|
به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان
از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و
طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود
ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس
مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان
در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط
ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده
نمی شد! شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از
نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد
نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با
فروشندگان وظیفه این یگان نیست»! خبر آنچنان عجیب است که در کنار شهروندان حاضر در منطقه و احتمالا دیگر
خوانندگان این خبررییس اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با
ناباوری نسبت به اتفاق پیش آمده اظهار نظر کند. او هم، برخورد با لباس های نامناسب را وظیفه اداره اماكن
نیروی انتظامی دانست ، اما برخلاف تاکید ماموران گشت ارشاد گفت:«اگر لباسي
نامناسب و يا غيراسلامي هم وجود داشته باشد،بايد به متصدي فروش آن تذكر
داده شود،البته آن هم وظيفه ماموران گشت هاي ارشاد نيست» به گفته درخشنده«كنترل عرضه پوشاك مناسب برعهده ماموران اداره اماكن
است كه اين طرح هم در حال پيگيري است». با این مقدمه است که او به سرعت
نسبت به برخورد این ماموران واکنش نشان داد:«تفتیش خرید شهروندان تخلف
ماموران گشت ارشاد منطقه بوده و حتما موضوع پيگيري مي شود». در این شرایط بود که رییس اطلاع رسانی نیری انتظامی تهران بزرگ به
شهروندان توصیه کرد:« به محض مواجهه با تغيير نحوه برخورد ماموران گشت هاي
ارشاد موضوع را به ۱۹۷ اطلاع دهند تا هرچه سريعتر از ادامه تخلف جلوگيري
شود».البته او راه حل ديگري را هم پيشنهاد كرد :«اگر شهروندان امكان
برقراري تماس تلفني با مركز ۱۹۷ را نداشتند مي توانند با مراجعه به
فرمانده يگان حاضر در منطقه تخلف مامور را گزارش دهند». رييس مركز اطلاع
رساني اما به اين موضوع پاسخ نداد كه ماموران گشت هاي ارشاد چگونه بدون
دستور فرمانده اجازه برخورد با شهروندان را بدست می آورند، آنهم به طوریکه
فرمانده حاضر در محل از آن غافل می شود! به هرحال برخود ماموران یکی از گشت ارشاد منطقه هفت تير تهران،
آنقدر عجیب و غیرقابل تصور بود که محمود سالارکیا، معاون انتظامی دادستان
تهران را هم متعجب کند:« مگر می شود که نسبت به لباس خصوصی افراد نظر داد
و آن را در مقابل چشمان نامحرمان نمایش داد، اگر اینگونه است، پس همه
شهروندان مجرم هستند! موضوع پوشش و خريد آنچه را كه زنان مسلمان ايراني به
آن احتياج دارد،مساله اي خصوصي است و هيچ فرد و گروهي حق اظهار نظر در آن
را ندارد چه برسد به آنكه ماموران نيروي انتظامي آنچه كه مردم خريده اند
را تفتيش و بازرسي كنند». او سپس این جمله خود را کاملتر کرد و گفت:« تا زمانيكه پوشش شهروندان (زنان) در جامعه در معرض ديد عمومي و نامحرم
قرار نگيرد،استفاده از انواع لباس ها در مدل ها و رنگ های مختلف ممنوعيت
ندارد و رفتار ماموران براي پرس و جو از شهروندان كاملا خلاف قانون و
تجاوز به حريم خصوصي افراد است». با این گفته معاون دادستان انگار باید نتیجه گرفت، ماموران این گشت
ارشاد که به گفته شاهدان عینی از ماموران بسیجی کمک کننده به نیروهای
انتظامی بودند، اشتباه به این میدان هفتم تیر تهران اعزام شده بودند،
میدانی که پیش از این بارها صحنه برخوردهای ناخوشایند و به قول مقامات
انتظامی «نامتعارف» بوده است! منبع: 7tir.com + نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387 3:19 بعد از ظهر توسط سمانه |
در اين مدت انتقادات زيادي ازسوي افراد مختلف به نبود کانون اصلاح و تربيت در مشهد براي اين گروه از زندانيان مطرح شد و در مهمترين اين انتقادات، دادستان مشهد از وضعيت نگهداري دختران در زندان ابراز تاسف و نگراني کرد. براي آگاهي از وضعيت کنوني نگهداري دختران مجرم، به اتاق محمدعلي بلوکي، رييس زندان مرکزي مشهد ميرويم. بلوکي 2 سال پيش در گفتوگو با ايسنا به اين نکته اشاره کرد که چون به لحاظ آمار، تعداد دختران زير 18 ساله آنقدر زياد نبود که بخواهيم مرکز جداگانهاي داشته باشيم لذا زياد پيگير قضيه نبوديم. وي دربارهي اظهار نظر آن زمان خود به ايسنا ميگويد: اين طور نبوده که هيچ پيگيري انجام نشده باشد و اکنون هم در حال پيگيري هستيم ولي از آن جايي که ايجاد کانون از جمله پروژههاي ملي است لذا اعتبارات آن بايد از سوي دولت مصوب شود و من به تنهايي نميتوانم در مورد آن تصميمگيري کنم و تنها منعکس کننده مسايل و مشکلات هستم. وي ميافزايد: در واقع پرسش دربارهي نبود کانون اصلاح و تربيت دختران نوجوان، بايد از اداره کل زندانها پرسيده شود زيرا من تنها مجري هستم و اعتبارت براي اجرا به من ابلاغ ميشود. بلوکي دربارهي اولويت ساخت کانون اصلاح و تربيت دختران مشهد از نظر اداره کل استان ميگويد: اکنون در بسياري از مراکز ما که اسم زندان بر آنهاست، بايد نوسازي و بازسازي اساسي انجام شود و اگر بنا را بر اولويتها بگذاريم، شايد اولويتهاي ديگري هم مطرح باشد. وي خاطرنشان ميكند: ولي آنچه مربوط به اختيارات من بوده و ميتوانستم در مورد آن تصميمگيري کنم، در مجموعه تحت نظرم به کار گرفتهام و اقدامات لازم را در خصوص جداسازي مددجويان زير 18 سال انجام دادهام. بلوکي ميافزايد: هر چند اين بند هنوز در مجموعه زندان قرار دارد ولي از ارتباط آنان با جرايم حرفهيي خبري نيست. وي سپس براي مشاهده اقدامات انجام شده ما را به سمت بند دختران راهنمايي ميکند. پس از گذشتن از راهروها و دربهاي قفل شده متمادي و سپس محوطه باز زندان در جايي دورتر و متفاوتتر از گذشته وارد بند دختران ميشويم. ساختماني مرتب که به گفته رييس زندان در گذشته مرکز روان شناسي بوده و اکنون به اين عده اختصاص يافته، مجموعهاي با حدود 5 اتاق که در هر اتاق حدود 7 دختر حضور دارند و يک راهرو بزرگ در وسط و يک تلويزيون که در انتهاي راهرو قرار گرفته است. دختراني با چهرههايي جوان، بعضي با شيطنت و بعضي با افسردگي سلام ميگويند و با نگاههايشان تعقيبمان ميکنند. منبع: http://asriran.com + نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387 4:27 بعد از ظهر توسط نگین |
قايل
شدن تبعيض بر ضد زنان بدان معنا است كه قانون ها يا رسوم مشخصی، بر مبنای جنسيت، تمايز،
استثنا يا محدوديت قايل می شوند.
حكومت
های مردم سالار بايد در حفظ
حقوق زنان كوشا باشند، زنان را به مشاركت در تمام عرصه های جامعه و
حكومت تشويق نمايند و
اماكنی را برای آنان به وجود آورند تا بتوانند آزادانه تجمع كنند و ديدگاه هايشان را آشكارا بيان
نمايند. منبع : http://usinfo.state.gov + نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387 3:45 بعد از ظهر توسط نگین |
سلام ...قبل از هر چیز باید از گندم دوست بسیار خوبم تشکر کنم متنش رو من یکی که خیلی تاثیر گذاشت ... واقعا تکان دهنده بود ...خیلی خوشحالم که گندم یکی از اعضای این وبلاگه ... خیلی ازمون گله کردن که توی چند روز گذشته همش مطالب ضد پسر نوشتیم (هر چند خودم با این حرف موافق نیستم ولی از اون جایی که واسه خواننده هامون احترام قائلم به نصیحتششون گوش می دم ) ... ولی در هر صورت امروز رفتم توی یه خط دیگه ... تصمیم گرفتم درباره ی رفتار خانواده ها بنویسم و تفاوت برخورد اونا در خانواده با بچه های 2 جنس مخالفشون و مشکلاتی که واسه دختر در این مواقع پیش می یاد ... من انشا نویسی خوبی ندارم واسه همین اگه زیاد خوب ننوشته بودم تحمل کنید ... این حرفایی رو که میزنم خوب تجسم کنید و فرض کنید خودتون جای یه دختر بودید و رفتار خانوادتون این جوری بود ... قبل از هر چیز از خودم شروع می کنم ... برخلاف شما پسرا که می تونید تا ساعت 12 یا حالا 10 بیرون از خونه بمونید ولی من حق ندارم پا مو از خونه بیرون بذارم چون دخترم ... هر وقت بخوام برم بیرون باید یا با داداشم برم یا با بابا و مامانم و یا هم با یکی از دختر دایی های بزرگم که پایه باشه (که معمولا هیچکی پایه نیست ) ... حالا شما اینو در نظر داشته باشید که با این وضعیت چه همه مشکل برام پیش اومده ... اگه بخوام با داداشم از خونه برم بیرون باید انواع و اقسام دستوراتشو گوش کنم تا باهام بیاد بیرون (تازه اگه خیلی بهم لطف کنه ) ... بابام هم که تا بهش می گم بیرون کار دارم ... می گه بعدا الان وقت ندارم ... فقط من می تونم گهگاهی با مامانم پا مو از خونه بیرون بذارم !!! من کلاس زبان می رم و مامانم منو می رسونه ... بعضی وقت ها هم بابام ... حالا اینجاش جالبه که وقتی با هم دعوامون می شه ... می گن ما واسه تو بیشتر از بقیه زحمت می کشیم ... وقتی می گم چرا ... می گن من کیو یه روز در میون می برم کلاس ؟! بعد من می گم خب اینکه تقصیر من نیست خودتون نمی ذارید برم بیرون !!! ولی اونا می گن خب این مشکل تویه در هر صورت ما تو رو می بریم !!! می دونید وقتی بهشون می گم چرا نمی ذارید برم بیرون چی می گن؟ می گن جامعه نا امنه ! حالا شما فرض کنید من فقط می خوام تا سوپر سر کوچمون برم ... خواهش می کنم نگید فقط تو این مشکل و داری چون 90 درصد دوستای من یا 80 درصدشون این مشکل و دارن ...(البته سمانه جزوشون نیست ... اون یه خورده آزادی داره ) یادمه یه وقتی بود می خواستم mp3 بخرم ... پولام رو هم جمع کرده بودم ... هر چی از مامان و بابام خواستم منو ببرن گفتن الان وقت نداریم (توجه داشته باشید که تابستون بود ) ... خلاصه یه 2 ماهی صبر کردم ... ولی اصلا انگار نه انگار ... تا اینکه یه روز آگهی mp4 رو توی روزنامه ی خراسان دیدم ... راستش خیلی ذوق زدم و زنگ زدن به این آگهی و سفارش تلفنیشو تنها راهه گرفتن mp3 دیدم واسه همین سفارش دادم ... ولی 2 ماه نشده خراب شد ... من واسه گارانتیش اقدام کردم ولی یارو گفت اینو از ما نخریدید ...! نمی دونید چه حالی شدم ... هنوز که هنوزه mp4 خرابه و یه گوشه داره خاک می خوره ... خیلی جالبه وقتی می خواستم درستش کنم ... بازم کسی نبود تا اینوببره درست کنیم ! ... بازم کسی وقت نداشت ... آخرش می دونید چی شد ؟! برادر دوستم برد تا درستش کنه !!! حالا شما خودتون و با من مقایسه کنید ... یا مثلا من اگه بخوام توی تابستون کلاس ثبت نام کنم یا باید یه کلاسی برم که نزدیک خونمون باشه ( هر چند بازم یکی باید منو تا اونجا همراهی کنه !!!) یا هم باید با هزار تا اصرار ثبت نام کنم ( که از همه بیشتر جواب می ده ) یا هم مجبورم قید کلاسو بزنم (که سال پیش این اتفاق افتاد ) من اگه بخوام شب خونه ی خالم بمونم تا پیش دختر خالم باشم نمی تونم چون پسر دارن !!! ولی داداشم می مونه و واسه خونوادم اهمیت نداره که اونا یه دختر دارن و با بودن داداشه من اون دختر در عذاب خواهد بود ... من آدمی هستم که بدجوری عاشق پیاده روی و ورزشم ... ولی هیچ وقت نمی تونم ورزش کنم ... مگه تو حیاطمون که اونم یه جوریه که اگه بخوای پیاده روی کنی همش باید دور خودت بچرخی !!! حالا داداشم چی ؟! اون خیلی وقتا می ره پارک و صبح ها پیاده روی می کنه ... اون حق داره هر وقت خواست با دوستاش بره سینما و گردش ولی من چی ؟! ( هیچ وقت هم حقه اعتراض ندارم ) اون می تونه واسه من غیرتی (!!!) شه چون پسره ولی من اگه بهش گیر بدم دیگه واویلا ... دوستای من همه زیر ذره بینن ولی داداشم نه ... من همیشه مجبورم تو خونه کار کنم و قبول داشته باشم این وظیفمه ولی داداشم نه اون حتی جای خوابشم جمع نمی کنه... می دونید عقاید من اجازه نمی ده که به دیگران اجازه بدم به من به چشم یه وسیله نگاه کنن که باید توی خونه کار کنم واسه همین از مامان و بابام خواستم وقتی می خوان بهم بگن کار کن حداقل واسه اینکه دلم خوش باشه بگن : لطفا کار کن ... ولی باورتون می شه این حرف واسه بابام چه قدر سخته !!! هر وقت توی خونه کار نمی کنم می دونین چی می گن ؟! می گن تو توی زندگیه آیندت ضرر می کنی هنوز نرفته خونه ی شوهر برمیگردوننت ما به فکر خودتیمو خوبیتو می خوایم !!! اونا می گن نمی خوایم نفرینمون کنن که دخترت کار بلد نیست !!! جالبه نه ... می تونم قول بدم این اتفاقا واسه یه کدوم از شما پسرا هم نیفتاده باشه ... ولی دخترا نه ... اونا می فهمن من چی می گم ... چون اونا هم این مشکلاتو دارن ... نمی گم همه ولی حداقل 70 در صد شایدم بیشتر توی خونشون همچین مشکلاتی دارن ... می دونید سر همین قضایا من از ازدواج کردن متنفر شدم ( اشتباه نکنید من بازم می گن با پسرا مشکلی ندارم باز موضع گیری نکنید) ... من احساس می کنم اگه ازدواج نکنم می تونم واسه خودم باشه ... می تونم زندگی کنم ... ولی با ازدواج کردن تبدیل به یه کلفت می شم ... فکر نکنید بابا و مامانم بداخلاقو متعصبن ... نه اونا خیلی هم خوبن ... خیلی مهربونن و منم خیلی دوسشون دارم و هیچ وقت رو حرفشون ( به جز در موارد فمنیستی !) حرف نمی زنم ... یا حداقل سعی می کنم این جوری باشه ... ولی این مشکلاتی که نوشتم مشکل اکثر دختراست نه فقط من ... حالا این وسط شدت و ضعف وجود داره ... مثلا یکی از دوستام باباش اجازه نمی داد چادر سبک بپوشه ( دقت کنید سبک نه نازک ) اون همیشه سنگین ترین چادرا رو می پوشید و همیشه هم زیر ذره بین بود ... یه روز یکی از داداشاش به مامانش گفت فاطمه داره فرق وا می کنه ! برو بزن تو گوشش تا پررو نشده !( حالا توجه داشته باشید اون توی خونشون داشت موهاشو شونه می کرد ) بعدش مامانش رفت و کلی این فاطمه رو دعوا کرد که رضا چی از تو دیده که این قدر شاکیه !!! در صورتی که این دختر از گلم پاک تر بود ... من قبلا توی یه شهر کوچیک زندگی می کردم ... و توی مدرسمون چون نمونه بود از روستاهای اطراف هم دانش آموز می گرفت ... این دخترای بیچاره ی روستایی هنوز به سن 15 سال نرسیده به زور عروسشون می کردن ... اونا به یه دختر 18 ساله می گفتن ترشیده ! اعتقادشون این بود دختر ماله مردمه ! پس هرچی زودتر یه نون خوره اضافی رو رد کنیم بهتر ... یکی از دوستای خودم که توی روستا هم بود توی 14 سالگی ازدواج کرد و الان که 16 سالشه حامله است !!! ریشه ی تمام مشکلات اخلاقیه دخترا به همین خونواده هاشون بر می گرده ... چون اونا توی خونوادشون تحقیر می شن ... ببینید اگه یه دختر توی خونه محبت نبینه ... میره سمت حجاب بد تا شاید بیرون از خونه محبت ببینه ... تا شاید بتونه خلا روحیشو پر کنه ... اگه تو ذات یه پسر شهوته ... تو ذات یه دخترم اینه که واسه جذب طرف مقابل دلبری کنه (پس لازم نیست همش به دخترا بگیم خودشون و کنترل کنن !؟)... آره این مشکلات همه ریشه دارن ... اگه توی یه خونواده این قدر به یه دختر توهین نشه ... اون هیچ وقت تو روی پدر و مادرش وا نمیسته ... هیچ وقت از خونه فرار نمی کنه ... هیچ وقت به دنبال حجاب بد و انواع و اقسام مدل های آرایش نمی ره ... زن و دختر ایرونی فکر می کنن دلیل اینکه حقوق قضایی زنان در جوامع غربی برابر مردای اینه که زنان حجاب ندارن ( هر چند من خودم اعتقاد دارم بعضی جوامع غربی به بهونه برابری حقوق زن روز به روز اونو حقیر تر می کنن و توی این موضوع شکی نیست ) ولی به نظر شما همه ی دخترا مثه من این قضیه رو می دونن ؟ همشون می تونن این موضوع رو درک کنن ؟ مسلما نه ... چون کسی نیست که بهشون بگه !!! واسه همین سعی می کنن خودشون رو شبیه غربی ها کنن تا شاید به اونا بگن تو هم آدمی ... تو هم حق و حقوق داری ... تو هم داری زندگی می کنی ... میبینید!!! خانه از پایبست ویران است ... تا حالا شده به این چیزا فکر کنید؟ تا حالا شده با خودتون بگید ریشه ی این همه مشکل از کجاست ؟ شما فکر کردید اگه هی بیان توی نماز جماعت به زنان توهین کنن و بگن بد حجابید و حجابتونو درست کنید ... دخترا گوش می دن ؟ معلومه که نه ... اونا دلشون پره ... نگید مظلوم نمایی نکنید ... چون اینا همشون واقعیته ... شما نمی تونید درک کنید چون تا حالا دختر نبودید ... تا حالا دختر نبودید که بدونید درد تحقیر شدن و تا آخر عمر زندانی بودن و آقا بالاسر داشتن چیه ... ببخشید می دونم خیلی نوشتم ... ولی این حرفارو می خواستم یه روزی بالاخره بگم که خداروشکر الان وقت شد ... دیگه این یکی پستم آنتی پسر نبود ... و فقط و فقط حرف دلم بود ... توی پست بعدیم هم اگه شد درباره ی ضعیف شدن اعتقاد دینی دخترا می گم و اینکه چه جوری به خاطر بعضی دروغای جانعه اعتقادشون از بین میره ... یه سوال هم ازتون داشتم ... اگه فنتام مشکل داره و خوندنش سخته بهم بگید تا از یه مدل دیگه استفاده کنم ... و بگیید چه رنگی خوبه ... فعلا بای ... + نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387 8:56 بعد از ظهر توسط نگین |
سلام...خوبین؟؟؟ "لطفا در مورده مطلب نوشته شده در بعضی از قسمتهاش سوال نکنین...." + نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 4:45 بعد از ظهر توسط |
+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387 3:30 بعد از ظهر توسط سمانه |
نامش اکرم است، 13 سال سن دارد و جرمش رابطه نامشروع است. بيشتر از سنش به نظر ميرسد ولي هنگامي که صحبت ميکند، همان نوجوان 13 ساله است. ميگويد: من و دوستم را با 4 پسر گرفتند، من و دوستم رفته بوديم بيرون، ما را به زور سوار موتور کردند و ما را به خانهاي بردند و به ما تجاوز کردند. در ادامه ميگويد: مرا به زور به آن خانه بردند، هر چه به قاضي گفتم، نپذيرفت، چطور ميتوانم اين مساله را ثابت کنم. کلماتش را به سختي و ناواضح ادا ميکند، اين طور به نظر ميرسد که از گفتن اين جملات خجالتزده و شرمنده است. اضافه ميكند: خودم به مامورها زنگ زدم که آمدند و ما را دستگير کردند، دوستم و آن 4 نفر تحت سند آزادند ولي من الان 2 سال است که اينجا هستم. ميپرسم قبلا هم اينجا آمدهاي؟ پاسخ ميدهد: يک بار ديگر هم به جرم بدحجابي آمدم.اکرم در مورد خانوادهاش ميگويد: مادرم در بند نسوان زندان مشهد به جرم اعتياد زنداني است، پدرم هم به همراه برادر 5 سالهام در کرمان است، من اينجا ملاقاتي ندارم منبع: http://asriran.com + نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387 3:36 بعد از ظهر توسط نگین |
من سعي
ميكنم كتاب بخونم تا ديدگاهم عوض بشه، ولي كتاب ها هم همراه منن! منبع:
بهداشت ازدواج از نظر اسلام، نوشته دكتر صفدر صانعي ....... هيچ زني
با لكه بد نامي فحشاء متولد نمي شود. اين مردها هستند كه براي اطفاء غريزه جنسي و
بپاس نداي شهوت، زنان را به ميدان فحشاء ميكشند و دامن آنها را لكه دار ميكنند. ژرژ
كلمانسو در زمان تصدي وزارت كشور فرانسه با كمل صراحت گفت: « با كمال
تاسف من مامور اجراي مقررات خلاف انسانيت و اخلاق ومسائل غيرقابل اغراقي ميباشم و
بصداي بلند ميگويم، زن به آتش گناه شهوت مرد ميسوزد و عواقب وخيم آن را متحمل
ميشود. » سابقه
تاريخي به نظر
ميرسد براي اولين بار در كلده (ميان دو رود) اثار اولين فحشا بعنوان مهمان نوازي
برقرار شده است و يك نوع خدمت اجتماعي به ملاحان و يا مسافرين رهگذر تلقي ميشده و
بعدها بصورت امري الزامي و مذهبي درآمده و متدرجا به فحشا تبديل شده است. همچنين
بنظر ميرسد اين سنت در هند و مصر وجود داشته است. بنا به گفته هردوت « پادشاهان
دختران خود را در اين راه ميدادند. » و مخصوصا از كئوپس Cheops نامبرده است كه دختر خود را
وادار نمود در اختيار هر كسي كه يك سنگ به بناي "هرم بزرگ" اضافه نمايد
بعنوان جايزه قرار دهد. (!!!!!!!) بدنبال
فحشاي مهمان نوازي، فحشاي مذهبي بوسيله كشيشها و به نفع انان معمول گرديد و بعدآ
فحشا قانوني مقرر شد و دولت ها از آن پول ها بدست آوردند. فحشا مقدس در هند بيش از
بابل معمول شده بود. خلاصه
تاريخ نشان ميدهد كه زنان از اول خود فروشي نكرده اند، بلكه آنها را فروختند! دستور 14
مارس 1687 لوئي 14: سربازان و كسانيكه در معابر و گردشگاهها و يا از پنجره هاي
عمارات باعث اغفال دختران و يا زنان ميشوند، شديدآ تحت تعقيب قرار ميگيرند. + نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 2:15 بعد از ظهر توسط سمانه |
سلام...خوبین...؟؟؟...منم ای بد نیستم...خوش می گذره....بدون عید....یه چند روزی بود که من مخه این سمانه جونو مختل کرده بودم....آخه یکی از دوستاش اومده بود و پسه منو زده بود...بعدشم سمانه جون منو حذویدن....حالا اومدم یه پست بذارم....داشتم به پست سمانه فک می کردم...که می گف آیا طبیعت مرد چند همسری است....خواستم نظر بزارم...ولی گفتم همین جا بگم...سمانه عزیزم....پسرا طبیعتشون چند همسری نیس اونا کلا با این واژه مخالفن...به این مثال توجه کن....مثلا من خودم با یکی دوستم....اون الان با دو نفر دیگم دوسته....یه روز پیشه من ...یه روز پیشه اون...اصلا پسرا سیرمونی ندارن... + نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387 6:27 بعد از ظهر توسط |
|