تبليغاتX
دختران فمينيست

دختران فمينيست

 
هفت تیر   : متجاوزان پس از تجاوز ، دختر و دوست پسر او را لخت کردند و از آنها فیلم برداری کردند
دختري که از سوي چهار جوان ربوده شده و مورد تعرض قرار گرفته بود، خودکشي کرد. به گزارش خبرنگار ما ساعت ۳۰ دقيقه بامداد ۲۱ ارديبهشت ماه مردي سراسيمه و هراسان به کلانتري شريف آباد پاکدشت مراجعه کرد و خبر داد دختر ۱۹ ساله اش به نام لعيا اقدام به خودکشي کرده و اکنون در بيمارستان به شدت بدحال است.

پس از طرح اين شکايت ماموران به بيمارستان رفتند و متوجه شدند لعيا جان باخته است.

در پي مرگ دختر ۱۹ ساله کارآگاهان به تحقيق درباره علت خودکشي وي پرداختند و دريافتند لعيا روز حادثه پيش از اقدام به  خودكشي  با پسر مورد علاقه اش به نام فرشيد به تفريح رفته بود. به اين ترتيب دستگيري فرشيد در دستور کار پليس قرار گرفت و بعد از آنکه اين پسر پشت ميز بازجويي نشست از واقعه يي تکان دهنده پرده برداشت. وي گفت؛ آن روز سوار بر خودروي من به حاشيه شهر رفتيم و کنار جاده يي متروکه از ماشين پياده شديم . در کنار هم بودیم که دقايقي بعد يک دستگاه پيکان با دو سرنشين به ما نزديک شدند و دو پسر جواني که سوار آن بودند مرا به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و سپس دست و پايم را بستند، پس از آن لعيا را به زور سوار خودروشان کردند و گريختند. ساعتي بعد در حالي که من هنوز در همان جاده متروکه بودم آن دو مرد به سراغم آمدند و مرا به خرابه يي در روستاي قويينک ورامين بردند.

فرشيد ادامه داد؛ در آنجا دو پسر ديگر نيز حضور داشتند و من متوجه شدم آن چهار نفر به دختر مورد علاقه ام تعرض کرده اند. آنها مرا عريان کردند و از من و لعيا با دوربين موبايل عکس گرفتند و سپس پا به فرار گذاشتند.

پس از اظهارات پسر جوان تحقيقات براي شناسايي چهار جوان متجاوز آغاز شد و با مشخصاتي که فرشيد از خودروي آنان ارائه داد توانستند به سرعت دو تن از متهمان به نام هاي عباس و اصغر را شناسايي و بازداشت کنند . اين دو در بازجويي ها به جرم شان اعتراف و دو همدست ديگرشان را معرفي کردند.

عباس در اظهاراتش گفت؛ من و اصغر مامور شديم لعيا را بدزديم و به مخروبه يي که دو دوست ديگرمان در آنجا حضور داشتند، ببريم. اين دختر در طول مسير با جيغ و فرياد سعي مي کرد خودش را از دست ما نجات بدهد اما چون مسير ما کم تردد بود هيچ کس صدايش را نشنيد. پس از آنکه لعيا را به مخروبه کشانديم وي شروع به گريه و زاري و التماس کرد و خواست رهايش کنيم ولي ما به حرف هايش توجهي نکرديم و او را مورد تعرض قرار داديم. از آنجا که احتمال داشت اين دختر عليه ما شکايت کند تصميم گرفتيم از او و پسر مورد علاقه اش عکس تهيه و به اين طريق آن دو را وادار به سکوت کنيم.

بنا بر اين گزارش با روشن شدن علت خودکشي لعيا پليس اکنون در تلاش براي دستگيري دو متهم ديگر پرونده است.
.

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387 6:56 بعد از ظهر توسط سمانه |


به گزارش هفت تیر ۷tir.com از لاهیجان : یکی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان از این واحد اخراج شد . علت اخراج این استاد آن بود که به دو دختر دانشجویی که اصرار داشتند بر روی روپوش سفید آزمایشگاه چادر سیاه بپوشند اجازه این کار را نداده بود . طبق قانون آزمایشگاه در همه دنیا در آزمایشگاه باید روپوش سفید مخصوص آزمایشگاه پوشیده شود . دو دختر دانشجو  پس از این که حاضر نشدند چادر خود را سر کلاس درس بردارند و با روپوش سفید در آزمايشگاه حاضر شوند توسط استاد از کلاس درس اخراج شدند . این دو دختر پس از اخراج از کلاس به رئیس دانشگاه مراجعه کردند و ماجرا را تعریف کردند . رئیس دانشگاه دستور داد همان لحظه دختران با چادر سیاه به کلاس آزمایشگاه بازگردند و استاد دانشگاه نیز به دلیل این رفتار از دانشگاه ازاد اسلامی واحد لاهیجان اخراج شد . گزارش رسیده از لاهیجان حاکیست این دو دانشجو دختر از نظر نمرات درسی در سطح ضعیفی هستند و چند بار مشروط شده اند .
بدون شرح! چي بگم ديگه؟

+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 1:27 بعد از ظهر توسط سمانه |


دوستان عزیز این آخرین پست من تو این ماهه و همچنین ماه بعد ... من تا 5 تیر نیستم و امیدوارم تو این مدت سمانه و بقیه بچه ها وبلاگ و تنها نذارن ... این پستم بیشتر جنبه ی خداحافظی داره ... گندم هم مثه ایکه دیگه نمی یاد ... نمی دونم چرا ولی این جوری به من گفت ... تا 5 تیر خداحافظ ... ( راستی وقت نشد مطالب اون کتاب و براتون بذارم

+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387 1:25 بعد از ظهر توسط نگین |



در یکی از روزها نه چندان خوش یمن و در دور سیزدهم مسابقات کارتینگ ایران، نحسی سیزده، گریبان گیر یکی از رانندگان می شود. چرخ اتومبیل به کنار پیست می خورد و اتومبیل از زمین بلند و سرنگون می شود اما دختر جوانی که راننده آن است جان سالم به در می برد، او هنوز هم با گذشت سال ها، شغل اتومبیل رانی را در ایران ادامه می دهد. « زهره وطن خواه »، اکنون یکی از قهرمانان رالي یران است. که با او گفتگو کردیم.

چی شد که به اتومبیل رانی روی آوردی و این علاقه از کی شروع شد ؟

از بچگی سرعت و رانندگی را خیلی دوست داشتم و البته بیشتر از همه به موتور سواری علاقه من بودم. از ۱۲ سالگی دزدکی کلید ماشین بابام را بر می داشتم و رانندگی می کردم. حتی شاید جالب باشه بدونین که وقتی
وقتی در کنکور رشته مهندسی الکترونیک قبول شدم، آن قدر خوشحال نشدم نسبت به زمانی که گواهی نامه ام را گرفتم.

من در سال ۸۱ از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که خانم ها هم می توانند در رشته اتومبیل رانی شرکت کنند.

به همین خاطر من هم در سن ۲۵ سالگی عضو این فدراسیون شدم و در اولین دوره هم من به عنوان راننده رالی در مسابقات شرکت کردم.


خیلی ها میگن اتومبیل رانی شغلی مردانه است، این را قبول دارین ؟

من این حرف را قبول ندارم چرا که در اتومبیل رانی تمرکز و قدرت فکر و دور اندیشی مهم است و خانم ها نیز این توان را دارند. البته نمی توان منکر شد که تمایل به این ورزش در بین آقایان بیشتر از خانم ها است.

سال ۱۳۸۲ من تنها دختری بودم که با آقایان در مسابقات کارتینگ شرکت کردم و در همان مسابقات مقام چهارم را کسب کردم. در مسابقات رالی در سال ۱۳۸۱ هم به عنوان دومین بانوی راننده و در سال ۱۳۸۲ هم به عنوان قهرمانی این رشته دست پیدا کردم.

و این در حالی بود که وقتی ما که به عنوان اولین زنان ایرانی این ورزش را شروع کردیم، همه آقایان به چشم زنگ تفریح به ما نگاه می کردند اما پس از قهرمانی نگاه ها تغییر کرد و الان در رالی حرفه ای ایران، با مربیان سابق خودم مسابقه می دم.  

اما خیلی ها عقیده دارن خانم ها خوب رانندگی نمی کنند.

شاید یک مشکلی که برخی خانم های ایرانی در رانندگی دارند کمبود اعتماد به نفس باشه، اما ما ثابت کردیم خانم ها هم می توانند خوب رانندگی کنند. الان در تهران خیلی موقع ها دخترها پا به پای پسرها رانندگی می کنند و لایی می کشند که اصلا خوب نیست و بهتره این جوان ها بیایند و هیجانشان را در پیست خالی کنند. من تا قبل از سال ۸۱ یکی از تفریحاتم «کل انداختن» با آقایان بود ولی بعد از ثبت نام در فدراسیون اتومبیل رانی این موضوع به شدت فروکش کرد.

یک راننده خوب باید چه خصوصیاتی داشته باشه؟

باید قدرت عکس العمل بالا داشته باشه، شجاع و نترس باشه و در کنارش اعتماد به نفس خوبی هم داشته باشه. از طرفی هم باید باهوش باشه و پیش بینی خیلی جلوتر از خودشو بکند.

آیا در این رشته ورزشی آمادگی بدنی مهمه ؟
بله. مثلاً در سرعت بالا ما باید تنها توسط ترمز، سرعت ماشین را کم کنیم و گرفتن فرمان در اون سرعت و ترمز گرفتن فشار زیادی روی بدن میاره.

الان که راننده رالی هستید، شده تو بیابون گیر کنید ؟
خوب خراب شدن ماشین برای هر کسی پیش می یاد و خیلی موقع ها که در این شرایط گیر می افتیم خودم مجبور به تعمیر می شم .

پس دست به آچار هم می شوید؟
من عشق تعمیر دارم و خودم هم در درست کردن ماشین خودم کمک می کنم. پرچ می کنم، جوش می دم و از این کارها لذت می برم.

آیا به غیر از این رشته ورزشی در رشته دیگری هم فعالیت تخصصی داری ؟
من چهار سال پیش پرواز با «پاراگلایدر» را شروع کردم و دو سال به صورت حرفه ای این کار را انجام می دادم. در نهایت به علت سوانحی که در این رشته ورزشی برای دیگران به وجود آمد، پدر و مادر من اجازه ادامه این کار را به من ندادند و من رو بیشتر به رشته اتومبیل رانی تشویق کردند. یکی دیگه از رشته هایی که قبلاً انجام می دادم، تیراندازی با کلت بادی بود. بعضی وقت ها هم بیلیارد بازی می کنم. کوه نوردی هم می کنم و در سال ۸۵ تولنستم قله دماوندم را فتح کنم.

یک خانم  اتومبيل ران چه فرقی با خانم های دیگه داره ؟
به نظر من فرق عمده ای نداره. فقط یک مقدار جسارت بیشتری داره. خیلی از دختر خانم ها وقتشون رو بیشتر در سلمونی و یا مزون لباس می گذرونند ، اما من بیشتر توی مغازه های مکانیکی و پیست هستم و کارهای ماشینم را انجام می دم و این کار برایم خیلی هم لذت داره.

آیا رقیبی هم در ایران داری ؟
آره رقیب دارم. اما بیشتر رقیب های من آقایان هستند نه خانم ها!

ماشین مورد علاقت چیه ؟
ماشین رویایی من «پورشه» است. البته ماشینی که در ایران دوست دارم و و جود داره، «بی ام و» سری سه است. الان هم یک پژو ۲۰۶ تیپ پنچ دارم .

جالب ترین خاطره ات از مسابقات چیه؟
در رالی کویر که دو روزه بود، وقتی از تهران به کاشان رسیدیم شب وقتی به هتل برای خواب رفتیم و مدتی نگذشت بهمون گفتن شیشه های ماشین خورد شده اما ما روز بعد با اون شرایط مسابقه دادیم و اول شدیم.

الان شغل اصلی ات چیه ؟
من با اینکه مهندسی الکترونیک خوندم اما درآمد زندگیم را از اتومبیل رانی بدست می آورم. در مسابقات سرعت، سایپا حامی مالی منه و در رالی، شرکت داچ. در مسابقات سرعت هم در کلاس ۱۴۰۰ سی سی با پراید و در رالی در کلاس ۱۶۰۰هم با تویوتا کرولا مسابقه می دهم.

با اینکه شما گفتید خودروسازان ایرانی از شما حمایت می کنند. ولی به نظر می یاد اتومبیل رانی دربین خودروسازان ایرانی چندان اهمیتی نداره و این شرکت ها بیشتر روی والیبال و فوتبال سرمایه گذاری کرده اند در حالی که در دنیا خودرو سازان روی ورزش اتومبیل رالی تمرکز می کنند ؟
این شرکت ها نمی دونند که از راه تبیلغ می تونند خیلی درآمد کسب کنند و وجهه خودشون را افزایش بدن. همین الان در کنار ما ترکیه و بحرین با برگزاری ( مسابقه) «فرمول وان» توانستند درآمد خوبی کسب کنند.

خانم وطن خواه، ما دکتر مهندسان خوبی در جهان داریم اما با اینکه ادعای رانندگی داریم اما هیچ راننده موفقی در جهان نداریم؟
علاقه اتومبیل رانی بین جوان های ایرانی وجود دارد ولی در اروپا بچه ها از بچگی و دبستان در مدرسه های اتومبیل رانی آموزش می بینند و در سن ۱۸ سالگی رانندگان قهاری می شوند. اما در ایران از سن ۲۴ سالگی جوان ها تازه این رشته رو شروع می کنند و خودم هم از ۲۵ سالگی شروع کردم. اما آرزو می کردم که از شش سالگی این ورزش را شروع می کردم و سعی می کنم دختر خودم را هم از همین سن آموزش بدم.

آرزوی نهایی شما در اتومبیل رانی چیست؟
من آرزو دارم در رالی «پاریس داکار» به عنوان یک زن ایرانی شرکت کنم.
.

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387 2:44 بعد از ظهر توسط سمانه |


قرآن مجید در مورد حسن معاشرت با زنان می فرماید : (( عاشروهن بالمعروف = با همسرانتان با اخلاق نیکو معاشرت کنید )) ( سوره نساء ؛آیه ی 19 )

حضرت محمد (ص)  نیز در این مورد فرموده اند : (( کامل ترین مومنان از حیث ایمان خوش اخلاق ترین آن هاست و شایسته ترین شما آن هایی هستند که با زن هایشان خوش رفتارند .))

همچنین حضرت علی (ع) در این زمینه خطاب به مردان توصیه اخلاقی و روانی بسیار ازشمندی به شرح زیر دارند :

(( احترام به زن را در حدی نگهدار که او را به فکر نیندازد که از دیگران وساطت و شفاعت کند ، از این که در غیر موارد لازم غیرت و وسواس نشان بدهی ، پرهیز کن ، زیرا حساسیت و غیرت نابجا که به صورت سوء زن بروز می کند ، زنان پاک و سالم را به لغزش و انحراف تحریک می نماید و افراد بی گناه را به شک و وسوسه می اندازد .)) 

 

یه مطالب دیگه هم هست که راجع به دو آیه ی قرآنه ... یکی همون الرجال قوامون علی نساء و اون یکی هم درباره ی آیه ایه که در مورد زدن زنان اومده ... توی کتابی که معرفی کردم نوشته ... اگه وقت شد بعدا می نویسم ... اگر نه هم که خودتون کتاب رو بگیرید و بخونید ... خیلی جالبه ... ( این دو آیه رو تفسیر کرده و خیلی جالب تفسیر اصلیشو نوشته ... که به ضرر زنان که نیست هیچی به نفعشون هم هست !)

خب فعلا همین ... بای

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 6:58 بعد از ظهر توسط نگین |


هفت تیر ۷tir.com :  مردي به خاطر اينکه عروسش به تنهايي از منزل بيرون مي رفت وي را به باد کتک گرفت. چندي پيش ماموران انتظامي در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ مبني بر وقوع يک مورد درگيري خانوادگي در تهرانپارس براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند و با مشاهده زن جواني که از ناحيه سر دچار خونريزي شده بود بلافاصله وي را با هماهنگي اورژانس به بيمارستان و «مريم ج.» را به عنوان شاکي و «رضا ن.» ۶۲ ساله، را به عنوان متهم براي بازجويي به کلانتري منتقل کردند.شاکي پرونده در بازجويي اظهار داشت شب گذشته خواهر و مادرم به منزل ما آمدند.هنگام صرف شام با صداي شکستن در ورودي منزل به جلوي در رفتيم که پدر شوهر خواهرم را ديديم. او با چوب وارد منزل شد و پس از وارد کردن چندين ضربه به خواهرم، سر وي را به ديوار کوبيد که موجب مجروح شدن وي شد.متهم پرونده با قبول جرم خود گفت دوست نداشتم عروسم تنها جايي برود. چندين بار به وي تذکر دادم اما توجهي نمي کرد و مجبور شدم او را كتك بزنم.متهم چهارشنبه گذشته پس از اعتراف به جرم خود و اخذ آخرين دفاعش با دستور داديار پرونده راهي زندان شد.

.

+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387 5:14 بعد از ظهر توسط سمانه |


این نماینده جمهوری اسلامی ایران با اختراع "دستگاه تولید برق در کشورهای جهان سوم بدون آلودگی هوا" در این رقابت جهانی شرکت کرده بود.
جمهوری اسلامی ایران در نخستین مسابقه بین المللی زنان مخترع جهان در کره جنوبی به مقام قهرمانی دست یافت.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مخترعان ایرانی با کسب دوازده نشان طلا،پنج نقره و شش برنز در میان 25 کشور شرکت کننده در رقابتهای سئول رتبه نخست را کسب کردند.

مهرناز گلچین فر، مخترع ایرانی ، در مسابقه بین المللی اختراعات سئول عنوان برترین مخترع و جایزه ویژه هیات داوران را از آن خود کرد.

این نماینده جمهوری اسلامی ایران با اختراع "دستگاه تولید برق در کشورهای جهان سوم بدون آلودگی هوا" در این رقابت جهانی شرکت کرده بود.

سونیا صابری هم موفق شد با اختراع "نانو کامپوزیت" جایزه ویژه مالکیت فکری سازمان ملل را که جایزه ای ارزشمند است بدست اورد.

مریم اسلامی، دانشجوی رشته پزشکی، با اختراع ابزاری برای کاهش دردهای عضلانی و جراحی استخوان، جام ویژه فدراسیون جهانی اختراعات را تصاحب کرد و این جایزه از سوی دبیرکل این فدراسیون به وی اهدا شد.

جمهوری اسلامی ایران با 20 زن مخترع و بیشترین تعداد شرکت کننده در مسابقه زنان مخترع کرهجنوبی شرکت کرده بود.

در این رقابتها مرضیه مرسل پور با اختراع محصولات پمادی برای کاهش فشار خون،رقیه هاشمی در زمینه تاثیر دانه های کسی پیوم ناباروری، مهناز سعیدی دلچه مخترع پوشش ژله ای برای کاهش درد و برقراری تعادل، زهرا ساجدی سامانه خودکار

تصفیه هوا، سحر سپهر با پلیس روبات مدرسه و زینب عبدالزهرایی با اختراع دستگاه برق بی سیم برای چرخ اسکیت در نمایشگاه مخترعان سئول شرکت کرده بودند که صاحب نشان شدند.

دبیر کل فدراسیون جهانی اختراعات ، با تبریک قهرمانی تیم جمهوری اسلامی ایران گفت: استعداد، نبوغ و نواوری در ذات ایرانیان است و قهرمانی تیم ایران نتیجه تلاش، ابتکار، فرهنگ غنی و پایبندی جوانان ایرانی به اصول دینی و اخلاقی است.

در نخستین مسابقه بین المللی زنان مخترع جهان در کره جنوبی مخترعانی از 25 کشور از جمله فرانسه، استرالیا، سوئیس، ژاپن و رومانی حضور داشتند و مخترعان ایرانی گوی سبقت را از رقبای خود ربودند.

در این مسابقه مخترعان زن جهان بیش از 400 اختراع در رشته های مختلف را در معرض دید علاقه مندان قرار دادند
منبع: bazyab.ir

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 3:37 بعد از ظهر توسط سمانه |


اول از همه باید یک کتاب رو معرفی کنم ... این کتاب اسمش پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران نوشته ی خانم مهرانگیز کارگر ... این کتاب خیلی خیلی کتاب جالبیه که به جرات میشه گفت تمام مشکلات زنان رو توی این کتابش نوشته ... وقتی من این کتاب و خوندم خیلی تعجب کردم ! چون واسم خیلی تعجب داشت که چه جوری ناشران ایرانی حاظر شدن همچین کتاب جنجالی رو چاپ کنن !!!

قبل از هر چیز یه توضیح کوتاه راجع به نویسنده ی این کتاب می دم ( براساس مقدمه ی خود کتاب ( منظورم این بود که از خودم درنیاوردم !))

مهرانگیز کار حقوقدان و وکیل دادگستری و کارشناس مسایل حقوقی زنان در ایران ، در سال 1323 در شهر اهواز به دنیا آمد و خلاصه این که در دانشگاه تهران و در رشته ی حقوق و علوم سیاسی لیسانس گرفت و به عنوان کارشناس حقوقی در وزارت کار و امور اجتماعی به کار پرداخت . فعالیت های مطبوعاتی خود را نیز از همان زمان آغاز کرد . مقالات متعددی از او در نشریات آن دوران منتشر شده است .

پس از انقلاب اسلامی به شغل وکالت پرداخت و اکنون نیز به همین حرفه اشتغال دارد .

فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مهرانگیز کار بر روی مسایل زنان متمرکز است .

نخستین کتاب او در سال 1370 با عنوان(( فرشته عدالت و پاره های دوزخ )) ، به وسیله ی انتشارات روشنگران منتشر شد . در سال 1371 اثر مشترک او و شهلا لاهیجی با نام (( شناخت هویت زن ایرانی ...)) به چاپ رسید . کتاب ((بچه های اعتیاد )) اثر تحقیقی دیگر از اوست که همزمان با ((اجلاس سران برای کودکان )) در سازمان ملل متحد منتشر شد ، که به یکی از موضوع های کنفرانس یعنی تاثیر اعتیاد والدین بر کودکان ، پرداخته است . در سال 1373 ، زنان در بازار کار و در سال 1376 ، حقوق سیاسی زنان در ایران به قلم او انتشار یافت .

در سال 1378 کتاب مهم دیگری از او با عنوان (( رفع تبعیض جنسیتی از زنان )) به وسیله انتشارات پروین منتشر شد و در همین سال (( ساختار حقوقی نظام خانواده )) را به رشته تحریر درآورد که انتشارات روشنگران و مطالعات زنان اقدام به چاپ آن کرد .

(( پژوهشی درباره ی خشونت علیه زنان در ایران )) آخرین اثر مهرانگیز کار است که در اختیار علاقه مندان قرار گرفت .

این کتاب 566 صفحه داره ...که نویسنده ضمن ارائه ی تعریف جامعی از خشونت پنهان و آشکار علیه زنان و اشکال مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی این خشونت ها که بخشی ریشه در فرهنگ و سنت دارد و بخشی حاصل تداوم تبعیض علیه زنان در ساختار حقوقی ، اقتصادی و سیاسی است ، بر این نظر است که شاید تداوم خشونت در ساختارهای غیر فرهنگی نیز خود برآیندی از ساختار فرهنگی است که مردم و جامعه را به جای آن که برآشوبند ، وادار به پذیرش این اشکال از خشونت می کند . در عین حال نویسنده در همان آغاز کتاب با تاکید بر این نکته که (( خشونت علیه زنان به هیچ وجه خاص جوامع عقب افتاده یا جوامع مسلمان نیست )) اضافه می کند:))در پیشرفته ترین کشورهای جهان ، زنان و کودکان از تبعات و عوارض ناشی از خشونت ، به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می برند و آزارهای جسمی و جنسی و روانی نه تنها تندرستی ، سلامت عقل ، تعادل عاطفی و روانی آن ها را به خطر می اندازد ، بلکه دولت ها را با مشکلات گوناگون اقتصادی ، فرهنگی و خدماتی درگیر می کند ...))

خب من سعی میکنم که یه مطالبی از این کتاب و که برام جالبه رو تو پستای بعدیم بزارم ...

خب فعلا ... بای !

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 2:59 بعد از ظهر توسط نگین |


می خواستم یه داستان واقعی رو که توی مجله ی روزهای زندگی خوندم واستون بنویسم و این داستان مشت محکمیه به دهان همه ی اونایی که طرفدار کم شدن مهریه هستن...

یه پسری بوده که می خواسته با دختر خالش ازدواج کنه ... این پسر از خیلی از دوستاش شنیده بوده که به خاطر مهریه ی زیاد دوستاش نمی تونن از زنشون جدا شن یا دست از پا خطا کنن ... این پسر واسه اینکه از طرفی جلوی دوستاش کم نیاره و از طرفی هم خیالش راحت باشه که هر وقت خواست بتونه زنش رو طلاق بده به خانواده ی دختر که خالش هستن می گه مهریه باید 5 سکه باشه !!! خلاصه خونواده ی دختر که خاله ی پسره بودن توی رودربایستی قرار می گیرن و موافقت می کنن ... خلاصه این پسر ( که اسمش و یادم نیست با زهره ( همون دختر خالش ) ازدواج می کنه ... تا 2 ماه اول اخلاق پسره خوب بوده و ولی از 2 ماه بعد به اونور شروع می کنه به اون دختر بدبخت دستورای الکی دادن ( دقت کنین که این داستان از زبون خود همین پسره ی و به خاطر عذاب وجدان این داستان و نوشته !) و خلاصه اینکه الکی و به بهونه های مختلف ان دختر بدبخت و کتک می زده و همیشه بدون وجود هیچ مشکلی دعوا و کتک کاری راه می نداخته ( و صد البته که دختره هم تحمل می کرده و دم نمی زده ...)

بعد یه چند ماه دیگه که می گذره دختره دیگه تحملش تموم می شه و واسه پسره یه نامه می فرسته که دیگه نمی تونم این وضع و تحمل کنم حتی اگه عاشقم بشی بر نمی گردم ...

این پسر که از همون اول قصدش طلاق بوده با کمال خونسردی می ره و دادخواست طلاق می ده و همه چی تموم می شه ... زهره ( همون دختره که زن این یارو بوده ...) وقتی این موضوع رو می فهمه ( که پسرخالش قبل از ازدواجم به طلاق فکر می کرده ) به شدت مشکل روانی و افسردگی پیدا می کنه ... تو پرانتز بگم که پسره احساسشو این جوری بیان میکنه :)( وقتی روز طلاق شد و من رفتم دادگاه همون موقع پنج سکه ی مهریه ی زنم و دادم و خیلی خوشحال از این که تونستم با زرنگی از زندگیم هر جور که خواستم لذت ببرم و  سرنوشتم مثه دوستام نشه ... ))

 زهره که حسابی به قول این پسره به سیم آخر زده بود با یکی از دوستای شوهرش که معتاد بوده ( به اسم سیروس ) و قاچاقچیه مواد بوده ازدواج می کنه و خودشم یه قاچاقچی میشه و می شه یه معتاد ... وقتی خبر به گوش این پسر می رسه عذاب وجدان (!!!) می گیره میره دم در خونه ی دختره تا ازش معذرت خواهی کنه ولی زهره وقتی می بینش روش تف می ندازه و بهش می گه تو زندگیه منو خراب کردی و فقط می گی بخشید ؟! دفعه ی دوم که پسره می ره واسه معذرت خواهی و اینکه به سیروس بگه دست از سر زهره برداره سیروس می یاد و حسابی این و کتک می زنه بهش می گه تو اگه غیرت داشتی زنتو با 5 تا سکه توی این زمونه نامرد ول نمی کردی ...

خلاصه یه مدت می گذره و این پسر عاشق یه دختر به اسم پریسا می شه و تصمیم می گیره همه چیو فراموش کنه و با این دختر ازدواج کنه ! پریسا هم می گه من قصه ی ازدواج قبلیتو می دونم و واسه همین باید ( فکر کنم گفت 2000 سکه ) مهرم کنی و اونم که عاشق شده بوده قبول می کنه ... این دخترم هنوز چند روز نگذشته سر ناسازگاری می ذاره و کاری می کنه که پسره مجبور بشه دادخواست طلاق بده و واسه دادن مهر پریسا هزار تا بدبختی بکشه و ثروتش و ببازه ... حالا می دونید پریسا کی بوده ؟ اون دوست صمیمی زهره بوده که وقتی داستان زندگیه زهره رو می شنوه تصمیم می گیره که انتقام زهره رو بگیره و موفق هم می شه ... و به عبارتی چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی ...

حالا متوجه شدید که تنها صلاح زن توی جامعه ی ما که قانونش هیچ پشتوانه ای واسه زنان نداره چیه ؟! آره مهریه !

 پس امیدوارم هیچ دختری به بهونه های مختلف که این جامعه براش می یاره ( از قبیل اینکه پسرا گناه دارن و با این مهریه های کم نمی تونن زندگی کنن و ازدواج و از این حرفا ) حاضر نشن تنها صلاحشون و از دست بدن و زندگیشون بشه مثه زندگیه زهره ...

فعلا ...

+ نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387 2:53 بعد از ظهر توسط نگین |



هفت تیر ۷tir.com : عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی ليسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک (در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 8:14 بعد از ظهر توسط سمانه |



هفت تیر ۷tir.com
: زن با چهره‌اي نگران مقابل قاضي شعبه ۲۸۶ دادگاه خانواده نشسته بود.

شايد هنوزهم باورش نمي‌شد همسرش پس از سال‌ها زندگي مشترك، وي را به خاطر ابتلا به يك بيماري صعب العلاج با فرزندان خردسالش رها كرده و ناپديد شده است.

براي همين به دادگاه خانواده آمده بود تا با بخشيدن همه مهريه‌اش كه ۱۳۷۶ شاخه گل رز بود، از همسرش جدا شود تا شايد مرد زندگي‌ اش لااقل به فرزندانش سر بزند.

او با گريه در توضيح ماجراي زندگي‌اش به قاضي عموزادي گفت: ۱۱ سال پيش بود كه به‌دنبال آشنايي با همسرم به عقد او درآمدم و با تعيين يك سكه بهار آزادي و ۱۳۷۶ شاخه گل رز به‌عنوان مهريه زندگي مشترك با وي را آغاز كردم.

سال‌هاي اول زندگي‌مان همسرم كه مرد ثروتمندو مهرباني بود، برايم زندگي خوبي را فراهم كرده بود و ما بدون هيچ مشكلي با محبت و علاقه با يكديگر زندگي مي‌كرديم تا اينكه ۴ سال قبل دچار يك بيماري صعب‌العلاج شدم. از آن به بعد، رفته رفته دچار مشكل حركتي شدم و بعد از اين اتفاق بود كه احساس كردم همسرم ديگر آن علاقه و محبت گذشته را به من ندارد. اين بي‌مهري‌ها تا آنجا پيش رفت كه همسرم حتي حاضر به صحبت با من نبود و آنجا بود كه متوجه شدم وي ديگر حاضر به ادامه زندگي مشتركمان نيست. تا اينكه سال گذشته همسرم يكباره به بهانه رفتن به سر كار از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت.

وي ادامه داد: ماه‌ها به‌دنبال همسرم گشتم تا اين كه متوجه شدم وي در خارج كشور در حال تجارت و زندگي است. اين در حالي بود كه در اين مدت من بدون دريافت نفقهو با بيماري‌اي كه داشتم از فرزندانم نگهداري مي‌كردم اما وقتي ديدم ديگر نمي‌توانم اين وضعيت را تحمل كنم فرزندانم را تحويل خانواده شوهرم دادم.

زن جوان كه به همراه وكيل خود در دادگاه حاضر شده بود، در ادامه به قاضي عموزادي گفت: من يك سكه طلاي مهريه‌ام را هنگام عقد دريافت كرده‌ام و حالا هم مي‌خواهم فقط يك بار ديگر همسرم را ببينم و بقيه مهريه‌ام را كه ۱۳۷۶ شاخه گل رز است به او ببخشم. شايد چند صباحي ديگر زنده نباشم اما مي‌خواهم از همسرم جدا شوم تا شايد او لااقل به‌خاطر ديدن فرزندانمان برگردد.

+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 1:20 بعد از ظهر توسط سمانه |



هفت تیر ۷tir.com : قضات شعبه ۲۲ دادگاه تجديد نظر استان تهران دو مامور اداره آگاهي تهران را که متهم به شکنجه زني جوان بودند، محکوم کردند.

گزارش شکنجه شدن مريم غلامعلي زن ۲۲ ساله يي که به اتهام قتل شوهرش بازداشت شده بود، يک روز پس از وخامت حال وي يعني ۱۹ مردادماه سال ۸۲ به بازرسي ناجا اعلام شد. مطابق شکايت مريم يکي از افسران بازجو براي گرفتن اعتراف، وي را به شدت کتک زده و با وارد آوردن ضربات جسم سخت، فرق سر وي را شکافته بود.

مريم غلامعلي که يک هفته پس از مراسم عروسي اش و در پي مفقود شدن شوهرش به اتهام قتل بازداشت شده بود، در شکايت خود به بازرسي ناجا گفت؛ يک شب بعد از مراسم عروسي مان شوهرم علي که پسرعمويم نيز هست، ناگهان گم شد. البته او با شوهر سابقم قرار ملاقات داشت. بعد از آن ديگر به خانه نيامد. از آنجايي که من و شوهرم با خانواده وي اختلاف داشتيم براي اينکه متهم نشوم به خانواده علي خبر ندادم و خودم به تنهايي به دنبال او گشتم، اما بعد از چند روز برادرشوهرم متوجه شد و شکايت کرد.

مريم در مورد چگونگي بازداشتش گفت؛ چند روز بعد از مفقود شدن شوهرم جسد مثله شده او در قسمت هاي مختلف شهر پيدا شد. در حالي که من هرگز خبر نداشتم چه کسي چنين بلايي سر شوهرم آورده است، بازداشت شدم.

از زمان بازداشت يکي از بازجويان با من بدرفتاري مي کرد و سعي داشت القا کند که من علي را کشته ام در حالي که اين طور نبود و تحت هيچ شرايطي حاضر به پذيرش اتهام قتل نشدم. «م» و «الف» که بازجو و مامور هدايت من بودند براي گرفتن اعتراف در آخرين جلسه بازجويي مرا کتک زدند به گونه يي که پس از اتمام بازجويي وقتي دوباره به بازداشتگاه وزرا منتقل شدم مامور بند نسوان حاضر به پذيرش من نشد، شرايطم آنقدر وخيم بود که مرا به بيمارستان انتقال دادند و به خاطر جراحات سرم چند روز در قسمت اورژانس بستري شدم. در حالي که اين شکايت در بازرسي ناجا در حال رسيدگي بود و متخصصان پزشکي قانوني نيز ۲۷ مورد کبودي و جراحت و شکستگي دندان و پاره شدن فرق سر مريم را تاييد کرده بودند، مرد بازجو و مامور همراه مريم به بازرسي احضار و مدعي شدند مريم خودزني کرده است. در نهايت پرونده براي رسيدگي به دادگاه فرستاده شد.مريم که در يک پرونده به عنوان متهم به قتل شوهرش و در يک پرونده به عنوان شاکي نامش ثبت شده بود، ابتدا در دادگاه عمومي جنايي به عنوان متهم به قتل شوهرش تحت محاکمه قرار گرفت و به رغم محکوم شدن به مرگ حکم وي در ديوان عالي کشور نقض شد و پرونده به شعبه هم عرض رفت. اين بار براي بار دوم محاکمه و به اتهام معاونت در قتل بدون اينکه قاتل اصلي شناسايي شود، به ۱۵ سال حبس محکوم شد و اين بار نيز حکم نقض و در سومين محاکمه مريم تبرئه و براي هميشه آزاد شد.

زن جوان که شکواييه خود را دنبال مي کرد اين بار در دادگاه عمومي به عنوان شاکي حاضر شد و دو مامور را متهم به شکنجه کرد، اما آنها باز هم اتهام شان را انکار کردند و مدعي شدند مريم خودزني کرده است. دادگاه بدوي حکم بر برائت دو مامور صادر اما مريم به حکم اين راي اعتراض کرد و پرونده در شعبه ۲۲ دادگاه تجديد نظر دوباره به جريان افتاد. اين بار مريم و وکيلش در دادگاه با ارائه لايحه يي خواستار محکوميت متهمان شد و پس از انجام تحقيقات پرونده سرانجام راي بر محکوميت بازجو و مامور همراه صادر کرد.

قضات شعبه ۲۲ با استناد به شش دليل و انجام تحقيقات دو متهم را به حبس و پرداخت ديه در حق مريم محکوم کردند.در اين راي آمده است؛ مطابق دادنامه ۱۰۸۸ حکم متهمان «م» و «الف» که متهم به ايراد صدمه بدني عمدي هنگام بازجويي در اداره آگاهي تهران هستند و در دادگاه بدوي تبرئه شدند با توجه به تجديدنظرخواهي مريم غلامعلي و با استناد به ماده ۲۵۷ قانون مجازات کيفري نقض و تجديدنظرخواهي مريم غلامعلي مورد قبول واقع مي گردد.در ادامه راي درباره استنادات دادگاه به پنج مورد اشاره شده و آمده است؛ ۱- مريم غلامعلي در تاريخ ۱۵ مردادماه سال ۸۲ از سوي مسوولان زندان اوين به صورت سالم به ماموران تحويل داده شد، اما در موقع بازگشت در تاريخ ۱۸ مردادماه سال ۸۲ در وضعيت بدني و جسماني به شدت وخيمي بود که در اين سه روز اتفاق افتاده است.

۲- درباره ادعاي متهمان («م» و «الف») در خصوص خودزني شاکي بايد گفت اين ادعا درست نيست، چرا که وسايل خودزني در بازداشتگاه وجود نداشته و جراحات بر بدن شاکي از سوي شخص يا اشخاص ديگري وارد شده است.

۳- گزارش حفاظت اطلاعات ناجا و بازرسي ناجا و گفته هاي خانم «ف» مسوول بند خواهران معاونت مفاسد اجتماعي تهران (وزرا) همگي حاکي از ضرب و جرح شاکي از جانب متهمان و احراز ارتکاب جرم (بزه) از جانب آنها است.

۴- گواهي پزشکي قانوني مبني بر مصدوم شدن شاکي و پاسخ پزشکي قانوني در خصوص اينکه جراحات خودزني نيست بلکه صدمات ناشي از ضربات شخص يا اشخاص ديگر بوده نيز دليل ديگري براي اثبات ادعاي مريم غلامعلي است.

۵- در مدت زماني که جراحات وارد شده است شاکي در اختيار متهمان بوده که «م» مامور بازجو و «الف» مامور بدرقه کننده (محافظ) بوده است.

در ادامه راي آمده است؛ با توجه به اين پنج مورد و ساير قرائن و شواهد موجود که در پرونده منعکس است با استناد به مواد ۵۷۸ ، ۲۷۰ ، ۲۷۷ ، ۳۶۸ ، ۴۸۰ ، ۴۸۱ ، ۴۸۴ ، ۴۰۳ و ۴۸۸ قانون مجازات اسلامي دادگاه متهمان را به لحاظ جنبه خصوصي جرم به پرداخت ديه در ۲۷ مورد کبودي در قسمت هاي مختلف بدن، ۲ درصد ديه کامل يک انسان به خاطر شکستگي دندان ها، ۴ درصد ديه کامل يک انسان به خاطر جراحات در کف پا، ۱۰ درصد ديه کامل يک انسان به خاطر پارگي عميق در فرق سر و ۴ درصد ديه کامل يک انسان به دليل خونريزي شديد چشم راست و به لحاظ جنبه عمومي جرم دو متهم را به تحمل شش ماه حبس تعزيري محکوم مي کند. اما با توجه به اينکه متهمان فاقد سابقه کيفري هستند و با توجه به وضعيت خاص آنها مطابق ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامي شش ماه حبس به پرداخت ۳۰۰ هزار تومان جزاي نقدي در حق هرکدام از متهمان به صندوق دولت تبديل مي شود.در پايان اين راي آمده راي قطعي و غيرقابل تجديدنظرخواهي است. بنا بر اين گزارش در حال حاضر با توجه به اينکه تاکنون دو متهم براي اجراي راي خود را معرفي نکرده اند، قاضي دادگاه حکم جلب آنها را نيز صادر کرده است.

.

+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387 4:21 بعد از ظهر توسط سمانه |


http://www.iranjudiciary.org/.%5Ccontent/fa/aboutus/overview/bldg.jpg
هفت تیر ۷tir.com
: داديار دايره اجراي احکام دادسراي جنايي تهران از مردم براي دستگيري مجدد جواني که به جرم تعرض به يک کودک پنج ساله و ۸ زن به اعدام محکوم شده است درخواست کمک کرد . به گزارش خبرنگار ما، مصطفي مرد فراري که سال ۸۱ دستگير و سپس به اعدام محکوم شده بود در پي يک اتفاق با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد و فرار کرد.

شرح ماجرا

۲۰ مهر ماه سال ۸۱ زني جوان به ماموران نيروي انتظامي خبر داد کودک پنج ساله اش در باغي در شهران مورد آزار قرار گرفته و بد حال و در بيمارستان بستري است. پس از طرح اين شکايت قاضي وقت شعبه ۱۱۶۸ دادگاه جنايي تهران پسر خردسال را براي معاينه به پزشکي قانوني فرستاد و متخصصان تجاوز به اشکان را تاييد و اعلام کردند لکه هاي خوني روي لباس اين کودک وجود دارد که نشان مي دهد آسيب شديدي به وي وارد آمده است.

همان روز ماموران گشت انتظامي در شهران به جواني که لباس سربازي به تن داشت ظنين شدند و وي را بازداشت کردند. اين جوان که مصطفي نام دارد منکر ارتکاب اين عمل شد، اما ماموران لکه هاي خون روي لباس اين سرباز پيدا کردند و با اين فرضيه که مصطفي همان مرد متجاوز است وي را به دادگاه جنايي فرستادند. پس از آنکه پزشکي قانوني آثار خون روي لباس متهم را مورد آزمايش قرار داد، تاييد کرد خون متعلق به اشکان - پسر پنج ساله - است.با بازداشت مصطفي و چاپ عکس وي در روزنامه ها، ۸ زن ديگر به پليس مراجعه کردند و مدعي شدند مصطفي آنها را مورد آزار جنسي  قرار داده است. يکي از زنان شاکي به پليس گفت؛ در يکي از خيابان هاي خلوت شهران مي رفتم که جواني با لباس سربازي به من نزديک شد و ساعت پرسيد، من ايستادم که جوابش را بدهم که نقشه اش را اجرا کرد.با اين حال کارآگاهان براي اينکه مطمئن شوند عامل آزار اين زنان مصطفي بوده است، وي را بين ۱۰ مرد ديگر قرار دادند و از زنان شاکي خواستند مرد متجاوز را شناسايي کنند، آنها به اتفاق مصطفي را نشان دادند. مصطفي که زمان دستگيري ۲۰ ساله بود وقتي ديد شکات او را شناسايي کرده اند، لب به اعتراف گشود و قبول کرد که ۸ زن را مورد آزار و اذيت قرار داده است. او گفت؛ من با ماشين به سراغ زنان مي رفتم و پس از اينکه آنها را به بهانه پرسيدن ساعت متوقف مي کردم، به سويشان حمله ور مي شدم و هرگاه متوجه رهگذران ديگر مي شدم به سرعت فرار مي کردم.وي همچنين در مورد تجاوز به کودک هشت ساله گفت؛ روزي که پسر بچه را ديدم به سراغش رفتم و در حالي که به شدت گريه مي کرد او را به باغي کشاندم و مورد تعرض قرار دادم و متواري شدم.

پس از تکميل تحقيقات قاضي شعبه ۱۱۶۸ جلسات محاکمه مصطفي را آغاز کرد، اما هنوز اين جلسات تمام نشده بود که قاضي شعبه ۱۱۶۸ براي چند روزي به مرخصي رفت و قاضي دادرس مسووليت شعبه را بر عهده گرفت. خانواده مصطفي که متوجه تغيير رئيس شعبه شده بودند، بدون اينکه بگويند مصطفي چه جرائمي انجام داده است، با سپردن وثيقه خواستار آزادي مصطفي شدند و دادرس پرونده نيز بدون بررسي پرونده، وي را با وثيقه آزاد کرد.مصطفي پس از آزادي ديگر به زندان بازنگشت و قاضي اصلي پرونده پس از بازگشت وي را به صورت غيابي محاکمه و به اعدام محکوم کرد. حکم مصطفي در ديوان عالي کشور و شعبه تشخيص مورد تاييد قرار گرفت.

اين در حالي بود که مصطفي همچنان فراري و تحت تعقيب بود. در اين حين خبر رسيد مرد اعدامي که پس از فرار از زندان به خارج از کشور رفته بود، بار ديگر به ايران برگشته و حتي در يک جمع توبه نيز کرده است. به رغم بازگشت مصطفي به ايران باز هم سرنخي از وي به دست نيامد تا اينکه ديروز پرونده او براي اجراي حکم اعدام به دايره اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شد و داديار حقبين از مردم خواست با مشاهده عکس مرد فراري چنانچه خبري از وي دارند پليس را بلافاصله در جريان قرار دهند.


به به... واقعا كه! قابل توجه پسرهايي كه ميگن چجوري به زور به زنا  تجاوز ميكنن!

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 3:56 بعد از ظهر توسط سمانه |



هفت تیر  : نمایندگان کنفدراسیون فوتبال آسیا ای.اف.سی که برای گفت‌وگو با مقامات ورزشی ایران به تهران رفته‌اند، برای لزوم تطبیق شرایط داخلی فوتبال کشورهای عضو آن کنفدراسیون با شرایط مورد نظر فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا، تاکید کرده‌اند.

آی.اف.سی قبلاً اعلام کرده بود که از سال ۲۰۰۹ فقط آن دسته از کشورهای آسیایی می‌توانند در رقابت‌های جام باشگاههای آسیا نماینده داشته باشند که شرایط داخلی فوتبالشان را با شرایط اعلام‌شده از سوی «فیفا» تطبیق دهند.

یکی از مسایلی که به گفته‌ی مقامات فدراسیون فوتبال ایران در گفت‌وگوهای تهران به‌طور جدی از سوی نمایندگان ای.اف.سی مطرح شده‌، انتقاد آنان و «فیفا» از عدم حضور زنان در وززشگاهها برای تماشای مسابقات فوتبال است.

این در حالی است که به نظر می‌رسد برای تماشاچیان زن در مسابقات ورزشی دیگر چنین محدودیت‌هایی وجود ندارد. مثلاً در مسابقات اخیر تنیس جام دیویس که در تهران برگزار شد، زنان در میان تماشاچیان حضورداشتند.
از سوی دیگر سایت اینترنتی youtube که فیلم‌های گوناگونی را که از سوی مردم فرستاده می‌شود و در دسترس عموم می‌گذارد، فیلمی از یکی از مسابقه‌های باشگاه پرسپولیس با استقلال تهران منتشر کرده است که طرفداران پرسپولیس شعارهای رکیکی را علیه یکی از بازیکنان استقلال یکصدا فریاد می‌زنند.

فدراسیون ایران تاکنون حضور چنین تماشاچیان را دلیل راه‌ندادن زنان به ورزشگاه‌ها عنوان کرده است. به گفته‌ی مقامات ورزشی ایران برای جلوگیری از بی‌احترامی به زنان، از ورود آنان به ورزشگاه‌ها جلوگیری می‌شود. این مساله را با فریده شجاعی، نایب رییس فدراسیون فوتبال در امور زنان در میان گذاشتم:

ببینید، من خودم دو هفته‌ی پیش بازی استقلال و پرسپولیس را رفتم از نزدیک دیدم. اتفاقاً هیچ جو بدی هم در استادیوم وجود نداشت. یعنی خیلی‌ هم تعجب کردم، خیلی جو آرام و بی‌سروصدا و خیلی منظم و مرتبی بود، نه حرف بدی زده شد و نه حرف زشتی. هیچ، هیچ اتفاقی نیفتاد. من آن‌جا بودم.

بنابراین با این صحبتی که می‌فرمایید، از دید شما اشکالی ندارد برای ورود بانوان به ورزشگاه…

از دید من اشکالی ندارد. ولی ببینید یک‌سری سیاست‌های نظام است، یک‌سری برنامه‌های سازمان تربیت بدنی است و ما باید براساس ‌مقرراتی که برایمان وضع می‌کنند جلو برویم.

من نمی‌دانم چرا، ولی خب دلایلی دارند برای خودشان که می‌گویند نباید بیایند و ما باید تابع باشیم. من شاید خیلی دوست داشته باشم خیلی کارها بکنم، ولی وقتی قوانین و مقررات کشورم اجازه ندهد، مجبورم تابع باشم دیگر. این مسایل و این مشکلات…

به هرحال الان ایران در شرایطی قرار گرفته است که اگر بخواهد مورد تحریم فیفا قرار نگیرد، باید این درخواست فدراسیون بین‌المللی فوتبال را عملی بکند. به نظر شما فدراسیون و سازمان تربیت بدنی چه کارهایی را باید انجام بدهند که ورزشگاه‌ها را برای ورود بانوان مناسب‌تر بکنند‌؟

به‌هر صورت فرهنگ‌سازی به منظور ترویج ورزش بانوان همیشه صحبت‌اش بوده است، از رییس سازمان گرفته تا مراجع دینی، تا مسوولین بزرگ مملکتی همیشه این را در صدر صحبت‌هایشان قرار داده‌اند.

بالاخره یک زمانی باید جا بیفتد که استادیوم‌ها و سالن‌های ورزش ما، محیط‌هایی پاک باشند، ولی من خودم شخصا دو هفته‌ی پیش که بازی استقلال و پرسپولیس را از نزدیک دیدم، حالا شاید جو بازی طوری بود، یعنی چون مساوی شد، شاید این اتفاق نیفتاد و کسی واقعاً بی‌حرمتی نکرد و همه احترام همدیگر را داشتند.

من حتی از دم در تا پارکینگ هم پیاده آمدم که ببینم واقعاً مردم چه برخوردی می‌کنند. دیدم برخوردها همه طبیعی و معقول است و افسوس خوردم که چرا ما نمی‌توانیم دخترهایمان را به این محیط خوبی و سالم بیاوریم.

ولی خب نمی‌دانم، شاید اگر اتفاق دیگری بیفتد، یکی ببرد و یکی ببازد، باز دوباره مردم به سروکله‌ی هم بزنند، ناسزا بگویند و بی‌حرمتی کنند و تبعاتش هم برای خانمها بد بشود. ولی در مجموع بالاخره من فکر می‌کنم نظاممان یا سازمان تربیت بدنی یا فدراسیون فوتبال بالاخره مشکلاتی را دیده‌اند در این قضیه که اصرار دارند که خانم‌ها حضور نداشته باشند. ما تابع مقررات و تابع سیاست‌های نظام‌مان هستیم.

ما دوست داریم برویم بازی را از نزدیک ببینیم، من بعد از سی سال این بازی را از نزدیک دیدم، به نظرم بسیار قشنگ‌تر از دفعات گذشته آمد که بارها و بارها نشسته‌ام و از تو تلویزیون دیدم.

مسلماً دختران جوان ما به دیدن بازی از نزدیک، بسیار راضی‌ترند. یعنی خیلی راحت و بهتر بازی را لمس می‌کنند و انگیزه‌هایشان هم بالاتر می‌رود.

ولی ما باید ببینیم که سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال چه تصمیماتی را می‌گیرند و چه برنامه‌هایی مدنظرش دارند و یا برنامه‌ریزی خاصی بکند که خانم‌ها یک بخشی از استادیوم را داشته باشند و بتوانند بروند بازی را تماشا بکنند. بالاخره ما تابع مقررات هستیم. حالا می‌مانیم که ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

اگر سازمان تربیت بدنی مجبور شود که ورود بانوان را به ورزشگاه‌ها آزاد بکند‌، آیا می‌شود تدابیری در نظر گرفت که جلوی کسانی را که حرف‌های رکیک می‌زنند یا توهین می‌کنند، بگیرند؟

ببینید، من خودم یک زن هستم. مجبورم مدافع حداقل آن بخش از زنان علاقمند به فوتبال کشورم هم باشم و دوست دارم چنین اتفاقی بیفتد. دوست دارم، چون می‌دانم دختران جوان ما خیلی دوست دارند که بیایند بازی را از نزدیک ببینند. شاید واقعاً یکسری از انگیزه‌هایشان برای رفتن به ورزش کردن و دوری از بسیاری از مسایل ناجور و نامناسب افزایش پیدا بکند.

واقعاً هم دلم می‌خواهد این اتفاق بیفتد و فکر می‌کنم اگر چنین اتفاقی بیفتد، می‌شود کارهایی کرد، می‌شود تدابیری اندیشید، می‌شود بالاخره جلوی مردم را گرفت. در هر صورت می‌شود فرهنگسازی کرد.

بالاخره آنها هم جوانند و می‌آیند آن‌جا که خودشان را تخلیه کنند و بازی مورد علاقه‌شان را ببینند و تیم مورد علاقه‌شان را تشویق کنند. ولی وقتی ببینند یک‌سری خانم هم در کنارشان نشسته‌اند، ممکن است به حرمت آن خانم‌ها که حالا فکر کنند خواهرشان است، همسرشان است یا مادرشان است، من فکر کنم خودبه‌خود یک مقداری از توهین‌هایی که می‌کنند و بی‌حرمتی‌هایی که در استادیوم اتفاق می‌افتد و ناسزاهایی که گفته می‌شود، کمتر می‌شود.

ضمن این که بالاخره یک‌سری مامور هم آدم اضافه کند و کسانی را که دیگر نمی‌شود کنترل‌شان کرد و خیلی بد برخورد می‌کنند، شناسایی بکنند و رفته رفته می‌شود استادیوم را از این قضیه پاک کرد و استادیومی را به‌وجود آورد که خانم‌ها هم بتوانند در آن شرکت داشته باشند.

خانم شجاعی، مورد دیگری که فیفا عنوان کرده بود، این بود که صدا و سیما برای پخش مسابقات سهمی به فدراسیون و باشگاه‌ها تا حالا نداده است و باید این کار را انجام بدهد. فکر می‌کنید این مسله روی برای پیشرفت باشگاه‌ها تاثیر خوبی خواهد داشت‌؟

بحث مارکتینگ است و بازاریابی و این که ما باید بالاخره بودجه‌مان از راهی تامین بشود علاوه بربودجه‌ی فدراسیون، و خب همه جای دنیا برای خانم‌هایشان هم تبلیغ می‌کنند و اسپانسر می‌گیرند.

منتها اسپانسر زمانی می‌آید برای خانم‌ها هزینه کند که پخش تلویزیونی داشته باشد و حداقل اسم آن ارگان روی سینه‌هایشان نوشته شده باشد که چهارتا ببیننده وقتی می‌بیند، بالاخره یک تبلیغی باشد.

ولی وقتی ما این پوشش تلویزیونی و این تبلیغات را نداریم، مسلماً هیچ اسپانسری هم نمی‌آید از ما حمایت بکند. شاید فیفا هم منظورش این بوده که شما باید اسپانسر بگیرید، و اسپانسر هم زمانی می‌توانید بگیرید که پخش تلویزیونی داشته باشید.


+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 6:57 بعد از ظهر توسط سمانه |


خب می خوام نتایج نظرسنجیرو اعلام کنم...

عنوان نظر سنجی تقصیرکار بود ... و سوال این بود که به نظر شما در تبعیضات ایجاد شده بین دختر و پسر چه کسی مقصر است ؟ توی این نظر سنجی 117 نفر شرکت کردن ... تاریخ شروع نظر سنجی : 1386/11/13

نتیجه :

پسران : 5 رای – 2/4 %

دختران : 21 رای – 9/17 %

مادران : 3 رای – 5/2 %

پدران : 1 رای - 8/0 %

والدین : 5رای – 2/4 %

دولت و جامعه : 52 رای – 4/44 %

اعراب : 30 رای – 6/25 %

بیشترین رای ها مال دولت و جامعه بود و بعد اعراب ...

پس این جا مشخص شد که خیلی ها اعتقاد دارن جامعه ی ما توی این تقصیرات موثره ...

به زودی این نظر سنجی رو ور می داریم و یکی دیگه جاش می ذاریم ... 

روزای اولی که این وبلاگ زده شد نظر من این بود که پسرا توی این تبعیضات مقصرن ... ولی با بحثایی که توی وبلاگ شد نظرم عوض شد و فهمیدم مقصر اصلی در ابتدا جامعه و بعد از اون والدینن...( البته این نظر منه ...)

 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 1:20 بعد از ظهر توسط نگین |


كارگر رستوراني كه دختر پنج ساله‌اي را در محل كارش مورد آزار جنسي قرار داده بود، با دستور داديار جنايي روانه زندان شد.

به نوشته اعتماد ملي، روز گذشته سليماني، داديار دوم دادسراي جنايي تهران در پايان نخستين جلسه رسيدگي به پرونده با هماهنگي رئيس اين دادسرا، دستور پلمب رستوراني را كه اين اتفاق در آن رخ داده است، صادر كرد. در اين جلسه، داديار سليماني دستور داد متهم به آزار جنسي در بين چند متهم ديگر قرار گيرد تا كودك پنج ساله او را شناسايي كند كه كودك خردسال نيز در نگاه اول او را شناخت.

پس از آن نيز ماجرا را براي ثبت در پرونده شرح داد و با اشاره به متهم گفت: زماني كه ما به آن رستوران رفته بوديم، اين مرد به من گفت به زيرزمين بيا، اما من به او گفتم اول تو برو بعد من مي‌آيم. اين مرد به من گفت: در زيرزمين كاري است كه تو بايد انجام دهي. بعد او به دستشويي رفت و من به‌دنبال او رفتم، در دستشويي اين مرد دستم را گاز گرفت و مورد آزار قرار داد. اين ادعاي دختر پنج ساله، در حالي بود كه متهم 21 ساله در بازجويي انجام شده، ادعاهاي دختر خردسال را تكذيب كرد.

داديار شعبه دوم دادسراي جنايي در پايان اين جلسه، متهم را به زندان كهريزك كه محل نگهداري اراذل و اوباش است فرستاد و دستور داد دختر خردسال براي بررسي كبودي‌هايي كه بر اثر خشونت اين كارگر رستوران به وجود آمده، به پزشكي قانوني معرفي شود. پدر اين كودك نيز در تشريح نحوه اطلا‌ع از موضوع گفت: ما در حوالي پيروزي زندگي مي‌كنيم. زمان حادثه براي شركت در ميهماني يكي از آشنايان به رستوراني در نزديكي ميدان منيريه رفته بوديم كه براي لحظاتي، متوجه غيبت دخترمان شديم. بعد كه او را پيدا كردم، به‌طور كلي چيزهايي در مورد ماجرا به من گفت.

اما وقتي به خانه رفتيم، نحوه آزارش را با جزييات بيشتري براي مادرش شرح داد و گفت: آقايي كه سيني را از روي ميز ما برداشت، من را به دستشويي برد و اذيت كرد. وقتي همسرم موضوع را با من در ميان گذاشت، به كلا‌نتري رفتيم و طرح شكايت كرديم، اين در حالي بود كه آثار خون و كبودي روي بدن دخترم وجود داشت و متهم نيز در كلا‌نتري و مراحل اوليه پس از دستگيري به اتهام خود اعتراف كرده است.

منبع : کانون زنان ایرانی

+ نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 7:49 بعد از ظهر توسط امين |


بانوان استادیوم
هفت تیر ۷tir.com
: از روزی که فیفا اعلام کرد برای مستقل کردن فوتبال و یکسان سازی شرایط اداره این ورزش در سراسر جهان با هیچ قدرت و نهاد دولتی شوخی ندارد، می شد حدس زد برای باقی ماندن در مناسبات و مراودات فوتبال بین المللی باید خواسته های فیفا را تامین کرد، اما آن زمان خطر تعلیق از نگاه هیچکس جدی نبود تا اینکه در سال ۲۰۰۶ میلادی فیفا به خاطر شائبه دخالت سیاست در فوتبال ایران، حکم تعلیق فوتبال ما را به اجرا گذاشت.

صدالبته به هر زحمتی بود به لطف رایزنی و مهمتر از همه به واسطه پذیرفتن شرایط فیفا از خطر تعلیق فرار کردیم، اما حالا یک بار دیگر خطر تعلیق و طرد شدن از فوتبال بین الملل را احساس می کنیم.

این بار AFC به مسایل داخلی و جزییات فوتبال ایران ورود کرده است. کنفدراسیون فوتبال آسیا که پشتوانه اش حمایت های قاطع فیفاست، اعلام کرده از سال ۲۰۰۹ فقط کشورهای آسیایی می توانند در رقابت های جام باشگاه های آسیا نماینده داشته باشند که شرایط داخلی فوتبال شان را با شرایط مورد نظر فیفا تطبیق دهند.

اما فوتبال ایران برای این تطابق غیر از مسایل پیش پا افتاده ای چون افزایش بازیکنان دارای قرارداد حرفه ای هر باشگاه از سطح ۱۰ بازیکن تا سقف ۱۶ بازیکن و همچنین مسقف کردن بخشی از ورزشگاه ها، با مشکلات و معضلات بزرگ تری روبه روست.

AFC که اجرا کننده قوانین فیفا در فوتبال آسیاست برای استقلال مالی فدراسیوفوتبا لایران و باشگاه های ایرانی روی حق پخش تلویزیونی فوتبال انگشت گذاشته و در راستای یکسان سازی شرایط فوتبال در ایران با سایر کشورهای دنیا از غیبت بانوان در در جمع تماشاگران ایراد گرفته و به فوتبال ما فقط حداکثر تا پایان اردیبهشت فرصت داده از صدا و سیما و حتی از شبکه های خارجی (در صورت به توافق نرسیدن با صداو سیمای خودمان) برای پخش هر مسابقه فوتبال حق پخش تلویزیونی بگیرد و همچنین زمینه حضور بانوان را در ورزشگاه ها فراهم کند.

این خواسته ها که کاملا جدی است و رعایت نکردنش در مرحله اول منجر به حذف باشگاه های ایرانی از حضور در رقابت های لیگ حرفه ای آسیا و در مرحله دوم منجر به تعلیق فعالیت های بین المللی فوتبال ایران می شود، در حالی به شکل کاملا جدی از جانب AFC (و در حقیقت از طرف فیفا) مطرح شده که طی سالیان اخیر هرگز صدا و سیما حاضر نشده برای پخش رادیو و تلویزیونی رقابت های فوتبال حق و سهمی به فدراسیون و باشگاه ها بدهد و هیچ قدرتی هم نتوانسته مجوز حضور بانوان در ورزشگاه ها را صادر کند.

اما این ماجرا جدی است و جدا از عقب نشینی صدا و سیما، نیاز به بازنگری در مورد شرایط حضور بانوان در ورزشگاه ها داریم. البته معتقدیم اگر آقایان در ورزشگاه ها حرمت نگاه می داشتند و فضای استادیوم ها را عاری از فرهنگ نمی کردند تا به حال بانوان هم پای ثابت تماشای تمامی رقابت های فوتبال ملی و باشگاهی ایران بودند.
بانوان استادیوم

+ نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 7:31 بعد از ظهر توسط سمانه |



به گزارش سايت هفت تير به نقل ازسایت میدان زنان عصر روز یکشنبه، ۲۵ فروردین، ماموران یکی از گشت های ارشاد منطقه میدان هفتم تیر تهران، در کنار کنترل پوشش زنان و دختران رهگذر، ماموریت دیگری هم داشتند، آن هم بازرسی و تفتیش ساک های خرید زنان بود. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر روز یکشنبه هر زنی که برای خرید به یکی از فروشگاه های پوشاک منطقه مراجعه و از آن لباسی خریداری می کرد، بلافاصله پس از خروج از مغازه باید آن را به ماموران پلیسی که مقابل در فروشگاه ایستاده بودند تحویل و در مورد خرید هر یک از لباس هایی که از نگاه مامورين پلیس «خارج از عرف» بود توضیح می داد.

به گفته یکی از شاهدان، ماموران پلیس با خارج کردن خریدهای شخصی زنان از کیسه ها و نمایش آن مقابل چشم های دیگر رهگذران با بررسی رنگ، مدل و طرح لباس ها زنان را «ارشاد» می کردند. فاجعه آنجا است که به دلیل کمبود ماموران پلیس زن برای بررسی همه خریدهای زنان در آن منطقه، ماموران پلیس مرد به کمک همکاران خود شتافتند و با قرار دادن زنان در صفی منظم آنها را دقایقی طولانی معطل می کردند تا ساک های خریدشان توسط ماموران زن مورد بررسی قرار گیرد. در غیر اینصورت اجازه تردد به آنها داده نمی شد!

شهروندان متعجب از این رفتار پلیس، بارها از ماموران پرسیدند:«اگر از نگاه شما ارائه اینگونه لباس ها خلاف است چرا با فروشندگان آنها برخورد نمی کنید؟» اما آنها هربار در کمال آرامش پاسخ دادند: «برخورد با فروشندگان وظیفه این یگان نیست»!

خبر آنچنان عجیب است که در کنار شهروندان حاضر در منطقه و احتمالا دیگر خوانندگان این خبررییس اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز با ناباوری نسبت به اتفاق پیش آمده اظهار نظر کند.
پاسار احمد درخشنده عصر روز دوشنبه ابتدا این موضوع را قویا تکذیب کرد، اما وقتی خبرنگار حاضر در محل مشاهدات خود را روایت کرد به سرعت گفت:« این تخلف آشكار ماموران گشت ارشاد است چون وظیفه آنها صرفا تذكر دادن است».

او هم، برخورد با لباس های نامناسب را وظیفه اداره اماكن نیروی انتظامی دانست ، اما برخلاف تاکید ماموران گشت ارشاد گفت:«اگر لباسي نامناسب و يا غيراسلامي هم وجود داشته باشد،‌بايد به متصدي فروش آن تذكر داده شود،‌البته آن هم وظيفه ماموران گشت هاي ارشاد نيست»

به گفته درخشنده«كنترل عرضه پوشاك مناسب برعهده ماموران اداره اماكن است كه اين طرح هم در حال پيگيري است». با این مقدمه است که او به سرعت نسبت به برخورد این ماموران واکنش نشان داد:«تفتیش خرید شهروندان تخلف ماموران گشت ارشاد منطقه بوده و حتما موضوع پيگيري مي شود».

در این شرایط بود که رییس اطلاع رسانی نیری انتظامی تهران بزرگ به شهروندان توصیه کرد:« به محض مواجهه با تغيير نحوه برخورد ماموران گشت هاي ارشاد موضوع را به ۱۹۷ اطلاع دهند تا هرچه سريعتر از ادامه تخلف جلوگيري شود».البته او راه حل ديگري را هم پيشنهاد كرد :«اگر شهروندان امكان برقراري تماس تلفني با مركز ۱۹۷ را نداشتند مي توانند با مراجعه به فرمانده يگان حاضر در منطقه تخلف مامور را گزارش دهند». رييس مركز اطلاع رساني اما به اين موضوع پاسخ نداد كه ماموران گشت هاي ارشاد چگونه بدون دستور فرمانده اجازه برخورد با شهروندان را بدست می آورند، آنهم به طوریکه فرمانده حاضر در محل از آن غافل می شود!

به هرحال برخود ماموران یکی از گشت ارشاد منطقه هفت تير تهران، آنقدر عجیب و غیرقابل تصور بود که محمود سالارکیا، معاون انتظامی دادستان تهران را هم متعجب کند:« مگر می شود که نسبت به لباس خصوصی افراد نظر داد و آن را در مقابل چشمان نامحرمان نمایش داد، اگر اینگونه است، پس همه شهروندان مجرم هستند! موضوع پوشش و خريد آنچه را كه زنان مسلمان ايراني به آن احتياج دارد،‌مساله اي خصوصي است و هيچ فرد و گروهي حق اظهار نظر در آن را ندارد چه برسد به آنكه ماموران نيروي انتظامي آنچه كه مردم خريده اند را تفتيش و بازرسي كنند».

او سپس این جمله خود را کاملتر کرد و گفت:« تا زمانيكه پوشش شهروندان (زنان) در جامعه در معرض ديد عمومي و نامحرم  قرار نگيرد،‌استفاده از انواع لباس ها در مدل ها و رنگ های مختلف ممنوعيت ندارد و رفتار ماموران براي پرس و جو از شهروندان كاملا خلاف قانون و تجاوز به حريم خصوصي افراد است».
سالاركيا با اشاره به صراحت قانون در مورد حريم خصوصي گفت:« تفتيش وسايل شهروندان تنها در مناطق امنيتي همچون فرودگاه ها و يا مراجع قضايي و انتظامي مجاز است، البته آن هم فقط جست و جو در موارد مشكوك و تفتيش ابزار خطرناك».

با این گفته معاون دادستان انگار باید نتیجه گرفت، ماموران این گشت ارشاد که به گفته شاهدان عینی از ماموران بسیجی کمک کننده به نیروهای انتظامی بودند، اشتباه به این میدان هفتم تیر تهران اعزام شده بودند، میدانی که پیش از این بارها صحنه برخوردهای ناخوشایند و به قول مقامات انتظامی «نامتعارف» بوده است!

منبع: 7tir.com


 

----------------------
برا كي بايد متاسف باشم؟!

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387 3:19 بعد از ظهر توسط سمانه |



از زماني که به بند زنان زندان مرکزي مشهد رفته و دختران زير 18 سال را به صورت دسته جمعي تنها در يک اتاق و در بندي از زندان زنان ديدم،‌ حدود 2 سال مي‌گذرد.

در اين مدت انتقادات زيادي ازسوي افراد مختلف به نبود کانون اصلاح و تربيت در