|
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 3:18 بعد از ظهر توسط سمانه |
هفت تیر ۷tir.com : ورود سر زده یک زن به ستاد انتخاباتی یک کاندیدای اصولگرا در یکی از شهرهای غربی کشور جنجال آفرین شد .به گزارش هفت تیر ۷tir.com
درست هنگامی که ستاد انتخاباتی این کاندیدا (که جزو زنان اصولگراست) آکنده
از مردم و طرفدارانش بود ، ناگهان زنی به همراه یک کودک وارد ستاد می شود
و سراغ رئیس ستاد - که شوهر کاندیدای مذکور و از چهره های سرشناس شهر است
- را می گیرد و پس از مواجهه با او با فریاد می زند که تا کی باید بچه اش
بدون شناسنامه باشد و او برای حمایت از برادرش به یک زن و یک کودک بی پناه
ظلم کند؟
این زن با صدای بلند به حاضران می گوید: ای مردم بدانید به چه کسی راي می دهید ؛ من ۸ سال پیش به عقد موقت برادر این مرد (که او هم از چهره های
معروف شهر است) در آمدم و اکنون که بچه مان ۷ ساله شده ، ما را رها کرده و
حتی هنوز برای بچه مان شناسنامه نگرفته است و وقتی هم که این مساله را
پیگیری قانونی کردم ، همین آقای رئیس ستاد (که می خواهد زنش را به مجلس
بفرستد) با اعمال نفوذهای گسترده خود نمی گذارد حق من و این بچه داده شود
و الان هم که بچه ام بایدبه مدرسه برود بدون شناسنامه نمی توانم ثبت نامش
کنم . من آمده ام بگویم کسی که این طور حق یک زن و کودک ۷ ساله را این طور
زیر پا می گذارد ، حالا می خواهد زن خود را به مجلس بفرستد که از حقوق شما
دفاع کند؟! در واکنش به این مساله ، رئیس ستاد و شوهر کاندیدای مذکور ماجرا را
انکار می کند که زن ، صیغه نامه اش را نشان حاضران می دهد و می گوید حاضر
است آزمایش ژنتیک هم بدهد تا ثابت کند که این چهره معروف شهر پدر بچه اش
است . بر اساس این گزارش ، این ماجرا که با کش و قوس و دعوا همراه شده بود ، سرانجام با مداخله پلیس ۱۱۰ پایان یافت . + نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 3:24 بعد از ظهر توسط سمانه |
سلام..امروز بعد يه مدت مامانم گذاشت بيام تون نت..اين مامانمه منه كه هنر نمايي مي كنه...فك كنم به جاي اينكه از پسرا بگم از مامانم كه تقريبا يه ديكتاتوره بگم بهتره.... نيستيما....ولي خب دوسش داريم....چون هيلي زيبا حرف مي زنه....اون يه پيامبر ايراني بوده...برا منو بابام كه خيلي با ارزشه....وقتي يكي از ايران به عنوان پيامبر انتخاب شده ....بهتره آدم گفته هاشو بخونه... لوط به خاطر پاكدامني خودش به خدا پناه برد تا هواي نفسش به اون قلبه نكنه.....و وقتي اون فرشته ها گفتن ما از طرف خداييم.....او سپاسگذار خدا بود.... رو بهشون بده....يادمه ايشون گفتن كه اينها به مانند دخترا شماييند .... جامعه رو از هم بپاشه.....فك كنم حرفام خيلي بي ربطن نه...فك كنم اصلا به اين بلاگ نمي خوره حرفام..... به خاطر اين بود كه اونا تقريبا نمي دونستن سياست خانوما بهتر از آقايونه ..... خانوماست.... فشايي رو كه شما مي دين نبايد به اونا بدين بلكه بايد به امسال من بدين..... ...بعد كمي كه حالشون وخيم شد.....و به خونريزي افتادن مي ندازيمشون تو خيابون بعد مي ريم پي كارمون... ريخت همه رو جمع كرد ولي ما ها زياد گير ندادن...فقط پسر شخصي كه كافي شاپ ماله اون بود....هي تذر مي داد....اوسكول....... رفتيم بيرون...ولي كثافت كاري نمي كرديم....يعني اصلا تو اين باغا نبوديم...ولي الان وقتي يه پسر مي آد جلو نگران نباشين فقط ازتون پا مي خواد.... بيرون... من اصلا نفهميدم كي يه ماشين اومد ....دهنه دختره رو گرف پرتش كرد تو ماشين..همه هم فقط نگاه كردن.... مدرك برا پليس ببري......آخه يع مدت مد شده بود ...دوست دختر دوس پسرا....خودشونو به عنوان يه مسافر معرفي مي كردن...بعد مي فتن تو اون خونه و كثافت كاريشونو مي كردن...بعد هم مي رفتن.... مي شه..... يكي از نمونه ها ي اون آهنگي كه گفتم....مي تونه dafy shop ساسي منكن باشه با حسين مخته.... + نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 5:56 بعد از ظهر توسط |
چرا توی جامعه ما دخترا نمی تونن برن خاستگاری پسرا؟ چرا پسرا از بین این همه دختر حق انتخاب دارن ولی دخترا باید منتظر باشن که یکی پیدا بشه و بیاد خاستگاریشون ؟ چرا وقتی یه دختر از عشق و عاشقی صحبت می کنه بهش می گن نانجیب؟ آره حتما می خواید بگید چون اگه یه دختر بره خاستگاری پسر وقتی بعد از ازدواج دعواشون بشه پسره می گه می خواستی نیای خواستگاریم !!! خب چرا یه دختر نمی تونه همین حرف و بزنه ؟ خب چون بهش می گن داشتی می ترشیدی ما اومدیم گرفتیمت !!! جان من از این جوابا ندید که زیاد شنیدم ... این جوابا همه به عرف جامعمون برمی گرده اگه همه یدخترا هم مثل پسرا بتونن برن خاستگاری دیگه یه پسر بعد ازدواج نمی تونه چیزی به دختر بگه ... از نظر اسلامی هم اگه بخوایم بررسی کنیم مطمئن باشید هیچ مشکلی نیست چرا که زن حضرت محمد (آیشه) از حضرت محمد خاستگاری کردن و حضرت محمد هم پذیرفتن ... پس وقتی پیامبر ما خودشون به این شیوه ازدواج کردن پس مطمئن باشید واسه جامعه ی ما عیب نباید محسوب بشه ... من نمی دونم این رسمای دست و پاگیرو مسخره تا کی می خواد ادامه داشته باشه و زنان و دختران ما تا کی باید بسوزن و بسازن و دم نزنن ... یک کتاب در این رابطه از آقای مودب پور هست با نام خاستگاری یا انتخاب که واقعا جالبه توصیه می کنم حتما بخونید... راستی من تا یه دو هفته ای نیستم ولی وقتی برگشتم کارم و ادامه می دم و جواب صحبتاتون هم توی قسمت نظرات میدم... پس فعلا بای!!! + نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 3:25 بعد از ظهر توسط نگین |
اين دوست
من خيلي شاعره ها... شعر قشنگ
زير از دوست عزيزمنجمه. ي: حرف من بي
ربط ِ بي ربط است و معنايش دقيق*** پس چرا گوشت به جاي ديگر است اي نارفيق حرف من از
تلخي زهر است و خاموشي عسل*** ليكن آن صد دختران از سوي زنداني مثل من به
عينه ديده بودم جرمشان فحشا نبود*** بعضي از آن بي دفاعان پاي چشمهاشان كبود چشم من
مانند ابري نگهان طوفان گرفت*** قلب من سنگي شد و راه درونش سفت ِ سفت من چه
ناليدم وزان مردان نامرد زمان*** از درون آتش گرفتم تا رسيدش استخوان آري، آري
عمرشان پاي دلي غافل نشست*** آخرش عمرش فنا و قلبش از ريشه شكست دختران از
بهر ياران اشك حسرت را روان*** دختران تنها شدند حتي قوانين ناتوان من چه
گويم از مصيبت هاي آنان بي شمار*** كي شود دختر ز سيلي خود فروش اندر قمار داغ آن
خونين دلان فرياد اشك است و فغان*** آرزوي من «عدالت» پس بگويم هر زمان + نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386 3:0 بعد از ظهر توسط سمانه |
سلام. ديروز سر كلاس دوستم گريه ميكرد و چيزي مينوشت! زنگ كه خورد كاغذي جلو من
گذاشت و رفت. شعر زير از دوست خوبم، نجمه.ي است. دل چه پر خون شود از قسمت تو آري، آري، قسمتت پژمردن قسمت تو همين است كه چون برده اي پشت سرت آقاييست قسمت تو همين است كه تا ابد از نامت، ضعيف ياد كنند آري، آري قسمتت رُفتن شد قسمتت را به سحر شستن شد قسمتت شد كه راضي باشي راضي از هر چه تو را رنجاند راضي از هرچه كه در چشمانت شبنم صبح نشاند آري، آري قسمتت مردن شد قسمتت بودن و پژمردن شد قسمت تو همان است كه در جامعه باعث شهوت باشي قسمت تو همان است كه در خانه همچون عروسك باشي آري، آري قسمتت با مرد است از ازل تا كه تو را بنشاند كه ز جسمت براي خويشتن ارضاي وجودي سازد آري، آري تا تو هستي جسمشان آباد است تا تو هستي شيكماشان سير است تا تو هستي خاك بر پنچرشان ننشيند تا تو هستي پي بعدي چشمشان مي جنبد تا تو هستي بدان در پيت صيغه اي آغاز كنند تا تو هستي... قوانين تو را بشكانند آري، آري قسمتت ناليدن قسمتت در پي كس خوابيدن قسمتت در پي اين جامعمان بس نگاهان كثيف و هرزست درميان اين همه تبعيض قلب من خستست چه كسي ميبيند؟ چه كسي مي گويد؟ چشمان همه بستن صدا از گفتن آن شستن من نگويم چه كسي ميگويد؟ و همه در پس وين چهره ي تومي گويند: آري، آري قسمتت پژمردن آري، آري قسمتت پژمردن + نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386 11:24 قبل از ظهر توسط سمانه |
آفتاب :پدیده قاچاق دختران و زنان ایرانی در سالهای اخیر به تراژدی غم انگیزی تبدیل شده است. انتشار اولیه اخبار قاچاق دختران ایرانی و فروش آنان در کشورهای عربی ،به خصوص در شیخ نشین فجیره ،با تکذیب مقامات مسئول همراه بود.اما آمار و اخباری که در خصوص دستگیری شبکه های قاچاق زنان توسط نیروی انتظامی اعلام می شد و در جراید انعکاس می یافت ،خود تاییدی بود بر رواج این پدیده شوم در کشور اسلامی ایران. در حالیکه برخی از مسئولان ،طرح این مبحث را نوعی سیاه نمایی برای مخدوش کردن چهره نظام می دانستند ،دادستان عمومی و انقلاب تهران در پاسخ به سوالی در خصوص برخورد با قاچاق دختران تاکید کرده بود :به اعتقاد من برخورد و مجازات با این گونه جرایم و عاملان آن باید همان مجازاتی باشد که با مفسدان فی الارض صورت می گیرد.وی گفته بود :اشاعه این جرایم ،غرور و حیثیت ملی ما را مخدوش می کند . منبع://www.aftabnews.ir + نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 2:7 بعد از ظهر توسط نگین |
زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و
ارجمند داشته است. ايزد مهر یکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر
آن نیز وجود دارد. اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد. زن ایرانی در دوره هخامنشيان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده است. این را کشف سنگنبشتههای گلی در پارسه
به اثبات میرساند. جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با
حقوق داشتهاند و همچنین پس از زایمان به آنان پاداشهای گران بها نیر
داده میشد. در برخی از سنگ نبشتهها شاهد آن هستیم که مردان در خدمت
زنان کار میکنند و ریاست کارها به زنان است و نیز میبینیم که زنانی
معرفی شدهاند که املاک زيادي و کارگاههای بزرگی داشتهاند، همچنین زنان
دوره هخامنشی میتوانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و داراییهای
خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند. در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از كارهاي زندگی با مرد همکاری میکرد. بنابرنوشته کتاب نيرنگستان
پهلوی، زنان میتوانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با
مردان شرکت کننده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی
میتوانستند درا وقات مشخصي به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان
به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند. در فروردین یشت و دیگریشتها و همچنین
شاهنامه و دیگرحماسههای باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان
نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان
در گروه زنده و روانان جاوید، درآمدهاند – نام برده شده و برروان فرهمند
آنان درود فرستاده میشود. در ایران باستان زنان همچون مردان میتوانستند
فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی سپاهیان را بر عهده بگیرند
(مانند: بانو آرتمیس که فرمانده سپاهیان ایران در برابر یونانیان بود، و گردآفرید که مرزدار ایران بود و در برابر سهراب صف آرایی کرد). زیبایی تمدن ایران و فرهنگ انسانی اش در اینجا بیشترآشکار میشود که زنی
ایرانی دارای شخصیت حقوقی و برابر با مردان بوده و میتوانسته به شغل
وکالت دادگستری بپردازد و حتی بر مسند قضاوت بنشیند. بنابه گفته کتاب هزار
دستان (هزار ماده قانون) زنان دانشمند و باسواد به پیشه قضاوت مشغول بوده
اند. بدون شك زنان ايراني با داشتن آزاديهاي قانوني خود توانسته بودند بطن
جامعه آنروز هخامنشي را پايه ريزي كرده و ايران را به ابرقدرت جهان تبديل
كنند .این زیبایی تمدن دیدن چهرههایی درخشان از زنان ایرانی که بر جایگاه
والای شاهنشاهی ایران تکیه زدهاند نمایان تر میشود. چهرههایی همچون پادشاه زن ما «هما»، پادشاه «آذرمیدخت»، پادشاه «پوراندخت»،پادشاه «دنیاک» و نیز چهرههایی مشهوری که فرماندهی سپاهیان ایرانی را بر عهده داشتهاند: همچون آرتمیس، کردیه، بانوگشسب،
گردآفرید و... نیز زنان سیاستمدار و دانشمندی که به تنهایی و یا دوش به
دوش مردان خود ایستادند و از این سرزمین پاسداری کردند، زنانی چون:کاسانتا
همسر کوروش بزرگ ، آتوسا (همسر داریوش بزرگ)، شهربانو استر، شهربانو موزا، پروشات، آتوسا (همسرسیاستمدارو هوشمند اردشیر دوم)، پانتهآ، کتایون، سیندخت، فرنگیس، فرانک، شیرین، منیژه، ارنواز، شهرناز، رودابه، تهمینه، دوغدو، پورچیستا (چیستا دخترکوچک آشوزرتشت). اما در دوران ۱۴۰۰ ساله اخير زنان بر كنج خانه رانده شدند ..... + نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 3:37 بعد از ظهر توسط سمانه |
در ده ماه
گذشته، سه زن در تهران اعدام شدند. دو زن به جرم شوهر کشی و یک زن با ادعای دفاع از ناموس. دفاعی که البته هیچگاه پذیرفته نشد. به جریان افتادن روند اعدام زنان در حالی است که اغلب زنانی
که در انتظار چوبه دار هستند، اقدام به قتل شوهرانشان کرده اند و این، اولین و
آخرین قتل آنها و در بسیاری مواقع اولین و آخرین جرم آنها بوده است اولین و آخرین جرمی که در بسیاری مواقع دلیل آن قوانین
نابرابر و تبعیض آمیز است. بررسی های موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم شناسی
دانشگاه تهران در رابطه با همسر کشی در 15 استان کشور، حاکی از آن است که
:"وجود قوانین محدود کننده طلاق برای زنان و اختیارات گسترده مردان در امر
طلاق، اطاله دادرسی و فقدان ضمانت های اجرایی قانونی مورد نیاز در موارد خشونت
مردان علیه زنان از عوامل همسرکشی هستند." تحقیقاتی که در کانادا بر روی مسئله شوهر کشی انجام شده نیز
نشان می دهد:"بسیاری از زنانی که به جرم کشتن شوهرانشان به زندان افتاده اند
مکررا از سوی شوهرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. چه بسا بسیاری از این زنان
قبل از ارتکاب قتل از پلیس یا دیگران تقاضای کمک کرده بودند، اما یا اضطراری بودن
موقعیت آنها تشخیص داده نشده بود و یا راه حل های دیگری که برای فرار از آن موقعیت
پیشنهاد می شده کار ساز و کافی نبود." در ایران با اینکه به ندرت تحقیقی در این رابطه انجام شده و
کمتر پیش آمده که کسی پای دردل زنان شوهرکش بنشیند، اما همان اندکی که در دفاعیه
های دادگاه از این زنان شنیده ایم گویای آن است که اینجا هم وضع به همین منوال
است، با این تفاوت که زنان ایران فرصت کمتری برای کمک خواستن از پلیس و دیگران دارند
و قوانین ما در هنگام اعمال خشونت به یاری آنها نمی آیند . قانون نه تنها حمایت گر زنان در برابر خشونت شوهرانشان
نیست، بلکه به نوعی مجوز قانونی قتل زنان را به شوهرانشان داده است . بر اساس ماده 630 قانون مدنی:" هرگاه کسی همسر خود را
در حال زنا با مرد اجنبی ملاحظه کرد و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در
همان حال آنها را به قتل برساند." با اینکه شرایط در نظر گرفته شده برای استفاده از این مزیت
قانونی، بسیار سخت و گاه غیر ممکن است، اما وجود چنین ماده ای در قانون دست مردان
را برای کشتن همسرانشان به بهانه سوءظن و بدگمانی باز می گذارد. در هیچ کجای قانون اما نیامده است که اگر مردی بارها و
بارها به همسرش خیانت کرد و زن، دیگر تحمل دیدن زن بیگانه را در خانه خودش و در
آغوش همسرش نداشت باید چه کند؟ قانون نه تنها مجازاتی برای این خیانت در نظر
نگرفته است_مرد به راحتی می تواند ادعا کند آن زن را صیغه کرده و به عقد موقت خود
درآورده است_، بلکه از دادن حق طلاق به زن، حتی در چنین مواقعی نیز خودداری کرده
است. شکایت به دادگاه نیز کارساز نیست. عقد 4 زن دائم و بی نهایت زن صیغه ای حق
مسلم مردان ایرانی در قانون مدنی است . تنها تحقیق گسترده ای که در زمینه عوامل همسر کشی در ایران
انجام شده، تاکید می کند:" در رابطه با زنانی که پس از تحمل سالها خشونت و
ناملایماتی همچون خشونت جنسی نسبت به زنان، انحرافات جنسی و یا تجاوز پدر به
فرزندان، اقدام به شوهرکشی کرده اند ، نه تنها فرزندان بلکه خانواده شوهر نیز اغلب
گذشت می کنند و دستگاه قضایی نیز با اغماض بیشتری با آنها برخورد می کند."
(1) این در حالی است که واقعیت این مساله را تایید نمی کند . واقعیت، "راحله زمانی" است که سالهای سال کتک ها،
خشونت ها، تحقیرها و خیانت های شوهرش را تحمل کرد و در آخر نه اغماض دستگاه قضایی
را دید و نه گذشت خانواده شوهرش را. نصیب او فقط و فقط چوبه دار بود . واقعیت، زنانی هستند که نه دادگاه های جنایتی به شرایطی که
آنها را وادار به قتل شوهرانشان کرده توجه می کنند و نه دادگاه های خانواده _قبل
از آن که کار به اینجا برسد_ خشونت های مکرر و مداوم را دلیلی برای صدور حکم طلاق
می دانستند. واقعیت، زنانی هستند که در برابر خشونت های هر روزه هیچ
دفاعی ندارند. نه قانونی، نه خانه امنی و نه حتی حمایت خانواده هایشان. باور
قدیمی"زن با لباس سفید به خانه شوهر رفته و با کفن سفید برمی گردد" و
کلیشه همیشگی "بساز و بسوز" هنوز بر زندگی این زنها حکمفرمایی می کند. واقعیت، تحقیقی است که بر اساس آن ۸۷ درصد زنان تهرانی از
همسرآزاری روانی و 47 درصد از همسرآزاری جسمی رنج می برند. واقعیت، زنانی هستند که در 14- 15 سالگی شوهر داده شده اند،
بدون اینکه سوادی بیاموزند، حرفه ای یاد بگیرند و عشق را بشناسند و حالا در کوران
خشونت ها و خیانت ها و نادیده گرفتن شدن ها راهی جز انتقام و نابودی نمی شناسند. قانون اما همه این واقعیت ها را نادیده می گیرد. تنها
واقعیتی که به رسمیت شناخته می شود این است که کسی را کشته ای و باید بمیری. جواز
مرگ زندگی هم در دست خانواده ای است که در اغلب اوقات اگرنه شریک خشونت ها، اما
شاهد آن بوده اند، با این حال اما به کمتر از چوبه دار رضایت نمی دهند که اگر می
دادند و "زهرا ناظمیان" و " راحله زمانی" و... اعدام نمی شدند
و می توانستند بار دیگر زندگی را تجربه کنند . منبع:shahrzadnews.org + نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386 5:36 بعد از ظهر توسط سمانه |
|