|
سن مسئوليت كيفري: (ماده 1210قانون مدني، ماده 49 قانون مجازات اسلامي، مواد 231
-219 قانون آيين دادرسي كيفري) سن مسئوليت كيفري براي دختران 9 سال قمري (8 سال و 9 ماه شمسي) و
براي پسران 15 سال قمري (14 سال و 6 ماه شمسي) است به طوري كه اگر دختري 9 ساله
مرتكب جرمي شود با او مثل يك انسان بزرگسال رفتار مي كنند و تمامي مجازاتي را كه
قانون درنظر گرفته است (حتي اگر اعدام باشد) براي او نيز صادر مي شود. تنها استثنا
اين است كه آن كودك را در زندان يا كانون اصلاح و تربيت نگه مي دارند تا به سن 18
سالگي برسد و بعد حكم اعدام را اجرا مي كنند. بايد از قانونگذاران پرسيد كه آيا
كودكي كه 9 سالاش است آنقدر عاقل و بالغ است كه در مورد اعمالي كه انجام مي دهد
بايد جان و زندگياش را از او گرفت؟ حالا بعد از 9 سال باشد چه در همان سن! براي كسب اطلاعات بيشتر به مطالب برتر وبلاگ، "دختر نه ساله كودك است مجازاتش نكنيد" مراجعه كنيد! + نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387 11:33 بعد از ظهر توسط سمانه |
عظمت و ارزش انسان به صفات و كسب مراتب علمى و عملى وابسته است و در اين جهت مرد و زن يكسانند. قرآن مجيد مىفرمايد: «پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد (و فرمود) من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن كه همه از يكديگرند، تباه نمىكنم.»3 «هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزهاى حيات (حقيقى) بخشيم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند، پاداش خواهيم داد.»4 «و كسانى كه كارهاى شايسته كنند، مرد باشند يا زن، در حالى كه مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مىشوند و به قدر گودى پشت هسته خرمايى مورد ستم قرار نمىگيرند.»5 «هر كه بدى كند، جز به مانند آن كيفر نمىيابد و هر كه كار شايسته كند، مرد باشد يا زن، در حالى كه ايمان داشته باشد، آنان داخل بهشت مىشوند و در آنجا بىحساب روزى مىيابند.6 بنابراين، ارزش انسان به انسانيت او و نايل شدن وى به مراتب والاى قرب الهى است و در اين جهت، جنسيت نقشى ندارد؛ زن و مرد يكسانند و چه بسا زنان از استعداد بهترى برخوردار باشند. bashgah.net: منبع ( ببخشید لینک و نداشتم برید از تو قرآن نگاه کنید !) + نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 9:11 قبل از ظهر توسط نگین |
سلام من عضو جدید وبلاگ هستم ... اول از همه واسه ورودم میخوام درباره ی فمنیسم صحبت کنم ... خیلی ها رو میبینم که میگن فمنیسم خانه و خانواده رو نفی کرده ولی به هچ عنوان این طور نیست ... چند روز پیش داشتم روزنامه ی خراسان رو می خوندم که درباره ی فمنیسم مطلب نوشته بود و یه کتاب رو به نام جنبش اجتماعی زنان معرفی کرده بود ( نویسندش رو یادم نیست!!!)
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 7:24 بعد از ظهر توسط |
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 3:46 بعد از ظهر توسط سمانه |
در قوانين ما، حضانت و ولايت فرزندان دو مفهوم جداگانه
دارد. حضانت به معناي نگهداري از فرزند است و ولايت به معناي سرپرستي و
اداره امور مالي، تصميم در مورد تحصيل، تعيين محل زندگي، اجازه خروج از
كشور، اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درماني كودك و موارد ديگر است بر
اساس قانون مدني ايران مادر هيچ وقت نمي تواند سرپرست فرزندش باشد و در
صورت نبودن پدر و جد پدري نيز سرپرستي فرزندان به او تعلق نمي گيرد و تنها
مي تواند قيم فرزند خود باشد. البته در آن صورت هم اداره سرپرستي (زير نظر
دادستان) بر كارهاي مادر نظارت دارد و حتي حق فروش اموال فرزندان نيز به
عهده اداره سرپرستي است. + نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387 11:57 بعد از ظهر توسط سمانه |
طبق قانون، طلاق حق انحصاري مرد است و مرد ميتواند هر
وقت كه بخواهد زنش را طلاق بدهد. اما اگر تقاضاي طلاق از سوي زن مطرح شود
او بايد مواردي همچون: بدرفتاري همسر، ندادن نفقه، اعتياد و يا زنداني
بودن شوهر و ... را اثبات كند. بسياري ميدانند كه اثبات اين موارد در
دادگاه چقدر مشكل است. در اغلب اوقات زن پس از چند سال دوندگي موفق به
اثبات آن مي شود. البته در اين موارد نيز زنان براي رهايي از ظلم و
كتكهاي شوهر، اغلب مجبور ميشوند مهريه خود را ببخشند. تحقيقي كه در شهر
قم انجام شده نشان مي دهد كه 91 درصد از زنان طلاق گرفته در قم مهريه خود
را به صورت كامل دريافت نكرده اند . در طلاقهايي هم كه با توافق زن و
شوهر انجام مي شود، موارد بسياري را ميبينيم كه اين زن است كه تمام حقوق
مالي خود را بخشيده تا توانسته به اصطلاح توافق شوهرش را بگيرد. در بسياري
از موارد حتي هزينههاي محضر و جاري شدن صيغه طلاق را نيز زن پرداخت كرده
است. اين در حالي است كه حتي در قوانين شرع هم به روشني ذكر شده است كه
طلاق خلعي، طلاقي است كه اگر زن مهريه خود را ببخشد به راحتي مي تواند
طلاق بگيرد، اما در قوانين موجود به دليل اين كه "رضايت شوهر" هم علاوه بر
بخشيدن مهريه اضافه شده، طلاق را براي زنان بسيار مشكل كرده و در واقع
مشاهده ميكنيم كه قانون طلاق، زنان را حتي از حقي كه در قوانين شرع به
آنان داده شده، محروم كرده است و اگر زن مهريه خود را ببخشد باز هم براي
طلاق نياز به "رضايت شوهر" دارد. + نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387 6:27 بعد از ظهر توسط سمانه |
در كشور ما ايران مسئله ازدواج امر مهمي است كه به خصوص
در زندگي زنان تأثير بسياري ميگذارد. اما اگر كتاب قانون مدني ايران را
ورق بزنيم ميبينيم ازدواجي كه قرار بوده "شيريني زندگي" باشد، گاهي چنان
مشكلات روحي و جسمي را براي زنان به وجود ميآورد كه تا آخر عمرشان با طعم
تلخ آن زندگي مي كنند. اولين قدم براي ازدواج يك دختر، طبق قانون موجود "شرط
اجازه ي پدر" است. يعني اگر پدري نخواهد كه دخترش ازدواج كند، آن دختر
حتي اگر استاد دانشگاه باشد و 40 ساله هم باشد جز از طريق دادگاه (آن هم
به شرط قانع شدن دادگاه) تا آخر عمر نميتواند ازدواج كند. در واقع دختران
باكره براي ازدواج حتما بايد اجازه پدر يا جد پدري را داشته باشند. در غير
اين صورت پدر و پدربزرگ مي توانند حتي بعد از ازدواج، عقد نكاح دختر را
از طريق دادگاه باطل اعلام كنند. عده اي فلسفه اين امر را لزوم احترام به
پدر دانستهاند اما سوال ما اين است كه آيا فقط دختران بايد به پدرانشان
احترام بگذارند؟ و پسران مجبور به احترام گذاشتن به پدر نيستند؟ و از همه
مهمتر چرا فقط بايد پدر مورد تكريم و احترام قرار گيرد و چرا احترام مادر
به فراموشي سپرده شده است و نيازي به كسب موافقت مادر نيست؟
اگر پدري دلش بخواهد، مي تواند با اجازه دادگاه، دختر خود را حتي قبل از
13 سالگي به عقد مردي 70 ساله در آورد. طبق اين قانون ناعادلانه ازدواج
دختران كوچك در بسياري مناطق كشور ما به خصوص در روستاها صورت مي گيرد،
چون "قانون" به پدر اين حق را ميدهد. سن ازدواج كه در قانون ما 13 سال براي دختران در نظر
گرفته شده باعث ميشود كه مشكلات فراواني در جامعه ايجاد شود، براي نمونه
تحقيقي كه در شهرستان بوشهر انجام شده نشان ميدهد كه زن و شوهرهايي كه در
سنين پايين (15 تا 19 سال) ازدواج كردهاند در 78 درصد موارد ازدواجشان
به طلاق منجر شده است. (1) متأسفانه درايران، زن با ازدواج، يكسري از حقوق خود
مانند تعيين محل زندگي، اجازه سفر و خروج از كشور را از دست مي دهد و كار
او در بيرون از خانه مشروط به اجازهي شوهر ميشود. درواقع زنان در عوض
مهريه اي كه در سند ازدواج به صورت عدد و رقم نوشته شده از بسياري از حقوق
خود محروم مي شوند. چون شوهر ميتواند زن را از كاركردن، از زندگي در
شهري خاص و از مسافرت به خارج از كشور محروم كند. طبق قانون، محل زندگي زن بايد تابع محل زندگي شوهرش باشد.
مثلا اگر شوهر در شهرستان كاري پيدا كند و زن نخواهد با او به آن شهر
برود، مرد مي تواند حكم عدم تمكين زن را از دادگاه بگيرد و با زن ديگري
ازدواج كند. اين بيعدالتيها را مي توانيم هر روز در زندگي زنان دور و
اطرافمان ببينيم . زن همچنين با ازدواج مجبور به تمكين از مرد مي شود. به
گونهاي كه بر اساس قانون هر گاه مرد اراده كند زن بايد آماده برقراري
رابطه جنسي باشد، حتي اگر ميل نداشته باشد. يعني اين قوانين تبعيض آميز
ميتواند ترسي وحشتناك از ازدواج در دل دختران جوان ايجاد كند. رياست خانواده نيز بر اساس قانون مدني به طور مطلق در
اختيار مرد است. زنان ايراني نميتوانند بدون اجازه وزارت كشور با فرد
خارجي ازدواج كنند، ولي اين محدوديت براي مردان وجود ندارد. قوانين مربوط
به ازدواج در زندگي زنان هزاران شكل و رنگ به خود مي گيرد و هيچ زني
نميتواند بگويد اگر در حال حاضر داراي زندگي خانوادگي خوبي است، هميشه
اين روال ادامه خواهد داشت، چون ممكن است بر اثر شرايطي مانند بيماري يا
پيري زن يا ثروتمند شدن شوهرش با اين قبيل مسائل دردناك روبرو شود. + نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387 8:8 بعد از ظهر توسط سمانه |
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387 10:50 بعد از ظهر توسط علي |
سلام این اولین پست من توی این وبلاگِ و میدونم که نمیتونم مثل سمانه و بقیه پست های جنجالی بزنم اما سعی خودم رو میکنم به هر حال! پست این دفعه ام از مطالب یک کتاب به اسم خانوما درباره آقایون چی می گن؟ این کتاب مطالبش رو از سخنان زنان بزرگی برداشته که بسیار جالب هستند و حقیقت های نابی رو ارائه میکنند.
من سعی میکنم جمله های خوبش رو برایتون با اسم مالک حقیقی جمله ها بذارم امیدوارم خوشتون بیاد: کشوری که می تواند مرد هارا به کره ی ماه بفرستد می تواند زن ها را هم در قانون اساسی وارد کند مارگارت هکلر(وزیر بهداشت و سفیر آمریکا در ایرلند) مرد ها واقعا دشمن ما نیستند. آنها قربانیانی هستند که از یک احساس مبهم مردانه و از مد افتاده رنج می برند، همان احساسی که در گذشته وقتی خرسی برای کشتن وجود نداشت باعث می شد بی خود و بی جهت احساس بی لیاقتی به آنها دست دهد بتی فریدن(اصلاح طلب و فمینیست آمریکایی) شاید شرح مخالفت های مرد ها با آزادی زن ها از خود تاریخچه آزادی زن ها هم جالب تر باشد. ویرجینیا وولف ای کاش مرد ها هم به اندازه زن ها مصمم و ثابت قدم بودند. آن یاوی(مبلغ مذهب کاتولیک، فرانسوی) ممکن است ضربه ای که زن به توپ میزند به قدرت مرد نباشد، اما با ضربه ای که مرد میزند تفاوت دارد و من برای این تفاوت ارزش زیادی قائلم لوییس نولسن (مجسمه ساز آمریکایی) مرد ها بر اسا موفقیت هایمان درباره ما قضاوت میکنند. در صورتی که خداوند فقط یه تلاش های ما توجه دارد. شارلوت برونته
فعلا این ها رو داشته باشین تا پسته بعدی + نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387 2:39 بعد از ظهر توسط مهرناز |
|