانه در ایران، افراد در قبال قدرتی که دارند پاسخگو نیستند و همچنین معیارهای آنان برای انتصاب مدیران غیر شفاف است و اگر مسالهای به عنوان ارزشی بودن مدیران مطرح میشود، مبهم است و جای سوال دارد. هفته پیش شاهد بودیم که رسانهها و بعضا اشخاص منصوب به جریان اصولگرایان، این اتفاق را به منحل کردن انجمن اسلامی دانشگاه زنجان از سوی دکتر مددی، معاون دانشجویی این دانشگاه و فرد تعرض کننده، ارتباط دادهاند و معتقدند که این ماجرا یک نقشه از پیش تعیین شده برای انتقام از دکتر مددی است. نظر شما در این باره چیست؟ مورد دیگر سکوت احزاب اصلاح طلب درباره این جریان است. متاسفانه احزاب اصلاح طلب در این سالها با هر حربهای سعی داشتند تا سهمی از قدرت به دست آورند اما در قبال این ماجرا سکوت کردهاند و تنها زمانی حاضر شدند حداقل موضع گیری را داشته باشند که قضیه تقریبا تمام شده بود. آنان در سیستم سهم خواهی، هیچ موضع شفاف و صریحی اتخاذ نکردند و در این وضعیت که احزاب اصلاح طلب این گونه عمل میکنند، نمی توان از محافظه کاران بخواهیم واقع بین باشند و بر سوءمدیریت وزارت علوم و احتمال تکرار این اتفاق صحه بگذارند.
برنامه آتی شما برای دفاع از این دختر دانشجو چیست؟
آن چه همه ما را نگران کرده،عدم اطلاع از وضعیت ایشان است. تاکنون برخی وکلا برای برعهده گرفتن وکالت وی اعلام آمادگی کردهاند. کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت نیز پیگیر وضعیت این دختر خواهد بود و تا زمانی که وضعیت این دختر مشخص نشود، سکوت نمیکنیم. + نوشته شده در شنبه 15 تیر1387 6:22 بعد از ظهر توسط |
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره او این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت: حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند مبارک باشد دخترک گفت: دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سال ها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر!!!!!!!!! + نوشته شده در شنبه 15 تیر1387 4:31 بعد از ظهر توسط سمانه |
در باره عبارت مبهم حقوق و جایگاه ارزشمند زنان در ایران باستان رضا مرادی غیاث آبادی چندی پیش، بانویی گرانقدر و کوششگر حقوق زنان که سخنرانی مرا در انجمن ادبی بانو پوران فرخزاد شنیده بود، از من خواست تا گفتاری در زمینه «حقوق و جایگاه ارزشمند زنان در ایران باستان» برای ایشان فراهم کنم. گفتار زیر، یادداشتی کوتاه در لزوم اصلاح این عبارت است. عبارت «ایران باستان» مفهومی بسیار وسیع و پر دامنه است. با اینکه آغاز و پایان این دوره را نمیتوان در زمان خاصی تحدید کرد و تعریف کامل و یکسانی برای آن وجود ندارد؛ اما با اینحال «ایران باستان» گسترهای چندین هزار ساله در طول زمان و گستردگیای میلیونها کیلومتر مربعی در پهنه مکان را در بر میگیرد. پهنهای که حتی در یک زمان واحد، قومها، باورها، شیوههای زندگانی، ادیان و حکومتهای گوناگونی در آن بودوباش داشتهاند. دستیابی به واقعیتهای تاریخی و آگاهی از شیوههای زندگانی و باورهای مردمان با چنین عبارتهایی کلی (که گاه نتیجه نهایی آن نیز مثلاً با واژه «ارزشمند» در صورت مسئله میآید) ممکن نمیشود. به این ترتیب و برای دستیابی به پاسخی شایسته، در آغاز ناچار و موظفیم که یا صورت مسئله خود را اصلاح کنیم و آنرا به یک دوره کوچکتری محدود سازیم و یا واژه «ارزشمند» را از آن کنار بگذاریم. بیطرفی و واقعنگری در کار پژوهشی حکم میکند که یک صفت کلی و نتیجهگیری نهایی را به گونه یکسان برای همه مردمان یک کشور کهنسال و گسترده و پر تنوع بکار نبریم. این شیوه، علاوه بر دورماندن از دستیابی به واقعیتهای تاریخی، موجب ضایع شدن حقوق مردان و زنانی هم میشود که بزرگترین رنجها را از حاکمان مستبد و زورگوی زمان خود تحمل کردهاند. نسبت دادن جایگاه و حقوق شایسته و «ارزشمند» برای همگی زنان ایران باستان، نادیده انگاشتن و بیتفاوتی در برابر رنجهای عمیق یک جامعه انسانی در دورهای خاص است. این شیوه پژوهشی چه تفاوتی با این دارد که امروزه نیز حاکمان کشورهایی که در آن حقوق انسانی پایمال میشود و زنان و مردان و جوانان و اندیشمندانش در زندانها و گورستانها و محرومیتها و مصیبتها بسر میبرند را جامعهای مبتنی بر حقوق و آزادیهای بشری بنامند؟ زن ایرانی در حالی در دوره هخامنشی به یکی از بهترین جایگاههای شایسته شأن خود دست مییابد که هنوز هم در کشورهای امروزی جهان، جنبشهای آزادیخواهانه و برابریجویانه زنان در آرزو و آرمان بدست آوردن آن هستند. داشتن شخصیت حقوقی و مالی مستقل، حقوق و امتیازهای برابر با مردان و گاه (در امور خاص زنانه) بیشتر از آنان، مدیریت و سرپرستی بنگاههای بزرگ کشاورزی و صنعتی در جامعهای تکهمسری، تنها نمونههایی کوتاه از آن است. اما آیا چنین دستاوردهایی در دوره زرتشتیگری عصر ساسانی نیز پایدار میماند؟ منابع مکتوب پهلوی چه پاسخی برای پرسش ما دارند؟ آگاهیهای موجود در کتابهای دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویرافنامه، شایستنشایست، وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشهوهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش میکنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین تازه رسمیت یافته زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تامالاختیار خداوند بر روی زمین میدانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهب را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاههای آنان را به نفع آتشکدههای درباری ویران کردند. آسیبی که از خشکاندیشی و خشونتهای آنان به ایران زمین رسید، نه تنها موجب گسست فرهنگی و اجتماعی مردمان ایرانی و ضعف آنان در برابر نیروهای مهاجم شد، بلکه بیش از هر چیز به آیین و اندیشههای پیامبر ایران، آسیب وارد ساخت. به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته میشده و بهایی معین داشتهاند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود 2000 سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی بردهداری در ایران عصر ساسانی حکایت میکند (بنگرید به مدخل «برده و بردهداری» Barda and Bardadari در دانشنامه ایرانیکا). موبدان ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دلنگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج میبردهاند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی میدانستهاند. شاید این نگرانیها از آنجا ناشی میشده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان میدادهاند. در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش میشود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز میرنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمیتوانستهاند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان). همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شدهاند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایشخوانیها به فروهرش درود فرستاده میشود) از بیخردی و رازگشایی و اعتمادناپذیر بودن زنان سخن رفته است (آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخشهای گوناگون). متون فقهی زرتشتی ساسانی، مقررات و دستورهای سختگیرانه فراوانی در باره اعمال و حرکات زنان دارد، بطوریکه زنان حتی در کوچکترین و شخصیترین کارهای روزمره خود حق تصمیمگیری نداشتهاند. آنان به هنگام دشتان ماهانه موظف بودهاند تا در جایی زندانمانند و دور از همگان به نام «دشتانستان» اقامت کنند و از آن خارج نشوند و نگاهشان به آتش نیفتد. از آنجا که زنان در این مدت سخت آلوده و خطرناک دانسته میشدهاند، موظف بودهاند از ظرفهای مخصوصی استفاده کنند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از دشتانستان نداشته باشند. زنان همچنین موظف بودهاند تا پس از پایان دشتان، دویست مور دانهکش را بکشند و خود را با پیشاب گاو نر شستشو دهند (گاه در برابر یک موبد مرد، چون زنان حق موبد شدن نداشتهاند). چنانچه زنی در این مدت آهنگ شوهر خود را میکرد، سزایش «مرگ ارزانی/ اعدام» بود. (ماتیگان هزار دادستان، آناهیتا پریخانیان، چاپ ایروان، به زبانهای ارمنی، انگلیسی و روسی؛ همچنین بنگرید به بخشهای گوناگون از متن اوستایی متأخر «ودیوداد/ وندیداد»). زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستان میباید در جایی بیآب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است (وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش استاد جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص 713 تا 716). آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان گفته شده است، سفارش میکند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند. اما چنانچه به ناچاری زنان قصد خروج از خانه را داشتهاند، موظف بودهاند با حجاب کامل و پوشش یکدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند و چنانچه کمترین آرایش و زیور خود را به دیگران نشان میدادهاند، شایسته جهنم دانسته میشدهاند (بنگرید به بخشهای گوناگون از کتاب ارداویرافنامه). البته زنان اشراف در جامعه طبقاتی زرتشتی ساسانی از این قاعده و بسیاری قواعد دیگر معاف بودهاند. زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن 9 سالگی با شوهری که برایش انتخاب میکردهاند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز میزند و زندگی بدون شوهر را ترجیح میداد، سزاوار مرگ بود. این مجازات همچنین برای زنی که به قهر شوهر خود را ترک گفته بود نیز در نظر گرفته میشد (شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقبفر، ص 173 تا 175). زنان میباید سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو میزدند و میپرسیدهاند که آقایش دوست دارد امروز چه کاری برایش انجام شود. با این حال، زنان حق تقاضای طلاق و حق تصرف جهیزیه خود را داشتهاند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهیزیه خود را نداشتهاند. مردان طبقه اشراف میتوانستهاند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند. همچنین مردان میتوانستهاند تا در صورت فقر و ناتوانی زن خود را بفروشند و یا در صورت ناباروری خود، آنان را برای مدتی معین در اختیار مرد دیگری بگذارند و در واقع اجاره دهند (جزئیات این معاملهها را در «ماتیگان هزار دادستان» بخوانید). دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر میآید که جامعه هرگز از این اجازه منفعتطلبانه موبدان استقبال نکرده است. ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ میشد. بطوریکه گناه مرد لواطکار تنها در صورتی پاک میشد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت میکرد (خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص 350). با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوششهای زیادی میشود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوانتر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حقالارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر. (دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی). نگارههای بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زن حکایت میکند. در حالیکه نگارههای زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی، با انبوهی از نقشهای زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده میآید، بر نگارههای ساسانی که بر جامها و موزائیکها بر جای مانده است، زن تنها موجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیدهای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نامهای زنان در عصر ساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید و منیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» نیز ویژگیهای یک زن خوب از دید خسرو را باز میگوید. ویژگیهای که در اندام و جاذبههای زنانه خلاصه میشوند (متون پهلوی، سعید عریان، ص 82). در پایان لازم به یادآوری است که جایگاه زن ساسانی در این نوشتار بهیچوجه به معنای رواج فراگیر آن در تمام دوران ساسانی و در همه سرزمین ایران، و نیز نادیده انگاشتن دیگر فرصتهای برتر زن ساسانی و حقوق او در مقایسه با جوامع دیگر نیست. منظور بیان نمونههایی بود تا در چنین بررسیهایی به جوانب دیگر نیز پرداخته شود. اینها شیوههای رسمی و غالب دستگاه دینی زرتشتی ساسانی است که هیچگاه بطور فراگیر در میان همگان مقبولیت نیافت و همچنین هیچ نقطهضعفی برای جامعه زرتشتی ایران بشمار نمیآید. نگارنده بر این گمان است که زرتشتیان خود بیش از دیگران از سختگیریها و خشونتها و قوانین فقهی ساختگی موبدان ساسانی آسیب دیدهاند. قوانین و مقررات که هیچ ارتباطی با زرتشت نداشته و تنها از نام پر آوازه او برای پیدایی و رواج دینی به نام او سوءاستفاده کرده بودهاند. چنانچه این منابع بسیار فراوان را نادیده بگیریم و حقوق و جایگاه زن هخامنشی با زن ساسانی را به یک اندازه بستاییم، نه تنها تحریف تاریخ و دوری از واقعیتهای تاریخی، که نادیده انگاشتن کوشش هخامنشیان برای دستیابی به جامعهای آرمانی، و نیز پایمال کردن رنجها و مصائب زن زرتشتی ساسانی است. انسانی دانستن حکومت و روحانیانی که خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانستهاند و رفتار غیر انسانیاشان موجب تباهی و آسیب به فرهنگ و تمدن و هنجارهای زندگانی مردمان شده است، ظلمی بزرگ در حق رنجکشیدگان است. + نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387 2:5 بعد از ظهر توسط |
|