تبليغاتX
دختران فمینیست

دختران فمینیست


سلام به همه!
پيشاپيش عيدتون مبارك!

من حدود شش روز دارم ميرم مسافرت نيستم. اميدوارم نگين زودتر بياد تا اينجا خاك نخوره تو اين چند روزه!

خلاصه اينكه من رفتم. عيد خوبي داشته باشيد!
 باي باي!

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 3:18 بعد از ظهر توسط سمانه |


هفت تیر ۷tir.com : ورود سر زده یک زن به ستاد انتخاباتی یک کاندیدای اصولگرا در یکی از شهرهای غربی کشور جنجال آفرین شد .به گزارش هفت تیر ۷tir.com درست هنگامی که ستاد انتخاباتی این کاندیدا (که جزو زنان اصولگراست) آکنده از مردم و طرفدارانش بود ، ناگهان زنی به همراه یک کودک وارد ستاد می شود و سراغ رئیس ستاد - که شوهر کاندیدای مذکور و از چهره های سرشناس شهر است - را می گیرد و پس از مواجهه با او با فریاد می زند که تا کی باید بچه اش بدون شناسنامه باشد و او برای حمایت از برادرش به یک زن و یک کودک بی پناه ظلم کند؟

این زن با صدای بلند به حاضران می گوید: ای مردم بدانید به چه کسی راي می دهید ؛ من ۸ سال پیش به عقد موقت برادر این مرد (که او هم از چهره های معروف شهر است) در آمدم و اکنون که بچه مان ۷ ساله شده ، ما را رها کرده و حتی هنوز برای بچه مان شناسنامه نگرفته است و وقتی هم که این مساله را پیگیری قانونی کردم ، همین آقای رئیس ستاد (که می خواهد زنش را به مجلس بفرستد) با اعمال نفوذهای گسترده خود نمی گذارد حق من و این بچه داده شود و الان هم که بچه ام بایدبه مدرسه برود بدون شناسنامه نمی توانم ثبت نامش کنم . من آمده ام بگویم کسی که این طور حق یک زن و کودک ۷ ساله را این طور زیر پا می گذارد ، حالا می خواهد زن خود را به مجلس بفرستد که از حقوق شما دفاع کند؟!

در واکنش به این مساله ، رئیس ستاد و شوهر کاندیدای مذکور ماجرا را انکار می کند که زن ، صیغه نامه اش را نشان حاضران می دهد و می گوید حاضر است آزمایش ژنتیک هم بدهد تا ثابت کند که این چهره معروف شهر پدر بچه اش است .

بر اساس این گزارش ، این ماجرا که با کش و قوس و دعوا همراه شده بود ، سرانجام با مداخله پلیس ۱۱۰ پایان یافت .

هنوز از واقعیت امر اطلاعی در دست نیست ولی در پی انتشار این ماجرا در سطح شهر ، وجهه کاندیدای مذکور به شدت آسیب دیده است .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 3:24 بعد از ظهر توسط سمانه |


سلام..امروز بعد يه مدت مامانم گذاشت بيام تون نت..اين مامانمه منه كه هنر نمايي مي كنه...فك كنم به جاي اينكه از پسرا بگم از مامانم كه تقريبا يه ديكتاتوره بگم

بهتره....
ولي خب دوسش دارم به اندازه ي تموم دنيا....
امروز داشتم يه كتابي رو مي خوندم....در مورد زردشت.....يعني داشتم بند 9/يسنا34 رو مي خوندم...آخه منو خونوادم خيلي عشق زردشتيم....البته زردشتي

نيستيما....ولي خب دوسش داريم....چون هيلي زيبا حرف مي زنه....اون يه پيامبر ايراني بوده...برا منو بابام كه خيلي با ارزشه....وقتي يكي از ايران به عنوان

پيامبر انتخاب شده ....بهتره آدم گفته هاشو بخونه...
خلاصه داشتم ميخوندم..كه رسيدم به...:
اي مزدا...
آنان كه در راه زشتكاري و بد كاري گام مي نهند....
و از منش نيك بي خبرند.....
آنان پارسايي (فروزگان سپنتا آرميئتي)را كه نزد خردمندان...
بسيار ارجمندو گرامي است...
خوار ميشمارند...
وهمچنان كه تبهكاران به پيروي از هواي نفس
در گمراهي غوطه ورندو از ما گريزان ....
راستي و خوشبختي از آنان دور است.....
يادمه يه روز كه يه روز كه داشتم قرآن مي خوندم....يه قسمتي بود كه در مورد قوم لوط بود...اونجايي كه فرشتگان بدون هيچ اطلاعي به منزل لوط وارد شدن....و

لوط به خاطر پاكدامني خودش به خدا پناه برد تا هواي نفسش به اون قلبه نكنه.....و وقتي اون فرشته ها گفتن ما از طرف خداييم.....او سپاسگذار خدا بود....
وقتي سارن قوم لوط فهميدن كه بهترن و زيباترين دختران ....يا بهتر بگم فرشتگان  ...پيش لوط هستند سراسيمه به طرف خونه ي لوط رفتن و از خواستن اون دخترا

رو بهشون بده....يادمه ايشون گفتن كه اينها به مانند دخترا شماييند ....
حالا حساب كنين ...اون موقع مي گفتن دختر الان چي مي گن...
مي دونين هر كسي نمي تونه خودشو كنترل بكنه تا دچار خطا نشه....چه دختر ...چه پسر ...هيچ فرقي نمي كنه...گاهي اوقات يه دختر مي تونه يه زندگي ...يا يه

جامعه رو از هم بپاشه.....فك كنم حرفام خيلي بي ربطن نه...فك كنم اصلا به اين بلاگ نمي خوره حرفام.....
چند روزه پيش وقتي سمانه جون هم on بود و داشت تاپيك جديدشو مي زد ...برا همه sta فرستاد منم داشتم ميخوندم.....دختري كه به وسيله ي پدرش....
آخه آدم اينقد.....
منو ياده زماني انداخت كه تو دوران فرعون (فك كنم  فرعون بود....شايدم نبود....هر چي بود ....بود ديگه...)دخترا توسط آقايون كشته مي شدن....از نظر من اين

به خاطر اين بود كه اونا تقريبا نمي دونستن سياست خانوما بهتر از آقايونه .....
اگه مي دونستن.....اونكارو نمي كردن....هند (مي شناسين ديگه .....جگر خواره.....رو مي گم....)با همين سياست كاري كرد كه يزيد نكشدش.....
يادتونه چند سال پيش يه دختري بود 4 ساله ...بعد باباهه باهاش ...گند زد به زنگيه دختره....ولي من يادمه يكي بود كه دخترش بزرك شده بود مي فرستادش برا...
آخه آدم بايد اينقد كثافت باشه....دخترا حقوق دارن ولي ....تو هيچ كشوري حقوق درستشونو نمي دونستن....به خاطر همين يه چرت و پرت نوشتن گفتن اين حقوق

خانوماست....
مثلا تو كشور خودمون....چرا بايد برا رياست جمهوري دوتا زن به جاي يه زن رييس جمهور بشه .....مي گ مغزه خانوما كوچيكتره....
والله من كه همه جا شنيدم كه مي گن فلفل نبين چه تيزه بشكن ببين چه تيزه.....
چند روزه پيش با شوهر خالم داشتيم مي اومديم خونه.....بعد تو راه داشت مي گف:
ديروز نشسته بودم تو يه تاكسي يه آقايي داشت به ...فش مي داد(نگفتم كي ...چون فك كنم از متني كه تو ادامه مي نويسم مي فهمين....)
بعد يه دفه خانومي كه كنار من نشسته بود ....شروع كرد به حرف زدن...چيزايي مي گف ....مي گف:من مدير اصلي سازمان ....هستم....البته تو پايتخت....اين

فشايي رو كه شما مي دين نبايد به اونا بدين بلكه بايد به امسال من بدين.....
مي گف من خودم ....روزي چند تا دخترو مي گيرم...با همكارام....خيلي سريع مي اندازيمشون تو ماشين ..مي بريمشون سازمانه؟؟؟؟....
بعد اينقد مي زنيمشون....اونايي كه با مانتويه تقريبا كوتاه....يا موهاي بيرون ريخته شده...يا...،ناخوناشونو مي كنيم....از ميخ داغ برا شكنجشون استفاده مي كنيم

...بعد كمي كه حالشون وخيم شد.....و به خونريزي افتادن مي ندازيمشون تو خيابون بعد مي ريم پي كارمون...
يادمه يه بار رفته بودم كافي شاپ......بعد نشسته بوديم با دوستام...همه دختر ...همه هم نرمال ...كاري نمي كرديم....داشتيم غذا مي خورديم...كه يه دفه منكرات

ريخت همه رو جمع كرد ولي ما ها زياد گير ندادن...فقط پسر شخصي كه كافي شاپ ماله اون بود....هي تذر مي داد....اوسكول.......
خودش ته كثافت كاري بود...
ديروز دينو زندگي داشتم مي خوندم....به قسمت امر به معروف و نهي از منكر كه رسيدم....ديدم دراه ذرت پرت مي كنه..آخه چرتو پرت مي گف....
الان هر كي داره امر به معروف مي كنه..خودشو يه پا كثافته...به هيچكي نمي شه اعتماد كرد....مامانم داشت مي گف وقتي ما جوون بوديم با دوستاي داشمون مي

رفتيم بيرون...ولي كثافت كاري نمي كرديم....يعني اصلا تو اين باغا نبوديم...ولي الان وقتي يه پسر مي آد جلو نگران نباشين فقط ازتون پا مي خواد....
تا الآن تو خيابون تنها رفتين بيرون ....من يه بار كه نه چند بار اين كارو كردم....هزارتا ماشين با بوق برات وايميستن..مخصوصا اگه ساعت 9 به بعد بري

بيرون...
استاد زبانم داشت مي گف ....دادشم جلو پاساژه ؟؟؟؟....وايستاده بود با دوستاش ...يه دختر ساده (منظورم لباسشه ها....)داشت از جلوش رد مي شد ...مي گه

من اصلا نفهميدم كي يه ماشين اومد ....دهنه دختره رو گرف پرتش كرد تو ماشين..همه هم فقط نگاه كردن....
اين چه كشوريه ما داريم...
دقت كردين به اين اتاقايي كه به عنوان ويلا به مسافرا مي دن.....مي دونين اينجا اينقد وضعيت وخيم شده كه .....برا هر ويلا...يا خونه اي كه مي گيري....بايد كلي

مدرك برا پليس ببري......آخه يع مدت مد شده بود ...دوست دختر دوس پسرا....خودشونو به عنوان يه مسافر معرفي مي كردن...بعد مي فتن تو اون خونه و كثافت

كاريشونو مي كردن...بعد هم مي رفتن....
زير گوشه منو شما چيزايي اتفاق مي افته كه اگه بخوايم به همشون توجه كنيم داغون مي شيم....
بسه ديگه زيادي ذرت پرت كردم...ببخشيد اگه خيلي ركم....ولي يه چي ديگه هم بگم....اگه تو فاز رپين ....حتما آهنگايي رو كه با مزمون داف مي خونن شنيدين....
اگه اينطور نيس ...برين ببينين....و بدونين كه الآن دخترا هم ديگه براشون مهم نيس كه قديس باشن يا ...!
خدا فظ دوستان.....و جايي كه مي تونين اون رپ ها رو پيدا كنين
www.rap98.ir البته اگه جنبه دارين برين توش ....چون اگه بي جنبه باشين اعصابتون خرد

مي شه..... يكي از نمونه ها ي اون آهنگي كه گفتم....مي تونه dafy shop ساسي منكن باشه با حسين مخته....
يه سوال :آيا دخترا بايد داف باشن يا پاك...؟

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 5:56 بعد از ظهر توسط |


چرا توی جامعه ما دخترا نمی تونن برن خاستگاری پسرا؟ چرا پسرا از بین این همه دختر حق انتخاب دارن ولی دخترا باید منتظر باشن که یکی پیدا بشه و بیاد خاستگاریشون ؟ چرا وقتی یه دختر از عشق و عاشقی صحبت می کنه بهش می گن نانجیب؟

آره حتما می خواید بگید چون اگه یه دختر بره خاستگاری پسر وقتی بعد از ازدواج دعواشون بشه پسره می گه می خواستی نیای خواستگاریم !!! خب چرا یه دختر نمی تونه همین حرف و بزنه ؟ خب چون بهش می گن داشتی می ترشیدی ما اومدیم گرفتیمت !!! جان من از این جوابا ندید که زیاد شنیدم ... این جوابا همه به عرف جامعمون برمی گرده اگه همه یدخترا هم مثل پسرا بتونن برن خاستگاری دیگه یه پسر بعد ازدواج نمی تونه چیزی به دختر بگه ... از نظر اسلامی هم اگه بخوایم بررسی کنیم مطمئن باشید هیچ مشکلی نیست چرا که زن حضرت محمد (آیشه) از حضرت محمد خاستگاری کردن و حضرت محمد هم پذیرفتن ... پس وقتی پیامبر ما خودشون به این شیوه ازدواج کردن پس مطمئن باشید واسه جامعه ی ما عیب نباید محسوب بشه ... من نمی دونم این رسمای دست و پاگیرو مسخره تا کی می خواد ادامه داشته باشه و زنان و دختران ما تا کی باید بسوزن و بسازن و دم نزنن ...

یک کتاب در این رابطه از آقای مودب پور هست با نام خاستگاری یا انتخاب که واقعا جالبه توصیه می کنم حتما بخونید...

راستی من تا یه دو هفته ای نیستم ولی وقتی برگشتم کارم و ادامه می دم و جواب صحبتاتون هم توی قسمت نظرات میدم... پس فعلا بای!!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 3:25 بعد از ظهر توسط نگین |


اين دوست من خيلي شاعره ها...

شعر قشنگ زير از دوست عزيزمنجمه. ي:


حرف من بي ربط ِ بي ربط است و معنايش دقيق*** پس چرا گوشت به جاي ديگر است اي نارفيق


حرف من از تلخي زهر است و خاموشي عسل*** ليكن آن صد دختران از سوي زنداني مثل


من به عينه ديده بودم جرمشان فحشا نبود*** بعضي از آن بي دفاعان پاي چشمهاشان كبود


چشم من مانند ابري نگهان طوفان گرفت*** قلب من سنگي شد و راه درونش سفت ِ سفت


من چه ناليدم وزان مردان نامرد زمان*** از درون آتش گرفتم تا رسيدش استخوان


آري، آري عمرشان پاي دلي غافل نشست*** آخرش عمرش فنا و قلبش از ريشه شكست


دختران از بهر ياران اشك حسرت را روان*** دختران تنها شدند حتي قوانين ناتوان


من چه گويم از مصيبت هاي آنان بي شمار*** كي شود دختر ز سيلي خود فروش اندر قمار


داغ آن خونين دلان فرياد اشك است و فغان*** آرزوي من «عدالت» پس بگويم هر زمان

+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386 3:0 بعد از ظهر توسط سمانه |


سلام.

ديروز سر كلاس دوستم گريه ميكرد و چيزي مينوشت! زنگ كه خورد كاغذي جلو من گذاشت و رفت.

شعر زير از دوست خوبم، نجمه.ي است.

 


 


دل چه پر خون شود از قسمت تو

آري، آري، قسمتت پژمردن

قسمت تو همين است كه چون

برده اي پشت سرت آقاييست

قسمت تو همين است كه تا

ابد از نامت، ضعيف ياد كنند

 

آري، آري قسمتت رُفتن شد

قسمتت را به سحر شستن شد

قسمتت شد كه راضي باشي

راضي از هر چه تو را رنجاند

راضي از هرچه كه در چشمانت

شبنم صبح نشاند

 

آري، آري قسمتت مردن شد

قسمتت بودن و پژمردن شد

قسمت تو همان است كه در

جامعه باعث شهوت باشي

قسمت تو همان است كه در

خانه همچون عروسك باشي

 

آري، آري قسمتت با مرد است

از ازل تا كه تو را بنشاند

كه ز جسمت براي خويشتن

ارضاي وجودي سازد

 

آري، آري تا تو هستي جسمشان آباد است

تا تو هستي شيكماشان سير است

تا تو هستي خاك بر پنچرشان ننشيند

تا تو هستي پي بعدي چشمشان مي جنبد

تا تو هستي بدان

در پيت صيغه اي آغاز كنند

تا تو هستي... قوانين تو را بشكانند

 

آري، آري قسمتت ناليدن

قسمتت در پي كس خوابيدن

قسمتت در پي اين جامعمان

بس نگاهان كثيف و هرزست

درميان اين همه تبعيض

قلب من خستست

 

چه كسي ميبيند؟ چه كسي مي گويد؟

چشمان همه بستن

صدا از گفتن آن شستن

من نگويم چه كسي ميگويد؟

و همه در پس وين چهره ي تومي گويند:

آري، آري قسمتت پژمردن

آري، آري قسمتت پژمردن

 

 

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386 11:24 قبل از ظهر توسط سمانه |


 

آفتاب :پدیده قاچاق دختران و زنان ایرانی در سالهای اخیر به تراژدی غم انگیزی تبدیل شده است. انتشار اولیه اخبار قاچاق دختران ایرانی و فروش آنان در کشورهای عربی ،به خصوص در شیخ نشین فجیره ،با تکذیب مقامات مسئول همراه بود.اما آمار و اخباری که در خصوص دستگیری شبکه های قاچاق زنان توسط نیروی انتظامی اعلام می شد و در جراید انعکاس می یافت ،خود تاییدی بود بر رواج این پدیده شوم در کشور اسلامی ایران.

 
 

در حالیکه برخی از مسئولان ،طرح این مبحث را نوعی سیاه نمایی برای مخدوش کردن چهره نظام می دانستند ،دادستان عمومی و انقلاب تهران در پاسخ به سوالی در خصوص برخورد با قاچاق دختران تاکید کرده بود :به اعتقاد من برخورد و مجازات با این گونه جرایم و عاملان آن باید همان مجازاتی باشد که با مفسدان فی الارض صورت می گیرد.وی گفته بود :اشاعه این جرایم ،غرور و حیثیت ملی ما را مخدوش می کند .

اما برغم تاکید مسئولان و دستگیری چندین باند قاچاق ،هنوز فروش دختران ایرانی ادامه دارد تا انجا که نماینده آذربایجان در مجلس هفتم در نطق پیش از دستور روز سه شنبه خود ،خواستار توجه و رسیدگی ویژه مسئولان به قاچاق دختران شد و گفت :قاچاق دختران به پدیده وحشتناک و ضد ناموس ملی تبدیل شده است .

بنا بر آمار اعلام شده از سوی سازمان های مختلف حقوق بشری، سالانه بیش از 700 هزار نفر در جهان که اکثر آنها را زنان جوان و کودکان تشکیل می دهند برای سوء استفاده جنسی به کشور های مختلف جهان قاچاق می شوند.

با وجود آنکه آمار اعلام شده در جهان در خصوص قاچاق زنان و دختران ، بیشتر در کشورهای اروپایی و آسیای شرقی است اما در چند سال اخیر با اهمیت یافتن نقش سود و سرمایه در تجارت بین المللی ، ایجاد شاخه های جدید در حوزه اشتغال بین المللی و ... در رشد پدیده قاچاق زنان و دختران اغلب در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نقش بسیار مهمی داشته است.

در سال های اخیر تغییرات وضع اقتصادی و افزایش فقر و وضعیت زندگی اجتماعی را دگرگون کرده است، به نحوی که بسیاری از دختران جوان به خیال یک زندگی بهتر،فریب وعده های دلالان باندهای قاچاق را خورده و برای دست یابی به آرزوهای خود با آنها همراه می شوند.

با بررسی پرونده های باندهای قاچاق دختران از کشور، مشخص شده که بسیاری از فعالیت های قاچاقچیان دختر در کشور در پوشش فعالیت های دیگری از جمله فعالیت های تجاری بوده است.

ازدواج اجباری، اعتیاد والدین و مهمتر از همه مشکلات و مسائل مالی از جمله دلایلی است که سبب شده بسیاری از این دختران قاچاق شده به کشور امارات با میل و رضایت خاطر تن به سفر به این کشور را می دهند.

همچنین گزارش ها نشان می دهد سن قربانیان در برخی از موارد حتی کمتر از 14 سال است که این بیانگر میزان آسیب پذیری کودکان دختر در برابر جرم قاچاق و ضرورت برخورد سریع با این پدیده شوم است.

اما پدیده قاچاق زنان و دختران ایرانی را می توان به دو نوع کاملا متفاوت تقسیم بندی کرد ؛ قاچاق زنان به پاکستان و قاچاق زنان به کشورهای حاشیه خلیج فارس و از همه مهمتر امارات متحده عربی.

در هر کدام از این دو گروه قاچاق ، نوع به دام کشیده شدن قربانیان قاچاق،طریق انتقال آنها و شرایط زندگی پس از قاچاق قربانیان از یکدیگر متفاوت است.

قاچاق زنان در استان های خراسان و سیستان و بلوچستان،در واقع استان های همجوار کشور با پاکستان و افغانستان رایج است و شیوه کار قاچاقچیان عمدتا به این صورت است که دختران رااز خانواده هایشان که غالبا در شرایط نابسامان اقتصادی به سر می بر ده اند ،خواستگاری کرده و به عقد خود در می آوردند و سپس آنها را به خانه های فساد در پاکستان که به خرابات موسومند می فروختند.

این قاچاقچیان،خانواده های فقیر را شناسایی کرده و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که صاحب مال و مکنتی نیز هستند دختران را از خانواده هایشان خواستگاری می کردند.این دختران همراه آنها به زاهدان انتقال می یافتند و در شهرهای کویته،کراچی و راولپندی به کنیزی و یا روسپی گری کشانده می شدند.

در واقع همه قربانیان به صورت کاملا رسمی ازدواج کرده بودند و تنها چند روز بعد از ازدواج همراه با اجبار ،زور،تهدید و فریب و نیرنگ به زاهدان و سپس پاکستان انتقال داده شده بودند.
متاسفانه پدیده فروختن دختران توسط خانواده هایشان یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی رواج یافته است.

اما معمولا دخترانی که به دوبی قاچاق می شوند بین 10 تا 16 سال سن دارند و برای دو مناسبت عمده عید فطر و عید قربان منتقل می شوند .انتقال آنها هم به دو شکل است:عده ای از آنها بطور رسمی خواستگاری می شوند،به نام شیوخ بزرگ عرب و درازای پرداخت مبالغی به خانواده شان از مرز عبور داده می شوند.و عده دیگر دخترانی هستند که برای این منظور ربوده می شوند و بدون اجازه پدر و مادر از کشور خارج می شوند.

اگر شیوخ عرب در مراسم حفله دختران رابرای همسری بپسندد مشکل زیادی وجود ندارد.مشکل از زمانی بوجود می آید که دختران وارد شده توسط شیوخ مورد استقبال قرار نمی گیرد،بنابراین افراد وارد بازار کار شده و به روسپی گری در کلوپها و کاباره ها مشغول می شوند.

تفاوت عمده ای که این عده از دختران قاچاق شده با قربانیان قاچاق به پاکستان دارند،این است که اغلب اوقات ظاهرا قاچاق دختران با رضایت و آگاهی قربانیان انجام می شود.در واقع قربانیان از همان ابتدا از مقصد و نحوه کار خود آگاهی دارند .یک نوع رضایت ظاهری که البته به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این رضایت ظاهری نمی توانند مانع از این امر شود که ما آنها را در زمره افراد قربانی قاچاق محسوب کنیم.در واقع این افراد قربانی شرایط نابسامان اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی هستند.

و اما نکته تامل برانگیز اینست که اکثر قریب به اتفاق قربانیان تمایلی به بازگشت به ایران ندارند .در واقع بیشتر انها ترجیح در همان شرایط غربت و روسپی گری در دوبی بمانند به جای اینکه به ایران بازگردند.

هرچند افزایش سطح آکاهی های خانواده ها و دختران و زنان در معرض خطر می تواند تا حدودی از عواقب این پدیده شوم بکاهد ولی آیا براستی وقت آن نرسیده است که با وضع قوانین جدید و حمایت از خانواده های فقیر و کم در آمد و تشدید مجازاتهای سرکردگان اصلی باندهای قاچاق انسان ،چاره ای برای رفع این معضل اندیشییده شود؟

منبع://www.aftabnews.ir

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 2:7 بعد از ظهر توسط نگین |



www.nemزن در اوستاو همچنین در زبان سانسکرت به لقب «ریته‌سیه‌بانو» یا «اَشَه‌بانو» خوانده شده، که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی است. امروز واژه نخستین اشا ( اشا = اشو = راستي و درستي ) در زبان پارسی برچيده شده و فقط بانو که، به چم فروغ و روشنایی است برای زنان به کار می‌‌بریم. باز واژه مادر در اوستا و سنسکرت «ماتری» است که به چم پرورش دهنده می‌‌باشد و خواهر را «سواسری» یعنی وجود سپندينه ( سپندينه = مقدس )و خیرخواه می‌‌نامد و زن شوهردار به صفت «نمانوپنتی» یا نگهبان خانه، نامزد شده است.

زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و ارجمند داشته است. ايزد مهر یکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر آن نیز وجود دارد. اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد. زن ایرانی در دوره هخامنشيان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده است. این را کشف سنگ‌نبشته‌های گلی در پارسه به اثبات می‌‌رساند. جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با حقوق داشته‌اند و همچنین پس از زایمان به آنان پاداش‌های گران بها نیر داده می‌‌شد. در برخی از سنگ نبشته‌ها شاهد آن هستیم که مردان در خدمت زنان کار می‌کنند و ریاست کارها به زنان است و نیز می‌‌بینیم که زنانی معرفی شده‌اند که املاک زيادي و کارگاه‌های بزرگی داشته‌اند، همچنین زنان دوره هخامنشی می‌‌توانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و دارایی‌های خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.

در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از كارهاي زندگی با مرد همکاری می‌‌کرد. بنابرنوشته کتاب نيرنگستان پهلوی، زنان می‌‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با مردان شرکت کننده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی می‌‌توانستند درا وقات مشخصي به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند. در فروردین یشت و دیگریشت‌ها و همچنین شاهنامه و دیگرحماسه‌های باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زنده و روانان جاوید، درآمده‌اند – نام برده شده و برروان فرهمند آنان درود فرستاده می‌شود. در ایران باستان زنان همچون مردان می‌‌توانستند فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی سپاهیان را بر عهده بگیرند (مانند: بانو آرتمیس که فرمانده سپاهیان ایران در برابر یونانیان بود، و گردآفرید که مرزدار ایران بود و در برابر سهراب صف آرایی کرد).

زیبایی تمدن ایران و فرهنگ انسانی اش در اینجا بیشترآشکار می‌شود که زنی ایرانی دارای شخصیت حقوقی و برابر با مردان بوده و می‌‌توانسته به شغل وکالت دادگستری بپردازد و حتی بر مسند قضاوت بنشیند. بنابه گفته کتاب هزار دستان (هزار ماده قانون) زنان دانشمند و باسواد به پیشه قضاوت مشغول بوده اند. بدون شك زنان ايراني با داشتن آزاديهاي قانوني خود توانسته بودند بطن جامعه آنروز هخامنشي را پايه ريزي كرده و ايران را به ابرقدرت جهان تبديل كنند .این زیبایی تمدن دیدن چهره‌هایی درخشان از زنان ایرانی که بر جایگاه والای شاهنشاهی ایران تکیه زده‌اند نمایان تر می‌شود. چهره‌هایی همچون پادشاه زن ما «هما»، پادشاه «آذرمیدخت»، پادشاه «پوراندخت»،پادشاه «دنیاک» و نیز چهره‌هایی مشهوری که فرماندهی سپاهیان ایرانی را بر عهده داشته‌اند: همچون آرتمیس، کردیه، بانوگشسب، گردآفرید و... نیز زنان سیاستمدار و دانشمندی که به تنهایی و یا دوش به دوش مردان خود ایستادند و از این سرزمین پاسداری کردند، زنانی چون:کاسانتا همسر کوروش بزرگ ، آتوسا (همسر داریوش بزرگ)، شهربانو استر، شهربانو موزا، پروشات، آتوسا (همسرسیاستمدارو هوشمند اردشیر دوم)، پانته‌آ، کتایون، سیندخت، فرنگیس، فرانک، شیرین، منیژه، ارنواز، شهرناز، رودابه، تهمینه، دوغدو، پورچیستا (چیستا دخترکوچک آشوزرتشت).

اما در دوران ۱۴۰۰ ساله اخير   زنان بر كنج خانه رانده شدند .....

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 3:37 بعد از ظهر توسط سمانه |




در ده ماه گذشته، سه زن در تهران اعدام شدند. دو زن به جرم شوهر کشی و یک زن با

ادعای دفاع از ناموس. دفاعی که البته هیچگاه پذیرفته نشد.


به جریان افتادن روند اعدام زنان در حالی است که اغلب زنانی که در انتظار چوبه دار هستند، اقدام به قتل شوهرانشان کرده اند و این، اولین و آخرین قتل آنها و در بسیاری مواقع اولین و آخرین جرم آنها بوده است

اولین و آخرین جرمی که در بسیاری مواقع دلیل آن قوانین نابرابر و تبعیض آمیز است. بررسی های موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم شناسی دانشگاه تهران در رابطه با همسر کشی در 15 استان کشور، حاکی از آن است که :"وجود قوانین محدود کننده طلاق برای زنان و اختیارات گسترده مردان در امر طلاق، اطاله دادرسی و فقدان ضمانت های اجرایی قانونی مورد نیاز در موارد خشونت مردان علیه زنان از عوامل همسرکشی هستند."

تحقیقاتی که در کانادا بر روی مسئله شوهر کشی انجام شده نیز نشان می دهد:"بسیاری از زنانی که به جرم کشتن شوهرانشان به زندان افتاده اند مکررا از سوی شوهرانشان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. چه بسا بسیاری از این زنان قبل از ارتکاب قتل از پلیس یا دیگران تقاضای کمک کرده بودند، اما یا اضطراری بودن موقعیت آنها تشخیص داده نشده بود و یا راه حل های دیگری که برای فرار از آن موقعیت پیشنهاد می شده کار ساز و کافی نبود."

در ایران با اینکه به ندرت تحقیقی در این رابطه انجام شده و کمتر پیش آمده که کسی پای دردل زنان شوهرکش بنشیند، اما همان اندکی که در دفاعیه های دادگاه از این زنان شنیده ایم گویای آن است که اینجا هم وضع به همین منوال است، با این تفاوت که زنان ایران فرصت کمتری برای کمک خواستن از پلیس و دیگران دارند و قوانین ما در هنگام اعمال خشونت به یاری آنها نمی آیند

.

قانون نه تنها حمایت گر زنان در برابر خشونت شوهرانشان نیست، بلکه به نوعی مجوز قانونی قتل زنان را به شوهرانشان داده است

.

بر اساس ماده 630 قانون مدنی:" هرگاه کسی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ملاحظه کرد و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنها را به قتل برساند."

با اینکه شرایط در نظر گرفته شده برای استفاده از این مزیت قانونی، بسیار سخت و گاه غیر ممکن است، اما وجود چنین ماده ای در قانون دست مردان را برای کشتن همسرانشان به بهانه سوءظن و بدگمانی باز می گذارد.

در هیچ کجای قانون اما نیامده است که اگر مردی بارها و بارها به همسرش خیانت کرد و زن، دیگر تحمل دیدن زن بیگانه را در خانه خودش و در آغوش همسرش نداشت باید چه کند؟ قانون نه تنها مجازاتی برای این خیانت در نظر نگرفته است_مرد به راحتی می تواند ادعا کند آن زن را صیغه کرده و به عقد موقت خود درآورده است_، بلکه از دادن حق طلاق به زن، حتی در چنین مواقعی نیز خودداری کرده است. شکایت به دادگاه نیز کارساز نیست. عقد 4 زن دائم و بی نهایت زن صیغه ای حق مسلم مردان ایرانی در قانون مدنی است

.

تنها تحقیق گسترده ای که در زمینه عوامل همسر کشی در ایران انجام شده، تاکید می کند:" در رابطه با زنانی که پس از تحمل سالها خشونت و ناملایماتی همچون خشونت جنسی نسبت به زنان، انحرافات جنسی و یا تجاوز پدر به فرزندان، اقدام به شوهرکشی کرده اند ، نه تنها فرزندان بلکه خانواده شوهر نیز اغلب گذشت می کنند و دستگاه قضایی نیز با اغماض بیشتری با آنها برخورد می کند." (1) این در حالی است که واقعیت این مساله را تایید نمی کند

.

واقعیت، "راحله زمانی" است که سالهای سال کتک ها، خشونت ها، تحقیرها و خیانت های شوهرش را تحمل کرد و در آخر نه اغماض دستگاه قضایی را دید و نه گذشت خانواده شوهرش را. نصیب او فقط و فقط چوبه دار بود

.

واقعیت، زنانی هستند که نه دادگاه های جنایتی به شرایطی که آنها را وادار به قتل شوهرانشان کرده توجه می کنند و نه دادگاه های خانواده _قبل از آن که کار به اینجا برسد_ خشونت های مکرر و مداوم را دلیلی برای صدور حکم طلاق می دانستند.

واقعیت، زنانی هستند که در برابر خشونت های هر روزه هیچ دفاعی ندارند. نه قانونی، نه خانه امنی و نه حتی حمایت خانواده هایشان. باور قدیمی"زن با لباس سفید به خانه شوهر رفته و با کفن سفید برمی گردد" و کلیشه همیشگی "بساز و بسوز" هنوز بر زندگی این زنها حکمفرمایی می کند.

واقعیت، تحقیقی است که بر اساس آن ۸۷ درصد زنان تهرانی از همسرآزاری روانی و 47 درصد از همسرآزاری جسمی رنج می برند.

واقعیت، زنانی هستند که در 14- 15 سالگی شوهر داده شده اند، بدون اینکه سوادی بیاموزند، حرفه ای یاد بگیرند و عشق را بشناسند و حالا در کوران خشونت ها و خیانت ها و نادیده گرفتن شدن ها راهی جز انتقام و نابودی نمی شناسند.

قانون اما همه این واقعیت ها را نادیده می گیرد. تنها واقعیتی که به رسمیت شناخته می شود این است که کسی را کشته ای و باید بمیری. جواز مرگ زندگی هم در دست خانواده ای است که در اغلب اوقات اگرنه شریک خشونت ها، اما شاهد آن بوده اند، با این حال اما به کمتر از چوبه دار رضایت نمی دهند که اگر می دادند و "زهرا ناظمیان" و " راحله زمانی" و... اعدام نمی شدند و می توانستند بار دیگر زندگی را تجربه کنند

.
گرچه خشونت ها و نابرابری ها هیچگاه جوازی برای قتل نیستند، اما در نظر نگرفتن اینکه چه بر سر یک زن آمده که با کشتن همسرش، زندگی خود را نیز نابود کرده است و اکتفا کردن به اجرای حکم قصاص نیز، فقط و فقط کشتن یک قربانی و پاک کردن صورت مساله است.


(1) بررسی های موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم شناسی دانشگاه تهران در رابطه با همسر کشی در15 استان كشور

منبع:shahrzadnews.org


+ نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386 5:36 بعد از ظهر توسط سمانه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بیایید به خود به عنوان حلقه هایی نگاه کنیم.
هدف ما به هم پیوستن و تکمیل نهایی این حلقه ها در یک زنجیر محکم است
و نه شکست دادن مردان!
رشد ما در گرو حرکت به سمتی است که تاکنون در آن گام برنداشته ایم...

اينجا در مورد حقوق پایمال شده و داشته و نداشته دختران جهان و به خصوص ايران حرف ميزنيم
و قصد داریم حقایق رو برای شما روشن کنیم


صفحه نخست
پست الکترونیک


مطالب برتر وبلاگ

برابری استعداد دختر و پسر
خشونت علیه زنان, عمر مردان را کوتاه میکند!
پليس و امنيت هواي نفس مردان!
جايگاه زنان در جامعه ايران باستان!
جلوي ق.ا.چ.ا.ق دختران را بگيريد!
خ.ت.ن.ه شدن دختران در جنوب ايران!
ف.م.ي.ن.ي.س.ت و شاخه هاي آن!
زنان شوهركش، قربانيان خشونت و نابرابري
وضعيت خشونت خانگي در ايران!
خ.ت.ن.ه دختران، عملي غير انساني و وحشيانه!
داستاني واقعي در مورد فرار يك دختر از خانه
دختر نه ساله كودك است، مجازاتش نكنيد!
تبعيضات!
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

جواب نظرات
اخبار
دیگر مطالب
دست نوشته های نویسندگان

نویسندگان

سمانه
نگین
مهرناز
علي
مهتاب
سهراب
supernova
نیلوفر
شایسته


پیوندها

ورود ممنوع!(فمينيستي)
يك سوال كوچولو
سوختگي اسيد
دختران سیب!!!
بوف كور
كليسا جديد!
هرج و مرج در سيناپس ها
فقط پپسي رو عشقه
مرجع اطلاعات از دنيا
محفل كورش
همدلي
یار دبیرستانی من...
ركن پنجم دموكراسي
گالری عکس نگين
عکس و مطالب عاشقانه
عسل
روح، راه، آرامش
ashione
عکس های خفن ایرانی
گیم اسپات ایرانی
جوکهای باحال
هم توم
خاطرات مهرناز و هر روزش
دختر آتيش پاره
پرچین
سمپاد
ارتش وحشي
ویدئوهای زیرنویس متال
وب نوشته هایی ازفوتبال
نتیجه کنکور - انتخاب رشته سراسری-آزاد88
سجاد رحیمی مدیسه
رپ ایران زمین
دست نوشته های یک گاگول!
کراس برای همه ی ایرانیان
روزهای دلتنگی ما
Dice
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin