تبليغاتX
دختران فمینیست

دختران فمینیست


به گزارش سايت هفت تير به نقل ازسایت میدان زنان عصر روز یکشنبه، ۲۵ فروردین، ماموران یکی از گشت های ارشاد منطقه میدان هفتم تیر تهران، در کنار کنترل پوشش زنان و دختران رهگذر، ماموریت دیگری هم داشتند، آن هم بازرسی و تفتیش ساک های خرید زنان بود. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر روز یکشنبه هر زنی که برای خرید به یکی از فروشگاه های پوشاک منطقه مراجعه و از آن لباسی خریداری می کرد، بلافاصله پس از خروج از مغازه باید آن را به ماموران پلیسی که مقابل در فروشگاه ایستاده بودند تحویل و در مورد خرید هر یک از لباس هایی که از نگاه مامورين پلیس «خارج از عرف» بود توضیح می داد.

به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده نمی شد!

شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با فروشندگان وظیفه این یگان نیست»!

خبر آنچنان عجیب است که در کنار شهروندان حاضر در منطقه و احتمالا دیگر خوانندگان این خبررییس اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با ناباوری نسبت به اتفاق پیش آمده اظهار نظر کند.
پاسار احمد درخشنده عصر روز دوشنبه ابتدا این موضوع را قویا تکذیب کرد، اما وقتی خبرنگار حاضر در محل مشاهدات خود را روایت کرد به سرعت گفت:« این تخلف آشكار ماموران گشت ارشاد است چون وظیفه آنها صرفا تذكر دادن است».

او هم، برخورد با لباس های نامناسب را وظیفه اداره اماكن نیروی انتظامی دانست ، اما برخلاف تاکید ماموران گشت ارشاد گفت:«اگر لباسي نامناسب و يا غيراسلامي هم وجود داشته باشد،‌بايد به متصدي فروش آن تذكر داده شود،‌البته آن هم وظيفه ماموران گشت هاي ارشاد نيست»

به گفته درخشنده«كنترل عرضه پوشاك مناسب برعهده ماموران اداره اماكن است كه اين طرح هم در حال پيگيري است». با این مقدمه است که او به سرعت نسبت به برخورد این ماموران واکنش نشان داد:«تفتیش خرید شهروندان تخلف ماموران گشت ارشاد منطقه بوده و حتما موضوع پيگيري مي شود».

در این شرایط بود که رییس اطلاع رسانی نیری انتظامی تهران بزرگ به شهروندان توصیه کرد:« به محض مواجهه با تغيير نحوه برخورد ماموران گشت هاي ارشاد موضوع را به ۱۹۷ اطلاع دهند تا هرچه سريعتر از ادامه تخلف جلوگيري شود».البته او راه حل ديگري را هم پيشنهاد كرد :«اگر شهروندان امكان برقراري تماس تلفني با مركز ۱۹۷ را نداشتند مي توانند با مراجعه به فرمانده يگان حاضر در منطقه تخلف مامور را گزارش دهند». رييس مركز اطلاع رساني اما به اين موضوع پاسخ نداد كه ماموران گشت هاي ارشاد چگونه بدون دستور فرمانده اجازه برخورد با شهروندان را بدست می آورند، آنهم به طوریکه فرمانده حاضر در محل از آن غافل می شود!

به هرحال برخود ماموران یکی از گشت ارشاد منطقه هفت تير تهران، آنقدر عجیب و غیرقابل تصور بود که محمود سالارکیا، معاون انتظامی دادستان تهران را هم متعجب کند:« مگر می شود که نسبت به لباس خصوصی افراد نظر داد و آن را در مقابل چشمان نامحرمان نمایش داد، اگر اینگونه است، پس همه شهروندان مجرم هستند! موضوع پوشش و خريد آنچه را كه زنان مسلمان ايراني به آن احتياج دارد،‌مساله اي خصوصي است و هيچ فرد و گروهي حق اظهار نظر در آن را ندارد چه برسد به آنكه ماموران نيروي انتظامي آنچه كه مردم خريده اند را تفتيش و بازرسي كنند».

او سپس این جمله خود را کاملتر کرد و گفت:« تا زمانيكه پوشش شهروندان (زنان) در جامعه در معرض ديد عمومي و نامحرم  قرار نگيرد،‌استفاده از انواع لباس ها در مدل ها و رنگ های مختلف ممنوعيت ندارد و رفتار ماموران براي پرس و جو از شهروندان كاملا خلاف قانون و تجاوز به حريم خصوصي افراد است».
سالاركيا با اشاره به صراحت قانون در مورد حريم خصوصي گفت:« تفتيش وسايل شهروندان تنها در مناطق امنيتي همچون فرودگاه ها و يا مراجع قضايي و انتظامي مجاز است، البته آن هم فقط جست و جو در موارد مشكوك و تفتيش ابزار خطرناك».

با این گفته معاون دادستان انگار باید نتیجه گرفت، ماموران این گشت ارشاد که به گفته شاهدان عینی از ماموران بسیجی کمک کننده به نیروهای انتظامی بودند، اشتباه به این میدان هفتم تیر تهران اعزام شده بودند، میدانی که پیش از این بارها صحنه برخوردهای ناخوشایند و به قول مقامات انتظامی «نامتعارف» بوده است!

منبع: 7tir.com


 

----------------------
برا كي بايد متاسف باشم؟!

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387 3:19 بعد از ظهر توسط سمانه |



از زماني که به بند زنان زندان مرکزي مشهد رفته و دختران زير 18 سال را به صورت دسته جمعي تنها در يک اتاق و در بندي از زندان زنان ديدم،‌ حدود 2 سال مي‌گذرد.

در اين مدت انتقادات زيادي ازسوي افراد مختلف به نبود کانون اصلاح و تربيت در مشهد براي اين گروه از زندانيان مطرح شد و در مهم‌ترين اين انتقادات، دادستان مشهد از وضعيت نگهداري دختران در زندان ابراز تاسف و نگراني کرد.

براي آگاهي از وضعيت کنوني نگهداري دختران مجرم، به اتاق محمد‌علي بلوکي، رييس زندان مرکزي مشهد مي‌رويم.

بلوکي 2 سال پيش در گفت‌وگو با ايسنا به اين نکته اشاره کرد که چون به لحاظ آمار، تعداد دختران زير 18 ساله‌ آن‌قدر زياد نبود که بخواهيم مرکز جداگانه‌اي داشته باشيم ‌لذا زياد پيگير قضيه نبوديم.

وي درباره‌ي اظهار نظر آن زمان خود به ايسنا مي‌گويد: اين طور نبوده که هيچ پيگيري انجام نشده باشد و اکنون هم در حال پيگيري هستيم ولي از آن جايي که ايجاد کانون از جمله پروژه‌هاي ملي است لذا اعتبارات آن بايد از سوي دولت مصوب شود و من به تنهايي نمي‌توانم در مورد آن تصميم‌گيري کنم و تنها منعکس‌ کننده مسايل و مشکلات هستم.

وي مي‌افزايد: در واقع پرسش درباره‌ي نبود کانون اصلاح و تربيت دختران نوجوان، بايد از اداره کل زندان‌ها پرسيده شود زيرا من تنها مجري هستم و اعتبارت براي اجرا به من ابلاغ مي‌شود.

بلوکي درباره‌ي اولويت ساخت کانون اصلاح و تربيت دختران مشهد از نظر اداره کل استان مي‌گويد: اکنون در بسياري از مراکز ما که اسم زندان بر آن‌هاست، بايد نوسازي و بازسازي اساسي انجام شود و اگر بنا را بر اولويت‌ها بگذاريم، شايد اولويت‌هاي ديگري هم مطرح باشد.

وي خاطرنشان مي‌كند: ‌ولي آنچه مربوط به اختيارات من بوده و مي‌توانستم در مورد آن تصميم‌گيري کنم، در مجموعه تحت نظرم به کار گرفته‌ام و اقدامات لازم را در خصوص جداسازي مددجويان زير 18 سال انجام داده‌ام.

بلوکي مي‌افزايد: هر چند اين بند هنوز در مجموعه زندان قرار دارد ولي از ارتباط آنان با جرايم حرفه‌يي خبري نيست.

وي سپس براي مشاهده اقدامات انجام شده ما را به سمت بند دختران راهنمايي مي‌کند.

پس از گذشتن از راهروها و درب‌هاي قفل شده متمادي و سپس محوطه باز زندان در جايي دورتر و متفاوت‌تر از گذشته وارد بند دختران مي‌شويم.

ساختماني مرتب که به گفته رييس زندان در گذشته مرکز روان شناسي بوده و اکنون به اين عده اختصاص يافته، ‌مجموعه‌اي با حدود 5 اتاق که در هر اتاق حدود 7 دختر حضور دارند و يک راهرو بزرگ در وسط و يک تلويزيون که در انتهاي راهرو قرار گرفته است.

دختراني با چهره‌هايي جوان، بعضي با شيطنت و بعضي با افسردگي سلام مي‌گويند و با نگاه‌هايشان تعقيبمان مي‌کنند.

منبع:  http://asriran.com

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387 4:27 بعد از ظهر توسط نگین |


قايل شدن تبعيض بر ضد زنان بدان معنا است كه قانون ها يا رسوم مشخصی، بر مبنای جنسيت، تمايز، استثنا يا محدوديت قايل می شوند.

حكومت های مردم سالار بايد در حفظ حقوق زنان كوشا باشند، زنان را به مشاركت در تمام عرصه های جامعه و حكومت تشويق نمايند و اماكنی را برای آنان به وجود آورند تا بتوانند آزادانه تجمع كنند و ديدگاه هايشان را آشكارا بيان نمايند.
·
حقوق قانونی زنان شامل برخورد مساوی قانون با آنها و دسترسی به منابع قانونی است.
o
حقوق زنان بايد آشكارا مشخص شود – ابهام در موقعيت قانونی زنان همچنان يكی از علل اصلی فقر در سطح جهان است.
o
زنان بايد حق مالكيت و وراثت داشته باشند.
o
زنان بايد از امكان مشاركت در تنظيم و اجرای قانون اساسی و قوانين ديگر برخوردار باشند.
·
حقوق سياسی زنان شامل حق شركت در انتخابات، اشتغال در مشاغل دولتی، مشاركت در حاكميت و سازماندهی سياسی است.
o
نظام های مردم سالار بايد از طرح های جامعه مدنی – اعم از دولتی و غير دولتی – كه زنان را در زمينه چگونگی شركت در انتخابات و فنون رقابت های سياسی و روند قانون گذاری آموزش می دهند حمايت به عمل آورند.
o
فعاليت زنان در تمام سطوح جامعه مدنی و حكومت باعث استحكام مردم سالاری می گردد.
·
زنان و دختران بايد به آموزش ابتدايی دسترسی داشته باشند. آنان نبايد از شركت يا تدريس در مدارس متوسطه يا دانشگاه ها منع شوند.
·
حقوق اقتصادی برای زنان امكان نظارت بر دارايی های اقتصاديشان را فراهم می سازد و به آنان كمك می كند تا از روابط پر مخاطره جنسی و احتمال سوء استفاده دوری كنند. اين حقوق شامل موارد زير هستند:
o
شرايط و مقياس های مشابه استخدام در مقايسه با مردان.
o
مصونيت از ابطال استخدام به دليل بارداری يا ازدواج.
o
مشاركت در برنامه هايی از قبيل استفاده از وام های اشتغال زايی كوچك و آموزش مشاغل كه برای زنان امكان كسب درآمد را فراهم می سازد.
o
حق برخورداری از درآمد، رفتار و احترام مساوی در محل كار.
·
نظام های مردم سالار بايد برای كسب اطمينان از بهداشت و رفاه زنان و دختران و فراهم ساختن دسترسی مساوی به برنامه هايی مشابه برنامه های زير تلاش نمايند:
o
مراقبت های بهداشتی عمومی، پيشگيری از بيماری ها و مراقبت های پيش از زايمان.
o
پيشگيری از بيماری ايدز، بهبود مراقبت های بهداشتی ارايه شده به مبتلايان، و كاهش از انتقال اين بيماری از طريق مادر به فرزند.
o
مبارزه با قاچاقچيانی كه زنان و دختران را به دام فحشای اجباری يا بردگی داخل خانواده ها از طريق اغفال، تقلب يا اعمال زور می اندازند.
o
مبارزه با آنچه پيشتر گردشگری جنسی ناميده می شد و اغلب زنان و كودكان را مورد سوء استفاده قرار می داد.
o
آموزش پيامدهای بهداشتی و اجتماعی ازدواج زود هنگام به خانواده ها.
o
حمايت از مراكز قربانيان از جمله مراكز خشونت های خانوادگی و بحران های ناشی از تجاوزات.
o
آموزش كاستن از خشونت های خانوادگی به پليس، وكلا، قضات و هيات های پزشكی.
o
پايان بخشيدن به ختنه كردن زنان

+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387 3:45 بعد از ظهر توسط نگین |


سلام ...قبل از هر چیز باید از گندم دوست بسیار خوبم تشکر کنم متنش رو من یکی که خیلی تاثیر گذاشت ... واقعا تکان دهنده بود ...خیلی خوشحالم که گندم یکی از اعضای این وبلاگه ...  

 خیلی ازمون گله کردن که توی چند روز گذشته همش مطالب ضد پسر نوشتیم (هر چند خودم با این حرف موافق نیستم ولی از اون جایی که واسه خواننده هامون احترام قائلم به نصیحتششون گوش می دم  ) ... ولی در هر صورت امروز رفتم توی یه خط دیگه ... تصمیم گرفتم درباره ی رفتار خانواده ها بنویسم و تفاوت برخورد اونا در خانواده با بچه های 2 جنس مخالفشون و مشکلاتی که واسه دختر در این مواقع پیش می یاد ...

 

من انشا نویسی خوبی ندارم واسه همین اگه زیاد خوب ننوشته بودم تحمل کنید ... این حرفایی رو که میزنم خوب تجسم کنید و فرض کنید خودتون جای یه دختر بودید و رفتار خانوادتون این جوری بود ...

 

قبل از هر چیز از خودم شروع می کنم ... برخلاف شما پسرا که می تونید تا ساعت 12 یا حالا 10 بیرون از خونه بمونید ولی من حق ندارم پا مو از خونه بیرون بذارم چون دخترم ... هر وقت بخوام برم بیرون باید یا با داداشم برم یا با بابا و مامانم و یا هم با یکی از دختر دایی های بزرگم که پایه باشه (که معمولا هیچکی پایه نیست ) ... حالا شما اینو در نظر داشته باشید که با این وضعیت چه همه مشکل برام پیش اومده ... اگه بخوام با داداشم از خونه برم بیرون باید انواع و اقسام دستوراتشو گوش کنم تا باهام بیاد بیرون (تازه اگه خیلی بهم لطف کنه ) ... بابام هم که تا بهش می گم بیرون کار دارم ... می گه بعدا الان وقت ندارم ... فقط من می تونم گهگاهی با مامانم پا مو از خونه بیرون بذارم !!!

من کلاس زبان می رم و مامانم منو می رسونه ... بعضی وقت ها هم بابام ... حالا اینجاش جالبه که وقتی با هم دعوامون می شه ... می گن ما واسه تو بیشتر از بقیه زحمت می کشیم ... وقتی می گم چرا ... می گن من کیو یه روز در میون می برم کلاس ؟! بعد من می گم خب اینکه تقصیر من نیست خودتون نمی ذارید برم بیرون !!! ولی اونا می گن خب این مشکل تویه در هر صورت ما تو رو می بریم !!!

می دونید وقتی بهشون می گم چرا نمی ذارید برم بیرون چی می گن؟ می گن جامعه نا امنه ! حالا شما فرض کنید من فقط می خوام تا سوپر سر کوچمون برم ... خواهش می کنم نگید فقط تو این مشکل و داری چون 90 درصد دوستای من یا 80 درصدشون این مشکل و دارن ...(البته سمانه جزوشون نیست ... اون یه خورده آزادی داره )

یادمه یه وقتی بود می خواستم mp3 بخرم ... پولام رو هم جمع کرده بودم ... هر چی از مامان و بابام خواستم منو ببرن گفتن الان وقت نداریم (توجه داشته باشید که تابستون بود ) ... خلاصه یه 2 ماهی صبر کردم ... ولی اصلا انگار نه انگار ... تا اینکه یه روز آگهی mp4 رو توی روزنامه ی خراسان دیدم ... راستش خیلی ذوق زدم و زنگ زدن به این آگهی و سفارش تلفنیشو تنها راهه گرفتن mp3 دیدم واسه همین سفارش دادم ... ولی 2 ماه نشده خراب شد ... من واسه گارانتیش اقدام کردم ولی یارو گفت اینو از ما نخریدید ...! نمی دونید چه حالی شدم ... هنوز که هنوزه mp4 خرابه و یه گوشه داره خاک می خوره ... خیلی جالبه وقتی می خواستم درستش کنم ... بازم کسی نبود تا اینوببره  درست کنیم ! ... بازم کسی وقت نداشت ... آخرش می دونید چی شد ؟! برادر دوستم برد تا درستش کنه !!!  حالا شما خودتون و با من مقایسه کنید ...

یا مثلا من اگه بخوام توی تابستون کلاس ثبت نام کنم یا باید یه کلاسی برم که نزدیک خونمون باشه ( هر چند بازم یکی باید منو تا اونجا همراهی کنه !!!) یا هم باید با هزار تا اصرار ثبت نام کنم ( که از همه بیشتر جواب می ده ) یا هم مجبورم قید کلاسو بزنم (که سال پیش این اتفاق افتاد )

من اگه بخوام شب خونه ی خالم بمونم تا پیش دختر خالم باشم نمی تونم چون پسر دارن !!! ولی داداشم می مونه و واسه خونوادم اهمیت نداره که اونا یه دختر دارن و با بودن داداشه من اون دختر در عذاب خواهد بود ...

من آدمی هستم که بدجوری عاشق پیاده روی و ورزشم ... ولی هیچ وقت نمی تونم ورزش کنم ... مگه تو حیاطمون که اونم یه جوریه که اگه بخوای پیاده روی کنی همش باید دور خودت بچرخی !!! حالا داداشم چی ؟! اون خیلی وقتا می ره پارک و صبح ها پیاده روی می کنه ...

اون حق داره هر وقت خواست با دوستاش بره سینما و گردش ولی من چی ؟! ( هیچ وقت هم حقه اعتراض ندارم )

اون می تونه واسه من غیرتی (!!!) شه چون پسره ولی من اگه بهش گیر بدم دیگه واویلا ...

دوستای من همه زیر ذره بینن ولی داداشم نه ...

من همیشه مجبورم تو خونه کار کنم و قبول داشته باشم این وظیفمه ولی داداشم نه اون حتی جای خوابشم جمع نمی کنه...

می دونید عقاید من اجازه نمی ده که به دیگران اجازه بدم به من به چشم یه وسیله نگاه کنن که باید توی خونه کار کنم واسه همین از مامان و بابام خواستم وقتی می خوان بهم بگن کار کن حداقل واسه اینکه دلم خوش باشه بگن : لطفا کار کن ... ولی باورتون می شه این حرف واسه بابام چه قدر سخته !!!

هر وقت توی خونه کار نمی کنم می دونین چی می گن ؟! می گن تو توی زندگیه آیندت ضرر می کنی هنوز نرفته خونه ی شوهر برمیگردوننت ما به فکر خودتیمو خوبیتو می خوایم !!! اونا می گن نمی خوایم نفرینمون کنن که دخترت کار بلد نیست !!! جالبه نه ... می تونم قول بدم این اتفاقا واسه یه کدوم از شما پسرا هم نیفتاده باشه ... ولی دخترا نه ... اونا می فهمن من چی می گم ... چون اونا هم این مشکلاتو دارن ... نمی گم همه ولی حداقل 70 در صد شایدم بیشتر توی خونشون همچین مشکلاتی دارن ...

می دونید سر همین قضایا من از ازدواج کردن متنفر شدم ( اشتباه نکنید من بازم می گن با پسرا مشکلی ندارم باز موضع گیری نکنید) ... من احساس می کنم اگه ازدواج نکنم می تونم واسه خودم باشه ... می تونم زندگی کنم ... ولی با ازدواج کردن تبدیل به یه کلفت می شم ...

فکر نکنید بابا و مامانم بداخلاقو متعصبن ... نه اونا خیلی هم خوبن ... خیلی مهربونن و منم خیلی دوسشون دارم و هیچ وقت رو حرفشون ( به جز در موارد فمنیستی !) حرف نمی زنم ... یا حداقل سعی می کنم این جوری باشه ... ولی این مشکلاتی که نوشتم مشکل اکثر دختراست نه فقط من ... حالا این وسط شدت و ضعف وجود داره ... مثلا یکی از دوستام باباش اجازه نمی داد چادر سبک بپوشه ( دقت کنید سبک نه نازک ) اون همیشه سنگین ترین چادرا رو می پوشید و همیشه هم زیر ذره بین بود ... یه روز یکی از داداشاش به مامانش گفت فاطمه داره فرق وا می کنه ! برو بزن تو گوشش تا پررو نشده !( حالا توجه داشته باشید اون توی خونشون داشت موهاشو شونه می کرد ) بعدش مامانش رفت و کلی این فاطمه رو دعوا کرد که رضا چی از تو دیده که این قدر شاکیه !!! در صورتی که این دختر از گلم پاک تر بود ...

من قبلا توی یه شهر کوچیک زندگی می کردم ... و توی مدرسمون چون نمونه بود از روستاهای اطراف هم دانش آموز می گرفت ... این دخترای بیچاره ی روستایی هنوز به سن 15 سال نرسیده به زور عروسشون می کردن ... اونا به یه دختر 18 ساله می گفتن ترشیده ! اعتقادشون این بود دختر ماله مردمه ! پس هرچی زودتر یه نون خوره اضافی رو رد کنیم بهتر ... یکی از دوستای خودم که توی روستا هم بود توی 14 سالگی ازدواج کرد و الان که 16 سالشه حامله است !!!

 

ریشه ی تمام مشکلات اخلاقیه دخترا به همین خونواده هاشون بر می گرده ... چون اونا توی خونوادشون تحقیر می شن ... ببینید اگه یه دختر توی خونه محبت نبینه ... میره سمت حجاب بد تا شاید بیرون از خونه محبت ببینه ... تا شاید بتونه خلا روحیشو پر کنه ... اگه تو ذات یه پسر شهوته ... تو ذات یه دخترم اینه که واسه جذب طرف مقابل دلبری کنه (پس لازم نیست همش به دخترا بگیم خودشون و کنترل کنن !؟)... آره این مشکلات همه ریشه دارن ... اگه توی یه خونواده این قدر به یه دختر توهین نشه ... اون هیچ وقت تو روی پدر و مادرش وا نمیسته ... هیچ وقت از خونه فرار نمی کنه ... هیچ وقت به دنبال حجاب بد و انواع و اقسام مدل های آرایش نمی ره ... زن و دختر ایرونی فکر می کنن دلیل اینکه حقوق قضایی زنان در جوامع غربی برابر مردای اینه که زنان حجاب ندارن ( هر چند من خودم اعتقاد دارم بعضی جوامع غربی به بهونه برابری حقوق زن روز به روز اونو حقیر تر می کنن و توی این موضوع شکی نیست ) ولی به نظر شما همه ی دخترا مثه من این قضیه رو می دونن ؟ همشون می تونن این موضوع رو درک کنن ؟ مسلما نه ... چون کسی نیست که بهشون بگه !!! واسه همین سعی می کنن خودشون رو شبیه غربی ها کنن تا شاید به اونا بگن تو هم آدمی ... تو هم حق و حقوق داری ... تو هم داری زندگی می کنی ... میبینید!!! خانه از پایبست ویران است ...

 

تا حالا شده به این چیزا فکر کنید؟ تا حالا شده با خودتون بگید ریشه ی این همه مشکل از کجاست ؟

شما فکر کردید اگه هی بیان توی نماز جماعت به زنان توهین کنن و بگن بد حجابید و حجابتونو درست کنید ... دخترا گوش می دن ؟ معلومه که نه ... اونا دلشون پره ... نگید مظلوم نمایی نکنید ... چون اینا همشون واقعیته ... شما نمی تونید درک کنید چون تا حالا دختر نبودید ... تا حالا دختر نبودید که بدونید درد تحقیر شدن و تا آخر عمر زندانی بودن و آقا بالاسر داشتن چیه ...

 

ببخشید می دونم خیلی نوشتم ... ولی این حرفارو می خواستم یه روزی بالاخره بگم که خداروشکر الان وقت شد ... دیگه این یکی پستم آنتی پسر نبود ... و فقط و فقط حرف دلم بود ... توی پست بعدیم هم اگه شد درباره ی ضعیف شدن اعتقاد دینی دخترا می گم و اینکه چه جوری به خاطر بعضی دروغای جانعه اعتقادشون از بین میره ...

یه سوال هم ازتون داشتم ... اگه فنتام مشکل داره و خوندنش سخته بهم بگید تا از یه مدل دیگه استفاده کنم ... و بگیید چه رنگی خوبه ...

فعلا بای ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387 8:56 بعد از ظهر توسط نگین |


سلام...خوبین؟؟؟
داشتم نظرا رو می خوندم...یه مقدار فک کردم بعدم گفتم بیام یه چیزی بنویسم...
ببینین بچه ها سمانه اگه مطلبی تو این بلاگ می ذاره  واسه خودش نیس از جای دیگه می گیره...وشما به جای نظر دادن در مورده این مورد بهتره خودتون به اون کتاب یا سایت رسمی مراجعه کنین...بعدشم لطفا اینقد به خودتون نگیرین....
من با رضا موافقم که می گه اگه   تا خود دختر نخواد پا بده، هيچ مُخ زني نميتونه مُخشو بزنه"ولی آیا خودت تاآلان مخ زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوستت که دختر بازه چرا این کارو می کنه.....یعنی چرا دختر بازی می کنه؟؟دلیل خاصی داره.....
و در مورد.....که اسمشو این نوشته...ببین جناب آقا/خانومه....(جنسیتتو ذکر می کردی اقلن...)کسی اینجا نمی آد شما رو مقصر بدونه ...اینجا میآیم مسایله روزوبیان می کنیم...اینجا فقط می خواد گفته بشه خانومام حقوق دارن .....ندارن؟؟؟؟؟؟؟
من مثه بقیه بلد نیستم این چیزارو بنویسم....ولی خیلی از مسایلو اینجا می بینم.....در مورده حرف آقا رضا که هیچ مخ زنی....چرا اتفاقن من یه مخ زن می شناسم...
بعدشم اینکه ما (زنو مرد)هردومون به هم احتیاج داریم....توجه دو طرف لازمه....نه یه طرف....بعدشم ....خانومها از آقایون عقب نیستن...بلکه در مورادی جلو هستن...بعد اینکه جهان بدون زن معنا....چون فک کنم اگه ما نبودیم شما هم هم نبودیم..ما ها مکمل همیم...البته جدیدا کشف شده آقایونم بچه دار می شن ...که خیلی عالیه...مسئولیتمونم افتاده رو دوش شما.......آخیییییییییی.......
می دونین در مورده اون دو دختری که ربودنشون....اگه خواهر خودتونم جای اون دوتا بود باور نمی کردین.....من بد تر از اینم دیدم....اینجا وقتی می خوای بری بیرون باید با کله فکو فامیل بری اگه ساعت هشت به بعد به خوای بری....تو گرگان...حالا حساب کن تو مشهد چطوره....مشهد مردی پایبنده به مقدسات داره....که درصدشون از اینجا بیشتره...خیلی بیشتر...وقتی تو اونجا یه همچین اتفاقایی می افته پس اینجا چی.....من خودم تو همین شهر(مزخرف.......)گیر افتادم..ودم یکی از همون بنده خداهایی هستم که وقتی داش مثه آدم زندگیشو می کرد واسش ....شما خودتونو جای یه دختر بزارین...داری ساعت 6 غروب که هوا خوبه تو مسیرت به خونه می ری بعد دوتا پسر پشتت می آن...اونقد بهت نزدیک می شن که نگو....بعد با یه سرنگ بیهوشت می کنن....بعدم که معلومه...من خودم یه دختری رو می شناسم که البته 29 سالش بود ولی ازدواج نکرده بود....تو یه خونه تنها زندگی می کرد...بعد یه روز یکی از آشناهاش البته زیادم آشنای نزدیکش نبود ولی خب....
می آد خونشون ...تو چاییش یه چیزی می ریزه...بعدشم.....بعد اون دختره بد بخت خودکشی میکنه...الآن چهار سالی می شه فوت کرده....
مگه اون دفه نگفتم تو خیابون چندتا دخترو گرفتن بردن سروش جنگل ریختن به هم....حالا فک میکنی اون دخترا چه طور بودن....هانننننننن....بعضیاشون چادری بودن....پلیس مگه چی گفت....استاده خودم یه جریانی رو تعریف می کرد می گف تو یه شهری طرفای مشهد ....تو یه شب ساعتای هشت اینا ....یه زنو شوهر داشتن می رفتن خونه....بعد اونقت چند نفر می ریزن سرشون ....شوهره مگه تونس کاری بکنه....اون فقط نگاه کرد...فقط نگاه....از درونم سوخت....ولی آیا اون دختر دیگه براش همسر می شه....یکی هم نیومد چیزی بگه....کی گفته تعداد این اتفاقا کمه....وقتی اینجا دهژخترا رو لخت می کنن ....به زور می فرستن جلو دوربین ...تا فیلم بسازن برا بلوتوٍ کردن شما کجاییییی..........هانننننننننن؟؟؟؟؟
وقتی یه پسر به خودش اجازه ی چنین کاری می ده تو چیکار می خوای بکنی...اینجا یه دبیر فیزیک هس...که اسمشو نگم بهتره..اگه بگم همه می شناسنش..چون کارش خوبه هر کسی میره پیشش...ولی من خودم آمار زدم دیدم کلاساشو ساعت دو صبح می ذاره....کلاساشم فقط دخترن...می فهمین....حتما الان می گین برا چی اون دختر باید تو دو صبح بره کلاس..حتما خودش کرم داره.....درسته منم موافقم....(چی شد...:دی)ولی جالب اینجاست که این مرد با داشتن یه خانوم خوشکل و یه بچه بازم دست از کثافت کاریاش برنمی داره....
اینجا وقتی تو باکسی دوس می شی نباید انتظار داشته باشی که طرف مقابل یه دوستیه اجتماعی باهات برقرار کنه...چون اینجا تا بهت می رسن...دیگه بعدش بهت نمی رسن....بعدش می رسن به یه دختر ....اینجا اگه بخوای مثه آدم زندگی بکنی نمی تونی....چون یا باید این کاره باشی...یا....
فعلا هم که پول با آورده افتاده بین جوونا که هر غلطی به خوان می کنن....یکی هم نیس جلوشونو بگیره....من خودم یکیو می شناسم که از اون این کارهاست..پسره ها....یه بار پلیسا گرفتنش....باباهه اومد با 8 میلیون درآوردش...بعد پلیسا به دختره گیر دادن...حال پسره چی کار می کرده با اون دختر بد بخت که در خیابان قدم یمزده معلوم نیس.....
ببینین اینا زیادن....وقتی تو خوابی خیلی چیزا اتفاق می افته...خیلی چیزا ......ولی تو نیستی که ببینی...به خاطر همین می گی اتفاق نیفتاده.....
و در مورده اینکه یه زن آرایش می کنه....باید بگم این آرایش کردن قبلا هم بوده...فک کنم اینو صد بار گفتم سرمه یکی از این موارده....ولی آیا کسی هس که به من بگه چرا آقایونم آرایش می کننن؟؟؟؟؟؟؟.....حتی برا عروسیا....که فقط 50 60 تومن پول آرایش موهای آقایه داماده ...نه صورت...هانننن؟؟؟؟؟؟؟
وقتی شما تمیال به دختر بودن دارین با بلند کردن موهاتون....ماچی بگیم....بعدشم من موافقم که یه دختر برا جلب توجه آرایش می کنه.....وگرنه همه ی این مراکز زیبایی کارشون لنگ می موند...البته الآن تعداد پسرا تو این مطبا بیشتر از خانماست.....
یه چی دیگم بگم....فحشا اشتباهه .....چه با تمایل از طرف مرد...چه با تمایل از طرف زن....هردوش غلطه....اگه فحشا هس ....پس دیگه نیازی به صیغه و عقد کردن وچود نداره...واینو بگم که حتی تو قرآنم اومده که با یه زن و مرد فاحشه باید چه کار کرد......:
سوره ی نور آیه ی دو......تا نمیدونم الان براتون می نویسم....:دی
بایدشما مومنان هر یک از زنان و مردان زناکار را به صد تازیانه مجازات کنیدوهرگزدربارهی آن بدکاران در دین خدا رآفت و ترحم روا مدارید اگر بخدا وروز قیامت ایمان دارید و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مومنان مشاهده کنند....
همون آیه ی دو بود....:دی بای بوس.....

 "لطفا در مورده مطلب نوشته شده در بعضی از قسمتهاش سوال نکنین...."

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 4:45 بعد از ظهر توسط |




مديرکل مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي نيروي انتظامي با اعلام اين که بيش از 40 درصد فجايع تجاوز به عنف، در پي برقراري دوستي هاي پنهان و با وعده هاي دروغين ازدواج رخ مي دهد، نسبت به برقراري روابط دوستانه به دختران جوان هشدار داد.

مدت هاست که وقوع روزانه تعداد قابل توجهي انواع آزار و اذيت دختران و زنان جوان، مسوولان انتظامي را نسبت به آگاه سازي اين قشر از جامعه هوشيارتر کرده است؛ جرايمي که در پي غفلت قرباني و يا به نوعي سهولت اغفال وي از سوي مجرم رخ مي دهد و آثار جسمي و رواني نامناسبي را براي او و خانواده اش رقم مي زند. امروزه گسترش برقراري ارتباطات ميان فردي دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتي جامعه ايراني که به زحمت به سوي مدرنيزه شدن سوق داده مي شود، خود موجب شده تا افرادي در پوشش دوستي هاي خياباني با تاکيد بر پنهان ماندن اين روابط، نقشه مجرمانه خود را عملي کرده و قرباني را در برابر کار انجام شده، قرار دهند.


سرهنگ علي تواضعي با اشاره به آمار 40 درصدي تجاوزات به عنف در پي برقراري دوستي هاي پنهان گفت؛ مجرمان به بهانه دوستي هاي خياباني، قربانيان را به بهانه ازدواج و شناخت اوليه ابتدا اغفال کرده و سپس نقشه شيطاني خود را عملي مي کنند.

وي اضافه کرد؛ براساس گزارش هاي رسيده از پرونده هاي تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستي هاي پنهان و دور از چشم خانواده، بعضاً تحت تاثير قرص هاي موسوم به اکس و يا به بهانه ديدار با خانواده طرف مقابل و يا به قصد تفريح در جاده هاي خارج از شهر به مناطق متروکه و خالي از سکنه منتقل شده و در همان جا از سوي يک يا چند نفر مورد تعرض قرار مي گيرند. مدير کل مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي ناجا با تاکيد بر اين که معمولاً يافتن ردپايي از مجرمان به دليل آنکه اغلب داراي هويت هاي جعلي هستند بسيار سخت است، خاطرنشان کرد؛ آمار جرايم رخ داده در اين حوزه بر لزوم عدم برقراري اين گونه روابط تاکيد دارد.

به گفته وي در اين ميان دختران جوان نيز جهت گرفتار نشدن در دام شيادان، براي تردد داخل شهر حتماً توجه داشته و از وسايط حمل ونقل عمومي استفاده کنند.

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 3:30 بعد از ظهر توسط سمانه |


نامش اکرم است، ‌13 سال سن دارد و جرمش رابطه نامشروع است. بيشتر از سنش به نظر مي‌رسد ولي هنگامي که صحبت مي‌کند، همان نوجوان 13 ساله است. مي‌گويد: من و دوستم را با 4 پسر گرفتند، من و دوستم رفته بوديم بيرون، ‌ما را به زور سوار موتور کردند و ما را به خانه‌اي بردند و به ما تجاوز کردند.

در ادامه مي‌گويد: مرا به زور به آن خانه بردند، هر چه به قاضي گفتم، نپذيرفت، چطور مي‌توانم اين مساله را ثابت کنم.

کلماتش را به سختي و ناواضح ادا مي‌کند، ‌اين طور به نظر مي‌رسد که از گفتن اين جملات خجالت‌زده و شرمنده است.

اضافه مي‌كند: خودم به مامورها زنگ زدم که آمدند و ما را دستگير کردند، دوستم و آن 4 نفر تحت سند آزادند ولي من الان 2 سال است که اينجا هستم.

مي‌پرسم قبلا هم اينجا آمده‌اي؟ پاسخ مي‌دهد: يک بار ديگر هم به جرم بدحجابي آمدم.اکرم در مورد خانواده‌اش مي‌گويد: مادرم در بند نسوان زندان مشهد به جرم اعتياد زنداني است، پدرم هم به همراه برادر 5 ساله‌ام در کرمان است، من اينجا ملاقاتي ندارم

منبع:  http://asriran.com

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387 3:36 بعد از ظهر توسط نگین |



من سعي ميكنم كتاب بخونم تا ديدگاهم عوض بشه، ولي كتاب ها هم همراه منن!

منبع: بهداشت ازدواج از نظر اسلام، نوشته دكتر صفدر صانعي

.......

 

هيچ زني با لكه بد نامي فحشاء متولد نمي شود. اين مردها هستند كه براي اطفاء غريزه جنسي و بپاس نداي شهوت، زنان را به ميدان فحشاء ميكشند و دامن آنها را لكه دار ميكنند.

ژرژ كلمانسو در زمان تصدي وزارت كشور فرانسه با كمل صراحت گفت:

« با كمال تاسف من مامور اجراي مقررات خلاف انسانيت و اخلاق ومسائل غيرقابل اغراقي ميباشم و بصداي بلند ميگويم، زن به آتش گناه شهوت مرد ميسوزد و عواقب وخيم آن را متحمل ميشود. »

 

سابقه تاريخي

به نظر ميرسد براي اولين بار در كلده (ميان دو رود) اثار اولين فحشا بعنوان مهمان نوازي برقرار شده است و يك نوع خدمت اجتماعي به ملاحان و يا مسافرين رهگذر تلقي ميشده و بعدها بصورت امري الزامي و مذهبي درآمده و متدرجا به فحشا تبديل شده است.

همچنين بنظر ميرسد اين سنت در هند و مصر وجود داشته است. بنا به گفته هردوت « پادشاهان دختران خود را در اين راه ميدادند. »

 و مخصوصا از كئوپس Cheops نامبرده است كه دختر خود را وادار نمود در اختيار هر كسي كه يك سنگ به بناي "هرم بزرگ" اضافه نمايد بعنوان جايزه قرار دهد. (!!!!!!!)

 

بدنبال فحشاي مهمان نوازي، فحشاي مذهبي بوسيله كشيشها و به نفع انان معمول گرديد و بعدآ فحشا قانوني مقرر شد و دولت ها از آن پول ها بدست آوردند. فحشا مقدس در هند بيش از بابل معمول شده بود.

 

خلاصه تاريخ نشان ميدهد كه زنان از اول خود فروشي نكرده اند، بلكه آنها را فروختند!

 

دستور 14 مارس 1687 لوئي 14: سربازان و كسانيكه در معابر و گردشگاهها و يا از پنجره هاي عمارات باعث اغفال دختران و يا زنان ميشوند، شديدآ تحت تعقيب قرار ميگيرند.

+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 2:15 بعد از ظهر توسط سمانه |


سلام...خوبین...؟؟؟‍...منم ای بد نیستم...خوش می گذره....بدون عید....یه چند روزی بود که من مخه این سمانه جونو  مختل کرده بودم....آخه یکی از دوستاش اومده بود و پسه منو زده بود...بعدشم سمانه جون منو حذویدن....حالا اومدم یه پست بذارم....داشتم به پست سمانه فک می کردم...که می گف آیا طبیعت مرد چند همسری است....خواستم نظر بزارم...ولی گفتم همین جا بگم...سمانه عزیزم....پسرا طبیعتشون چند همسری نیس اونا کلا با این واژه مخالفن...به این مثال توجه کن....مثلا من خودم با یکی دوستم....اون الان با دو نفر دیگم دوسته....یه روز پیشه من ...یه روز پیشه اون...اصلا پسرا سیرمونی ندارن...
ببین پسرا اصولن از همسراشون فقط محبت...علاقه...توجه...و در کل همینارو می خوان...کاری ندارن چندتا باشه....هر چی بیشتر بهتر...آخه گاهی اوقات یکی بینشون هس که تمایلی به جنس کذکر نداره....فقط برا اسم شوهر میاد ازدواج می کنه...گاهی اواقتم نه....طرف به خاطره اینکه هوس بازه یه همچین کاری می کنه....من خودم یه دکترو می شناسم که تقریبا یه 6 ماهی میشه دوباره ازدواج کرده...اینطور که بوش می آد...خانوم اولش یکی از پزشکان معروف اینجاست(شهره خودمو می گم...)و خونوادش پولدارن...و این مرد با غیرت...با پول خانومش تونسته مدرک دانشگاهشو بگیره...اینطور که ما از خانوم دومش آمار زدیم...خلاصه...حال اگه بگم این خانوم دومش کی بوده می کفی....می دونی پسرش تو شیراز با یه دختری نامزد می کنه....وقتی میاردش اینجا باباهه ازش خوشش میاد....بعد پسره برا ادامه تحصیل بر می گرده شیراز ...باباهه هم دختره رو می عقده....خیلی ممنون......خیلی باحالن...این آقایون که حتی نمی تونن شلوارشونو بالا بکشن...و وقتی از سر کار میان کلا شلوار همونجا به صورت دایره ای شکل رویه زمین پهن می شه...بعد به صورت دایره ای شک دوباره پوشیده می شه...چطوری می خوان بین دوتا خانومشون تساوی بر قرار کنن.......هان؟
بعدم اینکه بگم داشتن چند خانوم با هم ایراد نیس...در صورتی که خانوم های قبلی در اطلاع و رضایت کامل باشن...چون خودمونو نمی تونیم به کوچه ی بغلی بزنیم...امامامونم چند همسر داشتن...ولی جنبه مهمه که این پسرای امروزی از یه همچین موهبتی برخوردار نیستن....قربونشون برم...اینا حتی تو داشتن دوس دخترم قانع نیستن......جدا اگه اینطور نیس بگین....خدایی چند نفرتون به اونی که باهاش دوس می شین وفادارین...البته من خودمو فاکتور می گیرم....چون من یه دوست خوب دارم که هیچ وقت از هم جدا نمی شیم....اینم محض ابراز وجود.....:دی

+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387 6:27 بعد از ظهر توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بیایید به خود به عنوان حلقه هایی نگاه کنیم.
هدف ما به هم پیوستن و تکمیل نهایی این حلقه ها در یک زنجیر محکم است
و نه شکست دادن مردان!
رشد ما در گرو حرکت به سمتی است که تاکنون در آن گام برنداشته ایم...

اينجا در مورد حقوق پایمال شده و داشته و نداشته دختران جهان و به خصوص ايران حرف ميزنيم
و قصد داریم حقایق رو برای شما روشن کنیم


صفحه نخست
پست الکترونیک


مطالب برتر وبلاگ

برابری استعداد دختر و پسر
خشونت علیه زنان, عمر مردان را کوتاه میکند!
پليس و امنيت هواي نفس مردان!
جايگاه زنان در جامعه ايران باستان!
جلوي ق.ا.چ.ا.ق دختران را بگيريد!
خ.ت.ن.ه شدن دختران در جنوب ايران!
ف.م.ي.ن.ي.س.ت و شاخه هاي آن!
زنان شوهركش، قربانيان خشونت و نابرابري
وضعيت خشونت خانگي در ايران!
خ.ت.ن.ه دختران، عملي غير انساني و وحشيانه!
داستاني واقعي در مورد فرار يك دختر از خانه
دختر نه ساله كودك است، مجازاتش نكنيد!
تبعيضات!
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

جواب نظرات
اخبار
دیگر مطالب
دست نوشته های نویسندگان

نویسندگان

سمانه
نگین
مهرناز
علي
مهتاب
سهراب
supernova
نیلوفر
شایسته


پیوندها

ورود ممنوع!(فمينيستي)
يك سوال كوچولو
سوختگي اسيد
دختران سیب!!!
بوف كور
كليسا جديد!
هرج و مرج در سيناپس ها
فقط پپسي رو عشقه
مرجع اطلاعات از دنيا
محفل كورش
همدلي
یار دبیرستانی من...
ركن پنجم دموكراسي
گالری عکس نگين
عکس و مطالب عاشقانه
عسل
روح، راه، آرامش
ashione
عکس های خفن ایرانی
گیم اسپات ایرانی
جوکهای باحال
هم توم
خاطرات مهرناز و هر روزش
دختر آتيش پاره
پرچین
سمپاد
ارتش وحشي
ویدئوهای زیرنویس متال
وب نوشته هایی ازفوتبال
نتیجه کنکور - انتخاب رشته سراسری-آزاد88
سجاد رحیمی مدیسه
رپ ایران زمین
دست نوشته های یک گاگول!
کراس برای همه ی ایرانیان
روزهای دلتنگی ما
Dice
سرگذشت آرمیتا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin